اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

آراء مرحوم آخوند و آیةالله خویی در «ال» جنس، استغراق، عهد و...

0
اصول
اصول

انواع الف و لام در اصول فقه در این جلسه به تحلیل دیدگاه اصولیین درباره ماهیت الف و لام و نقش آن در تعریف، جنس، استغراق و عهد می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی نظر مرحوم آخوند خراسانی توضیح می‌دهد که ایشان الف و لام را ذاتاً دال بر تعریف نمی‌دانند و آن را وابسته به قرائن می‌گیرند و در نتیجه برای حمل بر افراد خارجی نیاز به تجرید معنا قائل می‌شوند و نقد مبنای او در انکار دلالت وضعی الف و لام نیز مطرح می‌شود. در ادامه دیدگاه آیت‌الله خویی که الف و لام را نوعی اشاره و تعریف می‌داند بررسی شده و اشکالات وارد بر این مبنا از جمله خلط میان جنس و استغراق و نیز نقش استقلال مفهومی هر یک از این اقسام بیان می‌شود. در پایان جلسه نیز تفاوت دقیق بین جنس، استغراق و عهد و خطاهای ناشی از یکسان‌سازی این مفاهیم در تحلیل‌های اصولی مورد تأکید قرار می‌گیرد.

بررسی دیدگاه اصولیین دربارۀ انواع «الف‌ولام»

8
  • جواب آیةالله خوئی به اشکال مرحوم آخوند

  • و اما جوابی که مرحوم آقای خوئی از این اشکال مرحوم آخوند می‌دهند بنا بر تقریر بزرگان، این است که «الف‌ولام» جنس، همچون اسامه که علم جنس است، در مقام ثبوت و در مقام امکان، نه در مقام اثبات، اشکال ندارد که این «الف‌ولام» جنس اشاره باشد به یک ماهیت متعیّنۀ در ذهن؛ بدون اینکه آن تعیّن و تقیّد قید برای موضوعٌ‌له باشد؛ این اشکال ندارد. لهذا ما نیازی به تجرید نداریم و لغویّت لازم نمی‌آید. یعنی همان‌طوری که در اسامه می‌فرمودند که اسامه علم است برای یک ماهیت متعیّنۀ در ذهن، بدون وصف تعیّن، که در اطلاق خارج محتاج به تجرید آن ماهیت از این وصف تعیّن در ذهن باشیم، همین‌طور در «الف‌ولام»ی که بر سر جنس می‌آید مسئله از همین قرار است، در اینجا هم قائل هستیم بر اینکه این «الف‌ولام» دلالت می‌کند بر یک ماهیت متعیّنۀ در ذهن بدون این تعیّن.1

  • اشکال بر جواب آقای خوئی

  • ما از این مطلب در روز گذشته جواب دادیم بر اینکه ماهیت متعیّنۀ در ذهن به وصف تعیّن، نه‌تنها معنا ندارد، بلکه در اینجا آن تعیّن و امتیاز، وصف انتزاعی از اطلاق الفاظ است بر مفاهیم و بر اجناس خودشان. همین‌که شما یک لفظ را بر یک مفهومی اطلاق می‌کنید امتیاز، وصف انتزاعی اوست، ما دیگر نیازی به وصف تعیّن نداریم. لفظ اسد دلالت می‌کند بر یک مفهوم ممتاز و طبیعت ممتاز عن بقیة الحیوانات، لفظ ذئب دلالت دارد بر ماهیت ممتازۀ عن بقیة الحیوانات مثل اسد و مثل البقرة و مثل الغنم و امثال‌ذلک. و اگر ماهیتِ مشخص است، خب این صنف است. صنف علم جنس نیست؛ صنف عبارت است از یک لفظی که این لفظ دلالت بر ماهیت مقیّد به یک وصف داخل در آن ذات را می‌کند. مانند اسد ابیض، اسد احمر، اسد اصفر، این اصناف است. خب حالا به آن صنف می‌گویند، اما اینکه اسامه را وضع کنند برای این، نه‌خیر، اسامه برای این وضع نشده است. علم جنس همان‌طوری که گفتیم وضع شده است برای افراد خاص به لحاظ کلّیتی که دارند. مثلاً افراد یک محل، مصادیق یک محل و امثال‌ذلک این را علم جنس می‌گویند، اما دلالت بر ماهیت ندارد.

    1.  محاضرات فى أصول الفقه، خوئی، ج ‌4، ص 524.