
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
و تفسیر آیۀ ﴿إنّا لله و إنّا اليه راجِعون﴾
مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح میدهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا میکند و هیچ حادثهای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاههای مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد میشود و نشان داده میشود که این برداشتها بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آنها بررسی میشود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل میشود.
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
5منبسط بودیم یک جوهر همه *** بیسر و بی پا بدیم آن سر همه چون بصورت آمد آن نور سَره *** شد عدد چون سایههای کنگره گنگره ویران کنید از منجنیق *** تا رود فرق از میان این فریق1 در آنجا همه بيسر و بيعدد بوديم. در اينجا آمديم، ما شديم، شما شديد، ايشان شدند، ما، شما، ايشان، من، تو، او، اينها، از اين صيغهها اينجا درست شديم. به متابعت با اين صيغهها يك خصوصيات و لوازمي به خود گرفتيم و حريمي براي خود قائل شديم، كسي كه بخواهد به اين حريم تجاوز كند چه در عِرض، مال، ناموس و ساير خصوصيات براي خود در مقام دفاع و امثالذلک برميآيیم؛ درحاليكه تمام اينها كه برای ما است و ما به خود منتسب ميكنيم، برای ديگري است. ما حكم غاصبي را داريم كه اين غاصب همچون عبدي است كه مال مولا را برداشته است و بهحساب خودش تجارت ميكند؛ مردم خيال ميكنند اين مال او است اما در واقع مال اربابش را آورده است و تجارت ميكند.
لذا در اينجا ما اين مسائل را به خودمان نسبت ميدهيم؛ صحت را به خودمان نسبت ميدهيم، زيبايي را به خودمان نسبت ميدهيم، جمال را به خودمان نسبت ميدهيم، رياست را به خودمان نسبت ميدهيم؛ مایيم که رئيس شديم، مایيم كه داراي اين خصوصيات شديم، ما داراي علم هستيم، ما از ديگران اشرفيم، اين مطالبي كه به خودمان نسبت ميدهيم همين سير نزولي ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾ است، اين ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾ از مقام وجود بحت و بسيط است كه ما در اين دنيا آمديم ...، لازمۀ آمدن در اين دنيا كه عالم طبع است دنيويت هم هست يعني دنيت هم هست، اين آمدن در اينجا موجب شده است كه ما از آن مبدأ دور شويم.
اما اگر ما در اين دنيا با حفظ همان جهت وحدت میآمدیم؛ يعني با همان بينشي كه در آنجا بود كه همۀ وجودات، وجودات واحد هستند و همه حق هستند و همه مقام اطلاق است و هيچكس براي خود هيچچيزي ندارد ... مثل اين بندگاني كه دهتا بنده هستند و همۀ اينها پيش يك مولا هستند و اينها ميدانند كه هيچكدام بر ديگري برتري و فضيلتي ندارند، همه زير مهميز آن مولا هستند، اگر بخواهد آنها را ميزند، ميخواهد به آنها غذا ميدهد، آب ميدهد، بيرون ميكند و فلان ميكند، كار به آنها ميگويد، آنجا نميتوانند براي همديگر ناز كنند كه ما بالایيم و پايينيم، نه! خلاصه همه يكسان هستند. اگر ما با همان ديد و با همان وحدت در اينجا ميآمديم ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾ ديگر تحقّق پيدا نميكرد و ﴿وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ نبود يعني صرف ﴿إِنَّا لِلَّهِ﴾، نفسِ آن ﴿وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ هم بود، چرا «﴿وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ پيدا ميشود؟! بهخاطر برگشت؛ چون آمدن از آنجا در اين دنيا مساوي با اين مسائل است، بنابراين يك جنبۀ ابتعادي از مبدأ برای انسان خواهينخواهي پيدا ميشود و وقتي كه این جهت ابتعاد پيدا شد، حالا ميخواهد دوباره به مبدأ خودش برگردد. مبدأ «بيسر و بيپا بوديم آن سر همه»، به آن مبدأ ميخواهد برگردد. اينجا است كه مقام ﴿وَإِنَّآ إِلَيۡهِ رَٰجِعُونَ﴾ است، نهاينكه آمدن در اين عالم طبع و تشكّل و تعين و امثالذلک.
- مثنوی معنوی، دفتر اوّل، بخش طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدام است.
