
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (1)
تفسیر آیۀ ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾
اختیار انسان و مشیت الهی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین میشود و محور بحث، بررسی نسبت اختیار انسان با اراده واحد الهی است. استاد بیان میکند که در نگاه توحیدی، همه افعال و انتخابهای انسان جلوههای یک مشیت واحد الهی هستند و تعدد اراده در کار نیست. سپس با تفسیر آیه «کل یوم هو فی شأن» توضیح داده میشود که تغییرات ظاهری در عالم، ناشی از تجلیات مختلف همان اراده ثابت است، نه تغییر در اصل مشیت. در ادامه، اشکال جدایی بین فاعل مختار و علت اول رد میشود و روشن میگردد که اختیار انسان در طول اراده الهی معنا دارد، نه در عرض آن. نتیجه بحث این است که فهم درست اختیار، هم جبر و هم تفویض را نفی کرده و به درک توحیدی از افعال انسان و جهان میرسد.
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (1)
توضیحات:
اختیار انسان و مشیت الهی در این جلسه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی تبیین میشود و محور بحث، بررسی نسبت اختیار انسان با اراده واحد الهی است. استاد بیان میکند که در نگاه توحیدی، همه افعال و انتخابهای انسان جلوههای یک مشیت واحد الهی هستند و تعدد اراده در کار نیست. سپس با تفسیر آیه «کل یوم هو فی شأن» توضیح داده میشود که تغییرات ظاهری در عالم، ناشی از تجلیات مختلف همان اراده ثابت است، نه تغییر در اصل مشیت. در ادامه، اشکال جدایی بین فاعل مختار و علت اول رد میشود و روشن میگردد که اختیار انسان در طول اراده الهی معنا دارد، نه در عرض آن. نتیجه بحث این است که فهم درست اختیار، هم جبر و هم تفویض را نفی کرده و به درک توحیدی از افعال انسان و جهان میرسد.
بيان حقيقت قضيۀ اختيار (1)
16استاد: من ميخواهم او صاحب مشیّت خودم باشد يا صاحب مشیّت خودش باشد؟!
تلمیذ: بله مشیّت خودم.
استاد: من كه ميدانم بر اين مشیّت من كداميك از طرفين تحقّق پيدا ميكند پس به فعل خورده است.
تلمیذ: نه، اين ديگر با مشیّت منافات دارد.
استاد: چرا منافات دارد؟ ببينيد، من الآن در مقام مشیّت خودم ...
تلمیذ: واقعاً من تصوّر ميكنم يك مولاي معمولي با يك عبد معمولي؛ دو شكل است يك وقت مولاي معمولي ميخواهد فعل را تحقّق بدهد يك وقت نه، واقعاً ميخواهد اختيار را بدهد ...
استاد: اينكه اختيار بدهد ... معناي شما همين است كه در ذهن شما است ... اختيار خود را ميخواهد تفويض كند به عبد، يعني عبد از طرف مولا برود تجارت كند و ... يك وقتي نه، مولا كه ميخواهد اختيار بدهد به عبد ميگويد: برو این کار را انجام بده، خودش هم يقۀ عبد را گرفته است تا اين كار را ميكند! اينطور میکند و اينطور ميبردش، خدا اينطور است! يعني در عين اينكه اختيار به عبد داده است يك كنترل از راه دور هم دستش هست که خود اين كنترل دارد ...، در مورد خدا اينطور است.
تلمیذ: گويا بهحسب ظاهر تنافي است.
استاد: تنافي نيست.
تلمیذ: بين اين مشیّت دادن و بين اينكه فعل را معيّن كردن تنافي ديده ميشود.
استاد: ببينيد در اينجا فقط يك واسطه زده است، خدا در اينجا يك واسطه زده است.
تلمیذ: فعل ظهور مشیّت نيست؟!
استاد: اصلاً معلول براي اين است ديگر.
تلمیذ: فعل ظهور مشیّت است.
استاد: ببينيد يك وقت بدون اینكه در ذاتِ اين، این را قرار بدهد اين فعل را از اين متمشّي ميكند، ما اسم آن را جبر ميگذاريم؛ يعني فرض كنيد زيد دارد راه ميرود اصلاً بدون توجه ميلغزد و از پشتبام پایین ميافتد، اصلاً در اينجا در تصوّر زيد، سطحي نبود، در تصوّر زيد هبوط و سقوطي نبود. يك وقت نه، مولا ميخواهد زيد بيفتد، اصلاً ميخواهد بيفتد، يك مشیّت هم به او ميدهد كه برو بالا و در آنجا بايست و اختيار طرفين كن؛ سقوط را نگاه كن، سطح را نگاه كن بعد در اختيار خودت آن قسمت را اختيار بكن، باز برگشت به آن است!
