اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اختلاف در لابشرط مقسمی

انظار آیات آخوندخراسانی، نائینی و خویی

14٬095
اصول

لابشرط مقسمی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی یکی از بحث‌های دقیق اصول فقه در باب ماهیت مطلق و مقید می‌پردازد. در ادامه دیدگاه آخوند خراسانی درباره کلی طبیعی و لابشرط مقسمی توضیح داده می‌شود و اشکال نائینی مبنی بر لزوم اجتماع مقسم با همه اقسام و نیز پاسخ آقای خویی بر اساس «استعداد حمل» تحلیل می‌گردد و نسبت میان لحاظ ذهنی و تحقق خارجی در مقسم و اقسام و اشکال جمع متضادین نیز بررسی می‌شود. در پایان با نقد این پاسخ‌ها، مرز دقیق میان اطلاق، کلی طبیعی و لابشرط مقسمی روشن می‌شود و نشان داده می‌شود که محل اصلی بحث اطلاق در کدام نوع لحاظ ماهیت است و تفاوت میان اطلاق به عنوان کلی طبیعی و اطلاق به عنوان لحاظ مقسمی به‌صورت دقیق تفکیک می‌گردد. نتیجه بحث در فهم صحیح اطلاق در اصول فقه روشن می‌شود.

اختلاف در لابشرط مقسمی

توضیحات:

لابشرط مقسمی در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی یکی از بحث‌های دقیق اصول فقه در باب ماهیت مطلق و مقید می‌پردازد. در ادامه دیدگاه آخوند خراسانی درباره کلی طبیعی و لابشرط مقسمی توضیح داده می‌شود و اشکال نائینی مبنی بر لزوم اجتماع مقسم با همه اقسام و نیز پاسخ آقای خویی بر اساس «استعداد حمل» تحلیل می‌گردد و نسبت میان لحاظ ذهنی و تحقق خارجی در مقسم و اقسام و اشکال جمع متضادین نیز بررسی می‌شود. در پایان با نقد این پاسخ‌ها، مرز دقیق میان اطلاق، کلی طبیعی و لابشرط مقسمی روشن می‌شود و نشان داده می‌شود که محل اصلی بحث اطلاق در کدام نوع لحاظ ماهیت است و تفاوت میان اطلاق به عنوان کلی طبیعی و اطلاق به عنوان لحاظ مقسمی به‌صورت دقیق تفکیک می‌گردد. نتیجه بحث در فهم صحیح اطلاق در اصول فقه روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اختلاف در لابشرط مقسمی

7
  • کلی طبیعی آن کلی است که خود شما می‌گویید که ناظر به افراد خارج است. اگر شما کلی طبیعی را به عنوان نظارت بر فرد خارج لحاظ می‌کنید یعنی وقتی که می‌گویید که زید، عمرو، و بکر ما هو؟ می‌گوییم: انسان. منظور از انسان در اینجا کلی طبیعی است، یعنی یک کلی طبیعی است که قابلیّت حمل بر افراد خارجی را دارد. اگر منظور این است، بنابراین امکان ندارد شما همین کلی طبیعی را لحاظ کنید به لحاظ ماهیت مجرّده‌ای که وضع و وعائش فقط در ذهن است. این جمع بین متقابلین است، چون معنایش این است که همان کلی که ظرفش در ذهن است، همان قابلیّت انطباق بر خارج دارد.

  • از شما می‌پرسم، آیا الانسان نوعٌ، قابلیّت انطباق بر خارج دارد؟! یعنی وقتی که ما می‌گوییم: الانسان نوعٌ؛ آیا می‌توانیم بگوییم زیدی که اینجا راه می‌رود نوع است؟! در الانسان نوعٌ الآن ما این لحاظ کلی را به غیر حمل و مصداقیت بر خارج در اینجا تصوّر کردیم. تصور ما از این ماهیت یک ماهیت کلی است، نه ماهیتی که زید مصداق اوست؛ لذا نوعیّت را حمل بر این کردیم.

  • شما می‌توانید بگویید که هذا انسانٌ، هذا انسانٌ، هذا انسانٌ و تمام افرادی که انسان هستند. چرا الآن می‌گوییم: هذا انسانٌ؟ چون ما این انسان و ماهیت را به‌نحوی لحاظ کردیم که می‌تواند محمول برای زید واقع بشود تا بگوییم که زید انسانٌ. خب حالا این که الآن محمول برای زید است همین‌طور می‌شود موضوع برای زید قرار بگیرد. یعنی می‌توانیم بگوییم که الانسان زیدٌ؛ فرض کنید بپرسند که الانسان ما هو؟ جواب می‌دهیم که الانسان زیدٌ، الانسان عمروٌ؛ یعنی الانسان الخارجی، الانسان بلحاظ فرد الخارجی، این انسانِ به لحاظ فرد خارجی، زیدٌ و عمروٌ و بکرٌ.

  • خب اگر همین انسان قابلیّت داشته باشد برای اینکه ماهیت مجردۀ عند العقل و عند الذهن [را بر آن حمل کنیم] و هوهویت را حمل کنیم و بگوییم الانسان نوعٌ، بنابراین می‌توانیم بگوییم که الزید نوعٌ. آیا می‌توانیم این حرف را بزنیم؟! نمی‌توانیم بزنیم. خب یک انسان است؛ مگر شما نمی‌گویید که مقسم در اینجا استعداد و قابلیّت دارد برای اینکه در ضمن اقسام باشد؛ بسیار خوب، کلی طبیعی مگر مقسم نیست.

/