
بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی الإختيار
و معنای دقیق روایت «داخلٌ فی الأشیاء لا بالممازجة»
اختیار انسان و اراده الهی در این جلسه به بررسی اشکال «الاختیار بالاضطرار لا ینافی الاختیار» و پاسخ آن بر اساس وحدت اراده و توحید افعالی میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که تصور اضطرار در اختیار انسان ناشی از تفکیک نادرست میان اراده حق و اراده عبد است. در ادامه، با نقد دیدگاه تعدد آمر و مأمور و تحلیل مفهوم اضطرار و اکراه، نشان داده میشود که در حقیقت اراده و اختیار واحد است و همه افعال به اراده الهی بازمیگردد. همچنین تفسیر «داخل فی الاشیاء لا بالممازجة» به معنای سریان وجود و ظهور حق در مراتب وجودی تبیین و برداشت جداییانگارانه از آن نقد میشود. نتیجه جلسه رفع تعارض ظاهری میان اختیار انسان و مشیت الهی و تأکید بر وحدت حقیقت اختیار است.
بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی الإختيار
7حالا در مقام وجود حضرت حق، آنچه كه وجود حضرت حق است از باب تشبيه ـ ما تشبيه به لحميت ميكنيم ـ يعني تشبيه معقول به محسوس، همانطور که لحميت يك امر وجداني است، ولي صور مختلفي دارد و ما اسم آن صور را تنزل ميگذاريم؛ همينطور وجود حضرت حق، اصل و حقيقت همۀ موجودات است. اين اصل و حقيقت همۀ موجودات است كه به صور مختلف درميآيد؛ در يك جا بهصورت حيوانيت، در يك جا بهصورت نباتيت، در يك جا بهصورت مَلَكيت، در يك جا بهصورت برزخيه و عالم مثال، متفاوت جلوه ميكند. ما اسم این را تنازل ميگذاريم. غير از اين هست ما نميدانيم يعني غير از اين، كه يك حقيقت واحده ظهور مختلفي دارد. ظهور مختلف آن مظهر را جداي از آن ظهور نميكند، بلكه عين او است ولكن عين او است به شكل خاصي كه متفاوت با اشكال ديگر است. صحبت اين است. حالا اين مقام تنزل اين است كه ـ آقايان اينطور ميگويند ـ حق در يك مرتبهاي هست و بين اين مرتبه و آن مرتبه بينونيت ذاتيه وجود دارد و اسم اين را مظهر ميگذارند، يعني ظهور او به اين است، اما وجودي كه در او هست اين وجود لا وجود است. ما نميتوانيم چنين چيزي تصوّر بكنيم، چطور وجودي كه الآن در زيد است لا وجود است؟! اين معنا ندارد لا وجود باشد. بله، اين وجود در زيد، داخل در آن وجود بسيط است. ما اين را ميگویيم و اين كلام آقايان با اين منافات دارد.
چکیدۀ مبنای وحدت اختیار
بنابراين ما در مقام وحدت وجود و وحدت آثار و صفات به اين مطلب معتقد هستيم و مبناي ما اين مطلب است كه همانطوريكه وجود اشياء و ذات اشياء، وجود حق است كه متشكل به اشكال و مقيّد به قيود است، همينطور صفات اشياء و افعال اشياء، صفات و افعال حضرت حقاند كه مقيّد به اين قيد و متصف به اين وصف و متمايز از همديگر هستند.
