اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی ‌الإختيار

و معنای دقیق روایت «داخلٌ فی ‌الأشیاء لا بالممازجة»

0
اصول
اصول

اختیار انسان و اراده الهی در این جلسه به بررسی اشکال «الاختیار بالاضطرار لا ینافی الاختیار» و پاسخ آن بر اساس وحدت اراده و توحید افعالی می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که تصور اضطرار در اختیار انسان ناشی از تفکیک نادرست میان اراده حق و اراده عبد است. در ادامه، با نقد دیدگاه تعدد آمر و مأمور و تحلیل مفهوم اضطرار و اکراه، نشان داده می‌شود که در حقیقت اراده و اختیار واحد است و همه افعال به اراده الهی بازمی‌گردد. همچنین تفسیر «داخل فی الاشیاء لا بالممازجة» به معنای سریان وجود و ظهور حق در مراتب وجودی تبیین و برداشت جدایی‌انگارانه از آن نقد می‌شود. نتیجه جلسه رفع تعارض ظاهری میان اختیار انسان و مشیت الهی و تأکید بر وحدت حقیقت اختیار است.

بررسی اشکال الإضطرار بالإختيار لا ينافی ‌الإختيار

9
  • تلمیذ: اين اختيار از كدام‌يك از اين سه صفت علم و حيات و قدرت است؟

  • استاد: علم و حيات و قدرت منشأِ براي اختيار است.

  • تلمیذ: كدام يكي از اين سه صفت منشأِ براي اختيار مي‌شود؟

  • استاد: همان قادر؛ وصف قادر؛ قادر يعني كيفيت ذات به‌نحوي‌كه بتواند به هر نحوه‌اي ظهور پيدا بكند منتها اين جهت كيفيت ذات، براساس علم است؛ يعني اين قدرت هم‌طراز با علم در عالم بروز و ظهور پيدا مي‌كند كه نتيجه‌اش نتيجۀ اراده است؛ يعني اين اراده علم را به‌كار مي‌گيرد و در تحت قدرتي كه دارد، اين علم بروز و ظهور خارجي پيدا مي‌كند. پس قدرت است كه از علم به‌هرنحوي بخواهد استفاده مي‌كند. اين مقام، مقام اراده قدرت است.

  • بناءًعلیٰ‌هذا اين مطلب بايد در اصل و مسئلۀ صرافت وجود و وحدت آثار و افعال وجود مورد بحث قرار بگيرد. لذا مطلبي كه قائلين به الاِختیار بالاِضطرار لا ینافی الاِضطرار گفته‌اند در اينجا مردود است و در اينجا اضطراري وجود ندارد، بلكه اختيار، اختيار واحد است. منتها اين اختيار يك انتسابي به فاعل دارد و يك انتسابي به جاعل دارد. در انتساب به فاعل كه مكلف است يك صورت دارد و در انتساب به جاعل صورت ديگري دارد و من‌حيث‌المجموع لا مؤثّر فی الوجود إلا الله اين ماحصل بحث بود. حالا إن‌شاءالله جلسۀ بعد به سراغ بحث روايات و مطالب دیگر می‌رویم.

  • تلمیذ: از اين دو تا انتساب يكي انتساب حقيقي است.

  • استاد: بله عرض كردم كه انتساب به ذات، انتساب حقيقي است و اين صحبت إن‌شاءالله در بحث فلسفۀ فردا اين بحث وصف به حال متعلّق خواهد آمد که آيا انتساب وجود به زيد، وصف به حال متعلّق است يا اينكه مجازاً انتساب به زيد داده مي‌شود و وجود در واقع منتسب به مفيض الوجود است؟! آیا واقعاً اين‌طور است يا اينكه نه، حقيقتاً و واقعاً اين وجود به زيد نسبت داده مي‌شود؟ اين بحث را إن‌شاءالله در وصف به حال متعلّق مي‌گویيم كه فرق است بين ابيضيتي كه اين قرطاس متصف به ابيضيت است و حمل ابيضيت بر قرطاس به لحاظ متعلّق است، چون متعلّق بياض است؛ پس در واقع اوّلاً و بالذّات ابيضيت حمل بر بياض مي‌شود و منتزع از بياض مي‌شود ثانياً و بالعرض ابيضيت بر قرطاس حمل مي‌شود. آيا در باب وجود که حمل وجود بر ماهيات که زيد است، آيا از باب حمل ابيضيت بر قرطاس است يا از باب ابيضيت بر بياض است؟