اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مشیت الهی و اختیار انسان

اشاره‌ای به آیات و روایات

0
اصول
اصول

مشیت الهی و اختیار انسان در جبر و اختیار، محور اصلی این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که نسبت اراده خداوند با انتخاب انسان را بررسی می‌کند. بحث با تفکیک دو سنخ اراده، یعنی اراده حتمی و اراده عِزمی، آغاز می‌شود و نشان می‌دهد چگونه نظام تکوین و تشریع در طول یکدیگر قرار دارند. سپس با تبیین نقش ملاکات خیر و شر در عالم امکان، روشن می‌شود که احکام تشریعی از دل همان نظام تکوینی انتزاع می‌شوند. در ادامه، آیات قرآن درباره تقدم مشیت الهی بر اراده انسان بررسی می‌شود تا توهم تعارض میان اختیار و قضا و قدر برطرف گردد. در پایان، روشن می‌شود که اختیار انسان در عین استناد به مشیت الهی، در ظرف علم و ادراک او معنا پیدا می‌کند و جبر و اختیار در دو سطح متفاوت تحلیل می‌شوند.

مشیت الهی و اختیار انسان

5
  • استاد: تكوين است ولي منشأ براي تكليف است، اين عالم، عالم عزم است، عالم حتم عبارت از ترتيب اين ملاك‌ها است؛ يعني بالأخره اين عبد و اين شخص بايد كدام‌يك از اينها را انجام بدهد؟! آن حتم مي‌شود پس حتم و عزم باهم منافاتي ندارند. حتم عبارت از آن مشیّت مطلقۀ خدا است و عزم عبارت از ملاكات و عالم تقادير است كه آن عالم تقادير آن مشیّت حتم را در خارج به منصۀ‌ بروز و ظهور مي‌رساند.

  • تطبیق اراده حتمیه و اراده عزمیه در داستان آدم و حوّا

  • حالا اينكه خدا به آدم و حوا گفت كه از اين گندم نخوريد، اين «نخوريد» به این معنا نیست که به آنها بگويد: «من اراده كردم بر اينكه شما از اين گندم بخوريد در عين اينكه اراده كردم از اين گندم بخوريد مي‌گويم: ”نخوريد“!» اينكه تناقض مي‌شود، هيچ كسي چنين حرفي را نمي‌زند كه آن جنبۀ ارادۀ حتم به‌صورت تشريع بخواهد بيايد و بگويد: بخوريد؛ همين‌طور ارادۀ عزم به‌صورت تشريع بيايد و بگويد: نخوريد! اين دوتا با همديگر تناقض پيدا مي‌كنند. پس قضيه در اينجا چيست؟! قضيه اين است كه يك ارادۀ حتمي دارد كه به كسي نمي‌گويد و مي‌گويد که آن ارادۀ حتم برای خودم است كه آيا اين امر در خارج انجام بگيرد يا نگيرد. آن را كسي نمي‌داند اما آنچه را كه مي‌دانند چيست؟! آن عالم ملاكات است، اگر از اين گندم بخوريد، بيرون مي‌رويد، اگر از اين گندم نخوريد، بيرون نمي‌رويد، پس از اينجا يك نهی انتزاع مي‌شود که آن نهي، «لا تأكل مِن هذه الشجرة»1 است درست شد؟ اين نهي كه مي‌گويد: «لا تأكل مِن هذه الشجرة» براساس ملاكاتي است كه در اينجا وجود دارد. براساس مصالح و مفاسد نفس‌الأمريه‌اي است كه در اينجا وجود دارد، خوردن از گندم يعني بيرون رفتن از جنّت. حالا اين آدم و حوا در اينجا چه كنند؟! اين نهي نسبت به أكل شجره در وجود اينها هست و مي‌دانند، ملاك براي آنها هست که خوردن، اين است و نخوردن، آن است. اين نهي عبارت از نهی عزمي است، اراده، ارادۀ عزمي است، منتها ارادۀ نفي است، ارادۀ نفي عزمي منتزَع از ملاك است، اصلاً لازم نيست خدا بگويد: این کار را انجام بده يا انجام نده بلکه مي‌گويد: من اين سري ملاكات را جلويت قرار مي‌دهم و اصلاً خودم كنار مي‌نشينم، شما اينجا مي‌نشينيد و انتزاع مي‌كنيد؛ براساس ملاكاتي كه داريد امر را از اين انتزاع مي‌كنيد، نهي را از اين انتزاع می‌کنید، استحباب را از اين انتزاع مي‌كنيد، كراهت را از اين انتزاع مي‌كنيد و اباحه را از اين انتزاع مي‌كنيد، اين را ارادۀ عزم مي‌گويیم. پس شما در اينجا خودتان آمديد و انتزاع كرديد يعني مفاهيم احكام خمسه عبارت از انتزاع ملاكاتي است كه ... لذا در اينجا امر مي‌آيد، وقتي ملاك عوض مي‌شود، نهي به جاي آن مي‌آيد و لازم نيست خدا بگويد، خدا مي‌گويد: من فقط اين را مي‌گذارم. مثلاً انقاذ غريق داراي اين ملاكات است، وقتي كه به شما گفتند، شما مي‌گوييد: پس واجب است؛ قتل نفس عقوبت مؤبَّده دارد و شما مي‌گوييد: پس حرام است؛ ترك صلاة عقاب دارد، خدا نمي‌گويد که نماز بخوان، بلکه شما يك مفهوم انتزاع مي‌كنيد که پس نماز واجب است؛ اتیان روزه موجب رضاي خدا است و تركش موجب عقاب است، شما انتزاع مي‌كنيد پس روزه واجب است. حج داراي اين خصوصيات است، پس واجب است.

    1. . سوره بقره (2) آیه 35:
      ﴿وَلَا تَقۡرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ﴾.