اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی ‌الإختيار

و معنای دقیق روایت «داخلٌ فی ‌الأشیاء لا بالممازجة»

0
اصول
اصول

اختیار انسان و اراده الهی در این جلسه به بررسی اشکال «الاختیار بالاضطرار لا ینافی الاختیار» و پاسخ آن بر اساس وحدت اراده و توحید افعالی می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که تصور اضطرار در اختیار انسان ناشی از تفکیک نادرست میان اراده حق و اراده عبد است. در ادامه، با نقد دیدگاه تعدد آمر و مأمور و تحلیل مفهوم اضطرار و اکراه، نشان داده می‌شود که در حقیقت اراده و اختیار واحد است و همه افعال به اراده الهی بازمی‌گردد. همچنین تفسیر «داخل فی الاشیاء لا بالممازجة» به معنای سریان وجود و ظهور حق در مراتب وجودی تبیین و برداشت جدایی‌انگارانه از آن نقد می‌شود. نتیجه جلسه رفع تعارض ظاهری میان اختیار انسان و مشیت الهی و تأکید بر وحدت حقیقت اختیار است.

بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی ‌الإختيار

8
  • يكي از آن صفات هم اختيار و اراده است؛ اختيار و اراده، وصفي است كه اين وصف، همۀ اختيارات و اراده‌ها را داخل در آن اراده و مشیّت مطلقۀ حق مي‌كند. بينونيت ذاتي بين اختيار انسان و اختيار حق موجب دوئيت است که علاوه بر اينكه برهان بر نفي اين قائم است، موجب شرك هم خواهد شد. تعدد اختيارات و تعدد اراده، اگر چنانچه موجب بينونيت و انفصال با آن اراده و مشیّت مطلقۀ حق بشود، موجب شرك است و برهاناً محكوم به بطلان خواهد شد.

  • پس نحوۀ تكوّن و تشكّل اختيار و اراده در عالم طبع عبارت از نحوۀ تشكل اختيار و ارادۀ حق در عالم طبع است و هيچ فرقي در اينجا ندارد بلکه عينيت است. منتها ما به دو نقطه‌نظر به اين اراده و به اين اختيار نظر داريم؛ به دو وجه: يك وجه، وجه انتساب این اختيار و اراده به مكلف است كه در اينجا اين انتساب به ذات كه معلول براي ذات است در اينجا ثابت است و هيچ شكي در آن نيست كه اختيار منتسب به ذات است و معلول ذات است و منشأِ اختيار، ذات است، اين در اينجا جاي هيچ شكي نيست.

  • يك‌جهت اين است كه همان‌طور که خود ذات در انتساب به اين ماهيت متدلّی به اضافۀ اشراقيه است و متدلّی به جهت ربطي بين علة‌العلل و مبدأ مفيض و ماهيات است، همين‌طور آثار خود ذات كه معلول خود ذات هستند، به اضافۀ اشراقيه، متدلّی به آن ارادۀ واحده هستند. ما ديگر در اينجا نمي‌توانيم ذات را متدلّی به مبدأ بدانيم، اينجا بايد يك پرده بيندازيم، ذات متدلّی به مبدأ است، اما اختيار برای ذات است و به مبدأ كاري ندارد، اين هم شرك است و هم باطل است. وقتي كه يك ذاتي در وجود و بقاء متكي به آن مبدأ باشد، چطور آثار و افعالش [برای خودش هست؟!] اينكه ترجيح مرجوح بر راجح شد. ما آن ذات را متكي به مبدأ مي‌دانيم اما افعال و آن صفات را مربوط به خود و جداي از مبدأ مي‌دانيم. اينكه نشد. شما آبي را كه در اين جوي می‌آید متكي به دريا و بحر مي‌دانيد، ولي برودت ماء را متكي به بحر نمي‌دانيد بلکه برای خود آب مي‌دانيد! اينكه نشد. ميعان و سيلان ماء را متكي به بحر نمي‌دانيد، بلکه متكي به خود ماء مي‌دانيد، اين خلاف است. وقتي اصل اين ماء متكي به بحر است و منشأ بحر است و معلول از بحر است، سيلان ماء، ميعان ماء، برودت و حرارت ماء هم متكي به دريا و بحر است و جداي از او نيست. اگر ماء بحر حار بود ماء اين انهار و انابيب هم حار خواهد بود، اگر ماء بحر بارد بود ماء اين انابيب هم بارد خواهد بود. همان‌طور که اصل ماء متكي به بحر است برودت و اوصاف ماء هم متكی به بحر خواهد بود. پس يك حرارت و يك برودت بيشتر نيست.