
اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)
تعاریف
اسم جنس و علم جنس در اطلاق در این جلسه از درس اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی مفهوم اسم جنس و علم جنس و نسبت آن با اطلاق و لابشرط مقسمی میپردازد. ابتدا دیدگاههای مختلف در تعریف اسم جنس از جمله تفسیر آن به معنای نکره یا شیوع در همه افراد بررسی میشود و نقد میگردد، سپس دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی مبنی بر دلالت اسم جنس بر ماهیت مبهمه مهمله توضیح داده میشود و تفاوت آن با علم جنس روشن میگردد و اشکالات رایج در تحلیلهای لغوی مورد نقد قرار میگیرد. در نهایت، نتیجه بحث این است که اسم جنس بیانگر یک ماهیت بدون قید ذهنی یا خارجی است و همین نکته بسیاری از ابهامات در حمل و اطلاق را برطرف میکند و تمایز دقیق آن با کاربردهای عرفی نیز تبیین میشود.
اسم جنس و علم جنس در اطلاق (1)
4تلمیذ: حمل بر افراد خارج نمیشوند؟
استاد: نه، در اینجا حمل بر افراد خارج نمیشود؛ چون در اینجا لحاظ، مقید شده است به عدم لحاظ خارج و ذهن، بدون هیچ قیدی.
تلمیذ: در این تعاریف مسامحه است وإلاّ اعلیٰ بودن، خودش دلالت بر این میکند که وجود خارجی لحاظ شده است؟
استاد: وجودِ خارج است، نه وجود یک فرد یا یک فرد علیالبدل یا غیر علیالبدل، ما در نفس طبیعت انسان میخواهیم صحبت کنیم.
تلمیذ: طبیعت که در خارج هست؟
استاد: بله، نفس طبیعت انسان؛ مثل اینکه شما میگویید: الإجّاص خیر من التفاح. اینکه الإجّاص خیرٌ من التّفّاح و له فوائدُ کثیرةٌ، أکثر من التّفّاح، در اینجا فرد خارجی إجّاص مورد لحاظ قرار نگرفته است، طبیعت إجّاص مورد لحاظ قرار گرفته است، طبیعت إجّاص و گلابی، بهتر از آن طبیعت سیب است. البته اگر این طبیعت بخواهد در خارج تحقق پیدا کند باید در افراد تحقق پیدا کند. ویتامین ذهنی که ما نداریم، منافع ذهنی که ما نداریم؛ منافع، ویتامین، تمام خصوصیات به لحاظ فرد خارج است، ولی در اینجا حکم روی خارج نرفته است. فرض کنید که الآن در خارج هم وجود نداشته باشد مثلاً فصل زمستان است و در فصل زمستان اصلاً فرض کنید که إجّاصی وجود ندارد، باز حکم ما در اینجا بهجای خودش باقی است. یعنی لو فُرِض در اینکه اگر فردی باشد، این فرد بهتر از اوست. این همان قضیۀ حقیقیه است که در اینجا داریم عرض میکنیم.
مسئله سوم، در اینجا ماهیت لابشرط لحاظ است، یعنی ماهیت غیر مقیده، [یعنی لحاظ قیدی در آن نشده نهاینکه از قیود تجرید بشود]. این ماهیت لابشرط لحاظ حتی از قید لابشرط، همان ماهیتی است که قابل صدق بر افراد خارج است. یعنی در این ماهیت که میگوییم: زید انسانٌ، در این زید انسانٌ فقط حقیقت انسان و طبیعت انسان موردنظر است. یعنی این زید، همین است، یعنی طبیعت انسان. زید انسانٌ یعنی این حقیقت و این جنس در وجود زید هست، آنوقت در اینجا کاری نداریم به اینکه انسان اشرف است یا اشرف نیست، اعلیٰ است یا اعلیٰ نیست؛ به این کار نداریم، و فقط به تحقق خارجی این انسان کار داریم که در ضمن زید است. آنوقت این میشود آن معنای لابشرط مقسمی، که در لابشرط مقسمی لحاظ آن مفهوم و حفظ آن مفهوم در همۀ موارد اقسام میشود؛ این، آن معنای لابشرط مقسمی است.
