اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)

روایت «الشَّقِيُّ مَن شَقِي فِي بَطنِ أُمِّهِ و السّعِيدُ مَن سعِد فِي بَطنِ أُمِّهِ»

14٬055
اصول

سعادت و شقاوت انسان موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه» توضیح می‌دهند که مقصود این روایات چیست و آیا سعادت و شقاوت واقعاً در رحم مادر شکل می‌گیرد یا به حقیقتی فراتر از عالم ماده بازمی‌گردد. ایشان ابتدا معنای بطن مادر را در فرایند تکوین انسان بررسی می‌کنند و سپس با طرح دیدگاه‌های فلسفی درباره نفس، تجرد روح و نسبت جسم و جان، جایگاه این روایات را روشن می‌سازند. در ادامه رابطۀ عالم ثابتات و علم ازلی الهی با سعادت و شقاوت انسان تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه عوامل ظاهری مانند غذای حلال و حرام، حالات مادر و شرایط دوران بارداری با حقایق ثابت و ازلی انسان ارتباط پیدا می‌کنند. حاصل بحث، روشن‌شدن نسبت میان تقدیر الهی، تکوین انسان و نقش اسباب ظاهری در شکل‌گیری مسیر زندگی او است.

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)

توضیحات:

سعادت و شقاوت انسان موضوع اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من سعد فی بطن امه» توضیح می‌دهند که مقصود این روایات چیست و آیا سعادت و شقاوت واقعاً در رحم مادر شکل می‌گیرد یا به حقیقتی فراتر از عالم ماده بازمی‌گردد. ایشان ابتدا معنای بطن مادر را در فرایند تکوین انسان بررسی می‌کنند و سپس با طرح دیدگاه‌های فلسفی درباره نفس، تجرد روح و نسبت جسم و جان، جایگاه این روایات را روشن می‌سازند. در ادامه رابطۀ عالم ثابتات و علم ازلی الهی با سعادت و شقاوت انسان تبیین می‌شود و این پرسش مطرح می‌گردد که چگونه عوامل ظاهری مانند غذای حلال و حرام، حالات مادر و شرایط دوران بارداری با حقایق ثابت و ازلی انسان ارتباط پیدا می‌کنند. حاصل بحث، روشن‌شدن نسبت میان تقدیر الهی، تکوین انسان و نقش اسباب ظاهری در شکل‌گیری مسیر زندگی او است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (2)

8
  • و اما بنا بر مسلك بوعلي:

  • هَبَطَت إلیكَ مِنَ الـمَحَـلِّ الأرفَعِ***وَرقَآءُ ذاتُ تُعَزُّزٍ وَ تَمَنُّع
  • مَحجوبَةٌ عَن كُلِّ مُقلَةِ عارِفِ***وَ هىَ الَّتى سَفَرَت وَ لَم تَـتَبَرقَع1
  • بوعلي هم كه قائل به حيات در نطفه نبود، اين‌هم كه نمي‌توانست به اين كيفيت ... البته در اينكه داراي قدرت است و داراي چه است، مسئله‌ای نداشت؛ اما اينكه حيات نطفه را ادراك بكند، [نمی‌توانست] آن موقع اين وسائل را نداشتند. لذا در اينها با توجه به قرائن ديگري كه در دستشان بود قائل به «روحانیة الحدوث و روحانیة البقاء‌» در مورد انسان بودند. یعني اين جسم مي‌آيد در رحم مادر قرار مي‌گيرد، رشد و تكامل پيدا مي‌كند و وقتی به چهار ماه و خورده‌اي كه مي‌رسد، يك‌مرتبه روح از عالم روح و نفس، تعلّق و ارتباط با اين جسم پيدا مي‌كند، اسم اين ارتباط را ما انسان مي‌گذاريم؛ اين ارتباط يعني انسان. وقتي كه اين با اين ارتباط پيدا كرد، اين شروع به حركت مي‌كند، اين شروع به دست و پا زدن مي‌كند، درست شد؟! اين كيفيت ارتباط است. 

  • حالا اين دو نحوه ارتباطي كه در اينجا هست صحبت ما در اين است كه آيا اين مسائلي كه در مورد «السعیدُ سَعیدٌ فی بَطنِ اُمِّه و الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه»، هست مي‌تواند ارتباطي به‌طور‌کلی اصلاً با اين قضايا داشته باشد يا اصلاً ارتباطي ندارد؟! و آيا اين مسئله فرض كنيد [مشیّت و ارادۀ] خداوند متعال اگر تعلّق به بطن اُمّ نگرفت مثل حضرت عيسي يا در مورد آدم و حوا آيا اين قضيه در مورد آدم و حوا استثناء ‌شده است؟! آيا اين بطن اُمّ، علت براي شقاوت و سعادت است؟! [اگر این‌طور است] آنها كه داري بطن اُمّ نبودند، پس معلوم مي‌شود مسئلۀ «الشَّقی شَقیٌ فی بَطنِ اُمِّه» يك مسئله‌اي است همراه با تكوّن نفس آدمي، يعني وقتي كه نفس آدمي مي‌خواهد تكوّن پيدا بكند اين «الشقی شقیٌ و ألسعید سعیدٌ ...» آنجا مي‌آيد. حالا بطن اُمّ باشد يا غير بطن اُمّ باشد، اين ديگر تفاوتي ندارد. درست شد؟! منتها چون به‌حسب معمول اين تكوّن در بطن اُمّ انجام مي‌گيرد، لسان روايات هم ناظر به همين مسئله است كه شقاوت و ضلالت در بطن اُمّ است؛ اما اصلاً اين قضيه کاری به بطن اُمّ ندارد؛ بلکه هنگام تكوّن انسان به مقام انسانيت و به نفس آدمي شقاوت يا سعادت براي انسان حاصل مي‌شود. اين نكتۀ اوّل بود.

    1. عشر قصائد و أشعار، ابن‌سينا، ج 1، ص 1. معاد شناسى، ج ‌1، ص 82:
      1ـ هبوط و نزول كرد به‌سوى بدن تو از بالاترين محلّ و عالى‌ترين مرتبه، كبوترِ ورقاء روح كه داراى مقامى بس عزيز و محلّى منيع است.
      2ـ آن لطيفه روح از ديدگان هر عارف و خبيرى مختفى و پنهان است. و عجبا كه او چهرۀ خود را به نقاب نپوشانده، بلكه دائماً پرده از رخ برافكنده و در منظر و مرآى عموم خود را آشكارا و هويدا ساخته است.
/ 0