
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
و تفسیر آیۀ ﴿إنّا لله و إنّا اليه راجِعون﴾
مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح میدهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا میکند و هیچ حادثهای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاههای مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد میشود و نشان داده میشود که این برداشتها بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آنها بررسی میشود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل میشود.
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
توضیحات:
مشیت و اراده الهی در روایات، محور اصلی این جلسه درباره بررسی روایات مربوط به دو گونه اراده و نسبت آن با افعال انسان و مسئله جبر و اختیار است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل روایات «اراده حتم» و «اراده عزم» توضیح میدهد که در متون دینی، هم فعل و هم ترک فعل در چارچوب مشیت الهی معنا پیدا میکند و هیچ حادثهای خارج از اراده پروردگار نیست. سپس دیدگاههای مختلف درباره معنای مشیت، از جمله تفسیر آن به جبر، یا به تهیئ اسباب، نقد میشود و نشان داده میشود که این برداشتها بهتنهایی پاسخگوی مسئله نیستند. در ادامه با استناد به روایات، نسبت اراده تشریعی و تکوینی و امکان اختلاف آنها بررسی میشود. در پایان نیز با اشاره به آیه ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾، معنای بازگشت انسان به مبدأ و توهم استقلال در وجود انسان تحلیل میشود.
بررسی روایات مشیت و ارادۀ پروردگار
7شرح روایت «إنَّ لِلّهِ إرادَتینِ و مَشیّتَینِ إرادةَ حَتمٍ و إرادةَ عَزمٍ»
عبارتي كه در اين روايت هست... جلسۀ گذشته هم راجع به اين مسئله صحبت شد. يكي روايت فتح بن يزيد جرجاني است، اين فتح بن يزيد جرجاني از افرادي بوده است كه ظاهراً معلوم ميشود شخص مستعدي بوده است و يك روايت طولاني هم هست و ظاهراً صاحب سفينه در سفينة البحار هم آورده است، آنطوريكه در نظرم هست، در كتب ديگر هم هست، بهنظر ميرسد در مناقب ابن شهرآشوب هم اين روايت باشد، روايت بسيار مهمي است و از رواياتي است كه اسرار در آن هست. روايت راجع به صفت مؤمن است كه حتي مؤمن را هم غیر خدا نميتواند توصيف كند. در اين روايات است كه امام هادي عليهالسّلام در سفر مكهاي كه به عراق مراجعت ميكردند ـ ظاهراً در زمان همين حبس ايشان بود كه به مكه رفته بودند، حالا متوكّل اجازه داده بوده است كه مكه بروند ـ در راه با فتح بن يزيد جرجاني [دیدار] ميكنند و حضرت در ضمن مسائل عجيبۀ توحيدي كه براي او بيان ميكنند به اين مطلب اشاره ميكنند كه:
«همانطوریکه كسي نميتواند خدا را معرفي كند و خدا را توصيف كند، همينطور عبدي و بندهاي كه دلش به نور ايمان روشن شده است را هم كسي نميتواند توصيف كند.»1
اين از عجائب كلمات معصوم است كه او چنين حرفي را بزند، معلوم ميشود آن مؤمنی اينطور است که جنبۀ وجه اللهي پيدا كرده است؛ يعني به مقام وجه اللهي رسيده است و ديگر در مقام هويت نفسيۀ خودش نيست، تا اينكه تخلّق به خلق پيدا كند و تشبّه به خلق داشته باشد، تا تحت تنقيح و توصيف دربيايد. او ديگر وجه اللهي پيدا كرده است و ديگر كسي نمیتواند او را توصیف کند حتي مخلصين هم نميتواند او را [توصیف کند].
... و خیلی خوب در آن مطالعه كند، اين مسائل توحیدی خيلي عجيبي در اينجا بيان ميكند. معلوم ميشود که خود فرد هم فرد مستعدي بوده است والاّ حضرت اين را براي او نمیگفتند.
- كشف الغمة، ج ۲، ذكر الإمام العاشر أبیالحسن علی، ص 386:
«یا فَتحُ كَما لا یوصَفُ الجَلیلُ جَلَّ جَلالُهُ وَ الرَّسولُ وَ الخَلیلُ و وُلدُ البَتولِ فَكَذَلِكَ لا یوصَفُ المُؤمِنُ المُسَلِّمُ لِأمرِنا.»
- كشف الغمة، ج ۲، ذكر الإمام العاشر أبیالحسن علی، ص 386:
