اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (2)

و الف‌ولام جنس

0
اصول
اصول

اسم جنس و علم جنس در اطلاق و الف لام جنس در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، بحث بر سر تفاوت دقیق اسم جنس و علم جنس و نسبت آن‌ها با مفهوم اطلاق در زبان عربی است. ابتدا دیدگاه مرحوم کمپانی بررسی می‌شود که علم جنس را دارای قید امتیاز ذهنی می‌داند و آن را از اسم جنس متمایز می‌سازد. سپس اشکالات وارد بر این تحلیل مطرح می‌شود، از جمله این‌که چنین تفکیکی در نهایت به لغویت یا تکرار معنای اسم جنس بازمی‌گردد. در ادامه، نظر مرحوم آقاضیاء درباره تقسیم طبیعت به حصص مختلف و جعل علم برای برخی از آن‌ها بیان می‌شود و نقد می‌گردد که این تحلیل نیز بیشتر به مفهوم «صنف» بازمی‌گردد تا علم جنس. در نهایت، استاد با تحلیل دقیق‌تر، علم جنس را ناظر به افراد خارجی در یک دایره خاص می‌داند نه صرف ماهیت ذهنی یا حصه مفهومی. بخش پایانی جلسه به بررسی «ال» جنس، انواع «ال» و تفاوت آن با نکره و استغراق اختصاص دارد و روشن می‌شود که یک تحلیل واحد برای همه کاربردهای «ال» قابل قبول نیست.

اسم جنس و علم جنس در اطلاق (2)

3
  • من‌باب‌مثال اسد را وضع می‌کند برای حیوان مفترس، حالا که اسد را وضع کرد برای حیوان مفترس، می‌بیند این اسد یک حیوان مفترس هست اما چه حیوان مفترسی است؟ یعنی یک امتیازی نسبت به بقیۀ حیوانات مفترس در این اسد می‌بیند، به لحاظ این امتیاز خاص، لفظ اسامه را برای این اسد وضع می‌کند. یعنی با این تقریر ما می‌توانیم به این کلام یک سر و صورتی بدهیم که این اسامه وضع نشده است برای همین حیوان. پس این امتیاز، امتیاز ذاتی است و وصف انتزاعی امتیاز این ماهیت از بقیۀ ماهیات است. 

  • اما علم جنس بعد از این است که اسم جنس به اطلاق اوّلی بر این مفهوم وضع می‌شود؛ بعد از اینکه وضع شد برای این مفهوم، دوباره واضع می‌بیند به‌به‌، این لفظی را که وضع کرده برای این مفهوم، عجب مفهومی است! عجب طبیعتی است! این افتراس دارد، اما نه مثل بقیۀ افتراس‌ها؛ این حمله دارد، اما نه مثل بقیۀ حمله‌ها؛ این فلان خصوصیّت را دارد، نه مثل بقیۀ اینها؛ در اینجا علم را برای این وضع می‌کند. می‌گوید که غیر از آن اسم جنسی که برای این طبیعت وضع کردم، یک لفظ را به‌خاطر امتیازش که عبارت است از همان وجود ذهنی وضع می‌کنم. می‌بیند این مفهوم و این ماهیت مبهمۀ در ذهن، امتیازی که از بقیۀ ماهیت‌ها دارد، موجب شده است که این اسد در این معنای خودش به امتیاز خاصی ممتاز بشود؛ برای این امتیاز ذهنی لفظ اسامه را وضع کرده است.

  • بنابراین فرقی که بین اسامه و بین اسد است این است که هر دو برای طبیعت مبهمه و مرسله وضع شده‌اند. هم اسد برای طبیعت مهمله وضع شده است و هم اسامه برای طبیعت مهمله وضع شده است، منتها در اوّلی که اسد باشد امتیاز، وصف انتزاعی از ذات است، در دومی که اسامه است امتیاز، وصف مقیِّد موضوع است؛ یعنی این ماهیتی که من الآن در ذهن آوردم یک ماهیت خاصی است جدای از بقیه؛ این چیزی که الآن در ذهن دارم یک امتیازی دارد جدای از بقیه؛ یعنی این حیوان مفترس است، نه مثل بقیۀ مفترس‌ها؛ این حیوان شجاع است، نه مثل بقیۀ حیوانات که ذئب و کفتار و خرس و ببر و ... باشد.