اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اسم جنس و علم جنس در اطلاق در این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مفهوم اسم جنس و علم جنس و نسبت آن با اطلاق و لابشرط مقسمی می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های مختلف در تعریف اسم جنس از جمله تفسیر آن به معنای نکره یا شیوع در همه افراد بررسی می‌شود و نقد می‌گردد، سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی مبنی بر دلالت اسم جنس بر ماهیت مبهمه مهمله توضیح داده می‌شود و تفاوت آن با علم جنس روشن می‌گردد و اشکالات رایج در تحلیل‌های لغوی مورد نقد قرار می‌گیرد. در نهایت، نتیجه بحث این است که اسم جنس بیانگر یک ماهیت بدون قید ذهنی یا خارجی است و همین نکته بسیاری از ابهامات در حمل و اطلاق را برطرف می‌کند و تمایز دقیق آن با کاربردهای عرفی نیز تبیین می‌شود.

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)

توضیحات:

اسم جنس و علم جنس در اطلاق در این جلسه از درس اصول فقه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مفهوم اسم جنس و علم جنس و نسبت آن با اطلاق و لابشرط مقسمی می‌پردازد. ابتدا دیدگاه‌های مختلف در تعریف اسم جنس از جمله تفسیر آن به معنای نکره یا شیوع در همه افراد بررسی می‌شود و نقد می‌گردد، سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی مبنی بر دلالت اسم جنس بر ماهیت مبهمه مهمله توضیح داده می‌شود و تفاوت آن با علم جنس روشن می‌گردد و اشکالات رایج در تحلیل‌های لغوی مورد نقد قرار می‌گیرد. در نهایت، نتیجه بحث این است که اسم جنس بیانگر یک ماهیت بدون قید ذهنی یا خارجی است و همین نکته بسیاری از ابهامات در حمل و اطلاق را برطرف می‌کند و تمایز دقیق آن با کاربردهای عرفی نیز تبیین می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)

9
  • و اما تشبیه این قضیه به تشبیه مؤنث مجازی و مذکر مجازی، این تشبیه هم تشبیه مع‌الفارق است؛ به‌جهت اینکه واضع در لغت وقتی که ـ این هم یکی از نکات ادبی است ـ اسم را وضع می‌کند برای فرض کنید که اعضاء و مؤنث می‌آورد و مذکر می‌آورد، بی‌جهت این کار را که نمی‌کند، یک جهتی در نظرش است. اینکه به شمس فرض کنید که مؤنث اطلاق کرده یک جهتی در این شمس بوده است که شمس را مؤنث و قمر را مذکر آورده است یعنی واضع در اینجا یک نظری داشته است، گتره که این کار را انجام نمی‌دهد.

  • به نظر بنده این‌طور می‌رسد که اینکه آمده است به اعضاء فردِ جسم و بدن اطلاق مذکر کرده است و به اعضاء زوج اطلاق مؤنث؛ از این باب است که چاره‌ای ندارد و لابد است من الإطلاق ألفاظ مذکراً و مؤنثاً بر این اعضاء؛ بالاخره یا باید اسم مذکر بر ید حمل بشود یا مؤنث. یا ضمیر مذکر به ید باید ارجاع داده بشود یا ضمیر مؤنث. بناءًعلیٰ‌هذا گفته است که از باب اینکه مذکر بر مؤنث علوّ دارد و رفعت دارد در متعارفات اجتماعی و در مسائل اجتماعی و در قوا و در خصوصیات و ... و یک رفعت و علوّی برای مذکر قائل هستند، آن اجزایی که فردند، چون فردند علوّ دارند بالنسبه به اجزاء بدن که اینها زوج هستند. وقتی که دوتا ید است، یدان ما داریم، این مقامش کمتر است نسبت به رأس که رأس واحد است، یا نسبت به قلب که واحد است. اما در باب ریه و در آنجا که قائل به مؤنث است دیگر دوتا است، در باب کلیه قائل به مؤنث است می‌گوید دوتا است. اما فرض کنید که در انف قائل به مذکر است، در فم قائل به مذکر است، در لسان قائل به مذکر است.

  • و این بر این نکتۀ ظریف در اینجا دلالت می‌کند که آنها حتی شرافت را و علوّ مرتبه را در اطلاق اسامی تذکیریّه و تأنیثیّه بر اعضاء انسان هم مدّنظر قرار داده‌اند. این قضیه از این باب است، نه از باب اینکه گتره و بی‌خود و بی‌جهت و دل‌بخواهی اعضای انسان را به مذکر ومؤنث تقسیم کرده باشند.

/ 0