
بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الفولام»
آراء مرحوم آخوند و آیةالله خویی در «ال» جنس، استغراق، عهد و...
انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح میدهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمیدانند و آن را وابسته به قرائن میگیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل میشوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح میشود. در ادامه دیدگاه آیتالله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف میداند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان میشود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسانسازی این مفاهیم در تحلیلهای اصولی مورد تأکید قرار میگیرد.
بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الفولام»
توضیحات:
انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح میدهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمیدانند و آن را وابسته به قرائن میگیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل میشوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح میشود. در ادامه دیدگاه آیتالله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف میداند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان میشود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسانسازی این مفاهیم در تحلیلهای اصولی مورد تأکید قرار میگیرد.
بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الفولام»
12مطلبی از شارح رضی در بحث «ال» استغراق
آنوقت در اینجا یک مطلبی از شارح رضی در بحث «الفولام» استغراق نقل میکنند که میگویند که اصلاً «الفولام» استغراق دلالت بر تعریف نمیکند، این دلالت بر استغراق نمیکند. «الفولام» استغراق همان «الفولام» جنس است، هیچ فرقی نمیکند. شارح رضی اینطور میفرماید که فرقی نمیکند که شما بگویید أعطِ تمرةً أو تمرتین که این نکره است یا اینکه بگویید أعطِ التمرة و التمرتین «الفولام» بیاوریم؛ این «الفولام»، «الفولام» نیابت است، «الفولام» نیابت از تنکیر است و نیابت از تنوین است. بهجای تنکیر و تنوین، افراد «الفولام» میآورند.1
اشکال به مطلب شارح رضی
و فیه غایة الخلاف و الاشکال؛ چون در أعطِ تمرةً أو تمرتین نظر در اینجا نظر به نکره است، مثل أکرم رجلاً أو أکرم رجلین. اما در مورد أعطِ التمرة و التمرتین چه کسی گفته است که «الفولام» التمره در اینجا «الفولام» جنس است یا «الفولام» استغراق است؟! ابداً! «الفولام» التمره و التمرتین در اینجا دلالت بر استغراق فردی نمیکند و دلالت بر جنس نمیکند. اگر متکلم بگوید أنفق التمرتین منظور آن دو تمرۀ خاص است، این «الفولام» دلالت بر عهد میکند. در جنس، معنا ندارد تثنیه بیاورند الحمدین لله رب العالمین این معنا ندارد؛ چون تثنیه لازمۀ فرد و مصداق خارجی هست؛ نهاینکه تثنیه برای جنس است، جنس همیشه فرد آورده میشود إلاّ اینکه دو جنس متفاوت باشد، یا اینکه دو صنف متفاوت باشد. بنابراین در اینجا أنفق التمرة و التمرتین هیچ ربطی به «الفولام» جنس ندارد. این «الفولام» عهد ذهنی یا ذکری است یا خارجی است و «الفولام» استغراق فردی با «الفولام» جنس و «الفولام» عهد، دیگر کاملاً با همدیگر تفاوت پیدا میکنند.
در اینجا اگر بخواهیم به سایر موارد و نظر خیلی از اعلام و اینها برسیم این تطویل بلاطائل است، اصل قضیه اختلاف بین «الفولام» تعریف و «الفولام» جنس و «الفولام» استغراق و موارد اینها بود که «الفولام» تعریف، عهد ذکری، عهد خارجی، عهد ذهنی در چه مواردی است؟ و «الفولام» جنس در چه موردی است؟ و «الفولام» استغراق فردی در چه مواردی است؟ لذا مطلبی را که در اینجا بعضی از بزرگان میفرمایند که در «الفولام» جنس در خیلی از موارد، آن افراد خارج مورد لحاظ قرار میگیرند چون جنس بدون فرد خارج تحقق ندارد؛ در این کلام جای تأمّل است، بهجهت اینکه اصلاً بهطورکلی متکلم در مقام اطلاق جنس، اطلاق او با اطلاق استغراق افرادی تفاوت پیدا میکند. در اطلاق جنس، نظر به جنس است، نه نظر به افراد خارج، و اما در اطلاق استغراق فردی، نظر به افراد است، نه نظر به جنس. و این دو با همدیگر در دو مقام متفاوت هستند، و خلط بین اینها، موجب خلط بین مصادیق و مفاهیم عرفیّه میشود و موجب اشکالاتی میشود.
- شرح الرضی على الکافیة، ج 3، ص 239.
