اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اسم جنس و علم جنس در اطلاق در این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مفهوم اسم جنس و علم جنس و نسبت آن با اطلاق و لابشرط مقسمی می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های مختلف در تعریف اسم جنس از جمله تفسیر آن به معنای نکره یا شیوع در همه افراد بررسی می‌شود و نقد می‌گردد، سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی مبنی بر دلالت اسم جنس بر ماهیت مبهمه مهمله توضیح داده می‌شود و تفاوت آن با علم جنس روشن می‌گردد و اشکالات رایج در تحلیل‌های لغوی مورد نقد قرار می‌گیرد. در نهایت، نتیجه بحث این است که اسم جنس بیانگر یک ماهیت بدون قید ذهنی یا خارجی است و همین نکته بسیاری از ابهامات در حمل و اطلاق را برطرف می‌کند و تمایز دقیق آن با کاربردهای عرفی نیز تبیین می‌شود.

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)

توضیحات:

اسم جنس و علم جنس در اطلاق در این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مفهوم اسم جنس و علم جنس و نسبت آن با اطلاق و لابشرط مقسمی می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های مختلف در تعریف اسم جنس از جمله تفسیر آن به معنای نکره یا شیوع در همه افراد بررسی می‌شود و نقد می‌گردد، سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی مبنی بر دلالت اسم جنس بر ماهیت مبهمه مهمله توضیح داده می‌شود و تفاوت آن با علم جنس روشن می‌گردد و اشکالات رایج در تحلیل‌های لغوی مورد نقد قرار می‌گیرد. در نهایت، نتیجه بحث این است که اسم جنس بیانگر یک ماهیت بدون قید ذهنی یا خارجی است و همین نکته بسیاری از ابهامات در حمل و اطلاق را برطرف می‌کند و تمایز دقیق آن با کاربردهای عرفی نیز تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)

6
  • تعریف علم جنس و اشکال بر آن

  • در اینجا آمده‌اند مطلبی را اضافه کرده‌اند و آن علم جنس است. ـ کذا اُسامة علماً للاسد1 نخوانده‌اید؟! ـ در اینجا گفتند که این علم جنس دیگر چیست؟! خب ما وقتی ماهیتی را می‌خواهیم لحاظ کنیم گاهی از اوقات ممکن است آن ماهیت را در ذهن متعیّن بدانیم و به عنوان یک صنفی از آن ماهیت یا به عنوان یک نوعی، آن را درنظر بگیریم و این وجودش فقط در ذهن است. در اینجا اهل ادب از آن تعبیر می‌آورند به عنوان ماهیةٌ متعیّنةٌ فی الذهن، اسم این ماهیت را علم جنس می‌گذارند.

  • فرض کنید که یک وقت ماهیت، ماهیت مبهمه است مانند اسد؛ اسد یعنی کل حیوان مفترَسٍ له هذه الخصوصیاتُ مثل ذَنَب الطویل، لونه أصفر ـ البته أبیض هم داریم یا غیرذلک ـ این ماهیت می‌شود ماهیت اسد. یک وقت آن ماهیت را ما ماهیت متعیّنۀ در ذهن قرار می‌دهیم من‌باب‌مثال یک نوعی از اسد را، ماهیت متعیّنۀ در ذهن می‌دانیم. خب در اینجا اهل لغت اسم آن را علم جنس می‌گذارند، پس علم جنس عبارت است از هر ماهیتی که در ذهن وعاء‌ دارد و جای آن در ذهن است.

  • خب این ماهیتی که وعائش، وعاء ذهن است، حمل بر خارج نمی‌شود؛ درحالتی‌که شما اسامه را بر خارج حمل می‌کنید و می‌گویید: هذه أسامة؛ به‌جای اینکه بگویید: هذه أسد، می‌گویید: هذه اسامة. پس حمل این اسامه بر خارج نیاز به تجرید دارد. یعنی ذهن این ماهیت متعیّنه که در ذهن متعیّن است را از آن تعیّنش تجرید کند و بر افراد خارج حمل کند؛ درحالتی‌که لایقول به أحدٌ.

  • ماهیتی که در ذهن است و متعیّن است؛ ما در اینجا معنای تعیّن را نفهمیدیم! دائماً ماهیت متعیّنه را تکرار می‌کنند؛ متعیّنه، یعنی چه؟! اگر ماهیت متعیّنه عبارت است از صنف خاص، خب همین اسم جنس است. این اسم جنسی است که دارای صنف خاص است، درحالتی‌که اسد این‌طور نیست. مثل اینکه ‌بگوییم: أسدٌ أصفر صنف خاصی از اسد، أسدٌ أبیض صنف خاصی از اسد. اینکه یک مفهومی را ما در ذهن بیاوریم و متعیّن کنیم و اینکه ماهیت متعیّن بشود را ما نفهمیدیم یعنی چه؟ اگر منظور یک صنف خاص است که این همان اسم جنس می‌شود و اگر منظور یک افراد خاصی است که این دیگر ماهیت متعیّنه نیست، این یک فرد خاص است.

    1.  شرح الکافیة الشافیة، ج ‌2، ص 448:
      «کذا أسامة اسم جنسٍ للأسد.»
/