اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

آراء مرحوم آخوند و آیةالله خویی در «ال» جنس، استغراق، عهد و...

0
اصول
اصول

انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح می‌دهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمی‌دانند و آن را وابسته به قرائن می‌گیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل می‌شوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح می‌شود. در ادامه دیدگاه آیت‌الله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف می‌داند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان می‌شود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسان‌سازی این مفاهیم در تحلیل‌های اصولی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

11
  • اشکال بر نظر مرحوم خوئی

  • جواب این است که خیلی فرق می‌کند. اوّلاً چه کسی گفته که «الف‌ولام» اللئیم در اینجا «الف‌ولام» جنس است؟! «الف‌ولام» اللئیم در اینجا «الف‌ولام» عهد است و عهد خارجی است. یعنی شاعر در اینجا این‌طور می‌گوید که من بر لئیم‌هایی که در خارج تابه‌حال اتفاق افتاده عبور می‌کنم و لقد أمرُّ علی اللئیم چه بسا عبور می‌کنم بر لئیم، در اینجا نمی‌خواهد بگوید که و لقد أمرُّ علی جنس لئیم یسبّنی فمضیتُ ثمَّة قلتُ لا یعنینی؛ این «الف‌ولام»، «الف‌ولام» عهد خارجی است، نه عهد ذهنی. لو فرض بر اینکه اللئیم در اینجا بر جنس دلالت کند، شاعر در اینجا «الف‌ولام» را برای جنس می‌آورد؛ «الف‌ولام» را برای عهد ذهنی نمی‌آورد، چه کسی گفته که «الف‌ولام» در اینجا «الف‌ولام» عهد ذهنی است؟ و لقد أمرُّ علی اللئیم یعنی این جنس لئیم اقتضای سب می‌کند و در اینجا نباید نکره بیاورد و لقد أمرُّ علی لئیمٍ در اینجا نکره غلط است؛ یعنی جنس لئیم اقتضای سب می‌کند فمضیتُ ثمَّة قلتُ لا یعنینی یعنی من عبور می‌کنم و اعتنا نمی‌کنم چون لئیم است، چون وصف لئیم است، حیثیت لئامت آن حیثیت اقتضای سبّ است.

  • پس این «الف‌ولام»، «الف‌ولام» عهد نیست. عهد ذهنی را در اینجا نمی‌آورند، عهد ذهنی را در آنجایی می‌آورند که فقط در ذهن این معنا هست، به خارج کاری نداریم. یک مطلب معهودی بین متکلم و بین مخاطب است، بر آن اساس عهد ذهنی می‌آورند، ولو اینکه در خارج هم اصلاً تحقق ندارد. فرض کنید که من‌باب‌مثال من با شما در سابق صحبتی را به اصطلاح کردیم. عهد ذکری این است که متکلم ـ در اینجا اشتباه نکنید و نگویید که در اینجا عهد ذکری است ـ قبل الدقائق، همین چند دقیقه قبل یا به فاصله فرض کنید که یک جمله، مثل همین اشتریتُ فرَساً ثم بِعته، این را می‌گویند عهد ذکری. یعنی قبل از این، ذکر فرس شده باشد. اما عهد ذهنی اصلاً به ذکر کاری ندارد؛ بین متکلم و بین مخاطب قبل از خمسة ایام، قبل از عشرة ایام، قبل از سنةٍ، قبل از شهرٍ، یک معنایی متبادر شده است، رد و بدل شده است، اصلاً به خارج هم کاری ندارد، من‌باب‌مثال متکلم قبلاً با مخاطب صحبت کرده است که آقا شما یک کتابی را راجع به فلان شخص بنویس یا یک نامه‌ای به فلان شخص بنویس و اصلاً این نامه در خارج تحقق ندارد که بگوییم که آیا تحقق خارج هست یا نه؛ و مخاطب فراموش کرده، نسیان کرده است؛ در اینجا متکلم متذکر می‌شود که آن رساله و آن نامه‌ای که قبلاً قرار بود شما بنویسی آن نامه را بنویس. می‌گوید: اُکتب الرسالة، آن رساله‌ای که قبلاً یعنی قبل خسمة ایام، قبل از اسبوعٍ صحبت بود بین من و شما آن را انجام بده؛ و این نه ربطی به ذکری دارد و نه ربطی به خارجی دارد. بنابراین عهد ذهنی هم داریم، چه کسی می‌گوید نداریم؟! عهد ذهنی داریم همان‌طوری که عهد ذکری و عهد خارجی داریم.