اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

آراء مرحوم آخوند و آیةالله خویی در «ال» جنس، استغراق، عهد و...

0
اصول
اصول

انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح می‌دهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمی‌دانند و آن را وابسته به قرائن می‌گیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل می‌شوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح می‌شود. در ادامه دیدگاه آیت‌الله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف می‌داند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان می‌شود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسان‌سازی این مفاهیم در تحلیل‌های اصولی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

7
  • فرق بین استغراق و جنس

  • التفات فرمودید فرق بین نکره و بین جنس چیست؟ در نکره همان جنس است فرق نمی‌کند، ولی لحاظ متکلم تفاوت پیدا می‌کند و همین مطلب در مورد «الف‌ولام» استغراق هم می‌آید. وقتی که من می‌گویم: جمع الأمیرُ الصاغةَ ـ مطول که یادتان می‌آید یا آن هم یادتان رفته است؟! ـ در باب مسند الیه در جمع الأمیرُ الصاغةَ تفتازانی در آنجا آن‌طوری‌که یادم هست حدود سه صفحه در بحث «الف‌ولام» جنس و «الف‌ولام» عهد و «الف‌ولام» استغراق؛ استغراق عرفی، استغراق منطقی بحث می‌کند و بسیار بحث عالی و دقیقی دارند و همۀ مطالبشان هم در آنجا صحیح است. می‌فرمایند که فرق بین «الف‌ولام» جنس و «الف‌ولام» استغراق این است که «الف‌ولام» جنس اشاره به جنس است، ولی «الف‌ولام» استغراق اشاره به فرد است.1

  • مطلبی که بعضی‌ها فرمودند بنا بر تقریر بزرگان، و فرقی بین استغراق و بین جنس نگذاشتند در اینجا محل تأمل است. در «الف‌ولام» استغراق از اوّل نظر به جنس نیست؛ نظر به افراد خارج است، نظر به فرد است. جمع الأمیرُ الصاغةَ یعنی جمع الأمیر کل صائغ فی البلد؛ نه، جمع الأمیرُ جنسَ الصاغة و ماهیةَ الصاغة و مفهومَ الصاغة؛ این معنی ندارد و خنده‌آور است. این مضحک است که بگوییم: جمع الأمیر جنس الصاغة و ماهیة الصاغة. پس «الف‌ولام» استغراق به افراد خارج برمی‌گردد به‌نحو شمول، ولی در «الف‌ولام» جنس اصلاً به افراد خارج کاری نداریم، افراد خارج را ما لحاظ نمی‌کنیم، نفس الجنس را ما لحاظ می‌کنیم. وقتی که من می‌گویم: أکرم الرجل لا المرأة، در اینجا نمی‌خواهم بگویم که رجل را اکرام کن، می‌خواهم بگویم که اکرام تو باید به جنس رجل بخورد و مرأه‌ به‌هیچ‌وجه در تحت اکرام تو نباشد.

  • مثال دیگر در ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾2 و همین‌طور آیاتی که بعد از ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ﴾3 می‌آید است، که این «الف‌ولام» در ﴿ٱلصِّرَٰطَ﴾ هم، «الف‌ولام» جنس است، نه‌اینکه «الف‌ولام» استغراق باشد و در «الف‌ولام» جنس مسئله خیلی قوی‌تر از استغراق است و متکلم لحاظ اقویٰ از استغراق فردی را می‌کند. در اینجا منظور این است که ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ یعنی خدایا جنس حمد و مفهوم حمد اختصاص به ذات تو دارد؛ نه‌اینکه هر حمدی که در خارج اتفاق می‌افتد این حمد بالمآل رجوع به ذات تو دارد که در اینجا ﴿ٱلۡحَمۡدُ﴾ دلالت بر استغراق فردی باشد؛ نه، استغراق در اینجا نمی‌گوید که جمیع حمد‌ها مال تو است تا اینکه یک شخصی اعتراض کند و بگوید که ما من عام إلاّ و قد خُصّ، جمیع حمدها اختصاص به ذات احدیت دارد إلاّ بعض الحمد؛ پس بعضی از اقسام حمد، اختصاص به ذات خدا ندارد. نه، در اینجا از اوّل مسئله را روی ماهیت حمد برده است؛ یعنی اصلاً هر جنس حمدی، نفس حمد، جنس حمد، اختصاص به ذات الٰه دارد، و مشخص است که این جنس حمد در خارج در ضمن افراد تحقق پیدا می‌کند در این شکی نیست، و این فرق می‌کند تا اینکه ما بگوییم که جمیع حمدها اختصاص به خدا دارد؛ این قوی‌تر است. یعنی حکم روی جنس اقوای از حکم روی عام استغراقی و جنس مُحَلّی به «الف‌ولام» استغراق است. جنس حمد الآن اختصاص به ذات الٰه دارد. این اشکال عدم فرق بین «الف‌ولام» جنس با «الف‌ولام» استغراق و اشکال عدم فرق بین «الف‌ولام» جنس و بین «الف‌ولام» تعریف بود که مرحوم آخوند را به این اشکال انداخت.

    1.  المطول، ص 79.
    2. سوره حمد (1) آیه 2.
    3. سوره حمد (1) آیه 6.