
بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الفولام»
آراء مرحوم آخوند و آیةالله خویی در «ال» جنس، استغراق، عهد و...
انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد میپردازد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح میدهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمیدانند و آن را وابسته به قرائن میگیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل میشوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح میشود. در ادامه دیدگاه آیتالله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف میداند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان میشود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسانسازی این مفاهیم در تحلیلهای اصولی مورد تأکید قرار میگیرد.
بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الفولام»
3و لذا بنا بر فرمایش مرحوم آخوند چارهای نداریم که قائل به تجرید موضوعٌله از قید دخیل در آن بشویم، یعنی این موضوعٌله را که مقیّد است به تعریف ذهنی، تجرید کنیم از آن تعریف ذهنی. یعنی همانطوری که لفظ اسد وضع شده است برای آن مفهوم جنسی و ما وقتی که اسد میگوییم حمل میکنیم بر افراد خارجی، اسامه هم حمل میشود بر همین افراد خارجی و آن معنای تعریف ذهنی از اسامه حذف میشود. مثل اینکه فرض کنید که ما عالِم را وضع کنیم به وضع موضوعٌله خود برای فقیه حکیم و فیلسوف. یعنی اگر فردی باشد که فقیه باشد و حکیم نباشد به او نمیشود عالم گفت. اگر فردی باشد که حکیم باشد ولی فقیه نباشد به او عالم نمیشود گفت؛ پس الآن عالم وضع شده است برای جنس فقاهت توأم با حکمت و فلسفه. اگر ما بخواهیم این عالم را حمل کنیم بر فقیه مجرد، ما موضوعٌله را تجرید کردهایم از قید حکمت، واگر بخواهیم این عالم را حمل کنیم بر حکیم بدون فقه و فقاهت، موضوعٌله را مجرد کردهایم از فقه، در اسامه هم مطلب همینطور است.
بنا بر فرمایش مرحوم آخوند اگر اسامه وضع شده باشد برای موضوعٌله به قید وعاء ذهنی و تعریف ذهنی آن؛ یعنی وضع شده است برای جنس اسدی که در ذهن از سایر اجناس متمایز است، نهاینکه وضع شده برای اسد خارجی. [وقتی اسامه وضع شده است] برای این ماهیتی که در ذهن است و از سایر ماهیات خارج است؛ پس مسلّم این است که یک همچنین ماهیتی فرد خارجی ندارد. من اسم اسد متمایز از بقیۀ اجناس را، اسامه میگذارم، نهاینکه اسم اسد را اسامه بگذارم، نهاینکه اسم این جنس را اسامه بگذارم. در اینجا این جنسی که در ذهن من از بقیۀ اجناس متمایز است، چون این جنس دارای تمایز است من اسمش را اسامه میگذارم. من برای این جنس یک حساب دیگری باز کردم، یک فرد دیگری باز کردم. همانطوری که مرحوم نائینی قائل به این مطلب بودند. بنابراین لازمۀ این، تجرید است و لازمۀ تجرید لغویّت است. بناءًعلیٰهذا مرحوم آخوند به کل، علم جنس را انکار کردند و میفرمایند ما علم جنس نداریم؛ و اعتراض ما بر مرحوم آخوند و بر مرحوم نائینی و بر مرحوم آقای خوئی قبلاً در بحث علم جنس در روز قبل گذشت.
