اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)

روایت «الشَّقِيُّ مَن شَقِي فِي بَطنِ أُمِّهِ و السّعِيدُ مَن سعِد فِي بَطنِ أُمِّهِ»

14٬122
اصول

طینت انسان و سعادت و شقاوت در روایات، محور اصلی این جلسه درباره تبیین روایات مربوط به خلقت انسان و نقش طینت در گرایش‌های متفاوت انسان‌ها است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات علّیین و سجّین توضیح می‌دهد که در متون دینی برای نفوس انسانی مراتب متفاوتی در عالم ثبوت بیان شده است و این تفاوت‌ها در گرایش‌ها و استعدادهای اخلاقی و روحی انسان در دنیا نیز قابل مشاهده است. در ادامه، نسبت این مباحث با اختیار انسان و مسئله جبر و اختیار مطرح می‌شود و این نکته بررسی می‌گردد که آیا این اختلافات ذاتی به معنای نفی اختیار است یا نه. همچنین با اشاره به تفاوت‌های جسمی و روحی انسان‌ها، تلاش می‌شود پیوندی میان تجربه انسانی و روایات برقرار شود تا فهم دقیق‌تری از مفهوم سعادت و شقاوت اولیه ارائه گردد.

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)

توضیحات:

طینت انسان و سعادت و شقاوت در روایات، محور اصلی این جلسه درباره تبیین روایات مربوط به خلقت انسان و نقش طینت در گرایش‌های متفاوت انسان‌ها است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی روایات علّیین و سجّین توضیح می‌دهد که در متون دینی برای نفوس انسانی مراتب متفاوتی در عالم ثبوت بیان شده است و این تفاوت‌ها در گرایش‌ها و استعدادهای اخلاقی و روحی انسان در دنیا نیز قابل مشاهده است. در ادامه، نسبت این مباحث با اختیار انسان و مسئله جبر و اختیار مطرح می‌شود و این نکته بررسی می‌گردد که آیا این اختلافات ذاتی به معنای نفی اختیار است یا نه. همچنین با اشاره به تفاوت‌های جسمی و روحی انسان‌ها، تلاش می‌شود پیوندی میان تجربه انسانی و روایات برقرار شود تا فهم دقیق‌تری از مفهوم سعادت و شقاوت اولیه ارائه گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی روایات موجود در باب خلقت انسان (3)

9
  • بنابراين اصل مسلّم در مسئلۀ اختيار و در مسئلۀ مشیّت اين است كه خصوصيات جسماني افراد همان‌طور که با همديگر بدون اختيار مختلف است، خصوصيات روحاني و ظلماني افراد هم در افراد بدون اختيار مختلف است. اين مربوط به مسئلۀ عقلي مي‌شود كه خودمان از نقطه‌نظر تجربي مشاهده مي‌كنيم.

  • از نقطه‌نظر روايات هم داريم که دلالت مي‌كند هر كدام از مؤمنين و شيعيان اينها داراي مرتبۀ خاصّ از وجودي هستند كه ثبوت اينها در ازل مقرّر است يا در علّيّين يا در سجّين و اين اختلاف در آنجا وجود دارد. حالا ببينيم كه با اين موضوع ما چه‌كار كنيم؟! مي‌توانيم يك كاري كنيم كه همه را بي‌دين كنيم؟! خلاصه از راه به در كنيم؟! زورمان مي‌رسد يا نه؟!

  • تلمیذ: شقاوت يعني چه؟ يعني همان كدورت محض؟

  • استاد: شقاوت يعني عدم قبول حق، حق را نمي‌تواند قبول كند.

  • در باب خلود انسان 

  • تلمیذ: ... در باب خلود انسان ...

  • استاد: ما گفتيم كه قائل به خلود نيستيم.

  • تلمیذ: يعني خلود به چه نحو است؟!

  • استاد: چون خلودي وجود ندارد، بالأخره اينها به‌واسطۀ آن جنبۀ ‌ابتعادي كه دارند به آن جنبۀ روحانيت برگشت پيدا مي‌كنند.

  • حقيقت قضيه اين است كه خيلي از افرادي كه در اين مسائل صحبت كرده‌اند يك تيري را در تاريكي رجماً بالغيب انداخته‌اند. واقعاً در اينكه در روز قيامت اوضاع چطور است و چه قسم است ما كه خبر نداريم، نرفتيم ببينيم که واقعاً خدا با هر شخصی مي‌خواهد چه‌كار كند مثلاً با عُمر مي‌خواهد چه‌كار كند؟ با ابوبكر مي‌خواهد چه‌كار كند؟ با شمر و يزيد مي‌خواهد چه‌كار كند؟ ما اين را كه نمي‌دانيم، برحسب ظاهر.

  • از نقطه‌نظر عقلي مي‌توانيم بگویيم كه مشیّت خدا همان‌طوري‌كه در بروز صفات جمال هست در بروز صفات جلال هم هست يعني همان‌طوری‌که جهت قرب را خداوند متعال خلق كرده است، جهت بُعد را هم خلق كرده است. اما اينكه بگوییم: چرا اين را بعيد خلق كرده است و او را قريب خلق كرده است؟ خدا مي‌گويد: فضولي موقوف! به تو نيامده است! يعني ما به اين نكته و به اينجا كه مي‌رسيم ﴿لَا يُسۡ‍َٔلُ عَمَّا يَفۡعَلُ وَهُمۡ يُسۡ‍َٔلُونَ﴾1 است، چرا پيغمبر را به پيغمبری برگزیدی و علي را به نبوت اختيار نكردي؟! به تو مربوط نيست دلم خواسته است! ديگر اينجا جايي نيست كه جاي برهان باشد. وقتي كه امر به مشیّت و به فعل خدا برمي‌گردد ديگر در آنجا صحبت تمام مي‌شود، ارادۀ خدا تعلّق گرفته است بر اینكه من‌باب‌مثال اين، اين‌طور هست، ارادۀ خدا تعلق گرفته است که بدن انسان اين كيفيت داشته باشد، حالا اين بدن انسان اگر غذاي عادي بخورد که هیچ، اما اگر غذا کمی مانده باشد تمام آدم زيرورو مي‌شود و مي‌ميرد. حالا می‌بینید خدا يك بدن ديگري را درست مي‌كند مانند كركس كه اصلاً غذاي سالم نمي‌خورد؛ يعني حيات و رشد و قدرتش به اين است كه هرچه مانده‌تر باشد و هرچه متعفّن‌تر باشد و هرچه به اندراس و اضمحلال و امثال‌ذلک نزديك‌تر باشد، برايش جالب است و كيفش بيشتر است! قدرت، توان، بقاء و حياتش همه از اين است. حالا ما بگوییم که خدايا چرا ما را آن‌طور خلق نكردي و این را اين‌طور خلق كردي؟! می‌گوید که خودم مي‌دانم! این ديگر چيزي نيست كه ما دنبال علتش بگرديم.

    1. سوره انبيا (21) آيه 23. آيين رستگارى، ص 45:
      «خداوند از كارى كه مى‌كند مورد پرسش و مؤاخذه قرار نمى‌گيرد؛ و ايشانند كه مورد پرسش و مؤاخذه واقع مى‌شوند.»
/ 260