اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تتمۀ بحث نکره و اسم جنس

دیدگاه صاحب فصول

0
اصول
اصول

تفاوت نکره و اسم جنس در اصول فقه به بررسی فرق این دو از نظر دلالت بر فرد یا طبیعت اختصاص دارد. در این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی، ابتدا توضیح داده می‌شود که اسم جنس بر نفس طبیعت بدون لحاظ وحدت و کثرت دلالت دارد، اما نکره همراه با دلالت بر فرد خارجی و مقتضای وحدت یا کثرت در مقام خطاب است. سپس دیدگاه صاحب فصول درباره نکره به‌عنوان «فرد غیر مردد» مطرح می‌شود. در ادامه، نقد مرحوم آخوند خراسانی بر این نظریه بیان می‌گردد که فرد مردد در خارج تحقق ندارد و تعیّن فقط در فرد خارجی است. سپس با توضیح انتزاعی بودن برخی مفاهیم مانند احدهما و قیاس آن با وجوب کفایی، روشن می‌شود که بسیاری از این تعیّنات از ذهن و خطاب انتزاع می‌گردند نه از واقع خارجی. در پایان، جمع‌بندی می‌شود که اختلاف نکره و اسم جنس بیشتر به نحوه لحاظ و استعمال برمی‌گردد.

تتمۀ بحث نکره و اسم جنس

7
  • اجمال مطالب بحث نکره و اسم جنس

  • دیگر مطلبی [از] بحث نکره و اسم جنس باقی نماند. علیٰ‌ایّ‌حال مسائلی که ما در این زمینه تابه‌حال مطرح کردیم یکی مسئله طبیعت مطلقه بود، یکی بحث طبیعت مبهمه بود که عرض شد که طبیعت مبهمۀ مهمله همان طبیعت لابشرط مقسمی است که در باب اطلاق، ما این طبیعت مبهمه را مورد لحاظ قرار نمی‌دهیم، آن طبیعتی را که مورد لحاظ باید قرار بدهیم در باب اطلاق، طبیعت مطلقۀ مرسله است نه طبیعت مبهمۀ مهمله، که لابشرط مقسمی است برای جمیع انواعی مصادیق طبیعت، اعم از معرفه، اعم از نکره، اعم از طبیعت مطلقه، اعم از طبیعت مقیده؛ تمام اینها افراد برای طبیعت مبهمۀ مهمله هستند.

  • و همین طور بحث راجع به «ال» جنس را مطرح کردیم و عرض شد که «ال» جنس با «ال» عهد تفاوت پیدا می‌کند و این عهد وصفی و عهد خارجی که از او تعبیر آوردند به «ال» عهد که جنس را «ال» عهد گرفتند، جا ندارد. بلکه «ال» بر اقسامی است: «ال» تعریف است، «ال» زینت است و «ال» جنس است، همۀ اینها دلالات خاصی دارد، و آنچه را که قوم در مقام تکلّف برآمدند و خواستند جمیع «ال»‌ها را به «ال» عهد و تعریف برگردانند این خالی از اشکال و تکلّف نیست. این هم یک بحث. 

  • بحث دیگری که کردیم، بحث نکره بود و عرض شد که فرق بین نکره و بین اسم جنس در این است که اسم جنس دلالت بر یک فرد نمی‌کند و نکره دلالت بر فرد خارج می‌کند. این بحث‌ها تمام شد.

  • ان‌شاء‌الله بحث بعدی ما اگر خدا بخواهد بحث اطلاق و مقدمات حکمت خواهد بود.1

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد

    1. همان‌طوری که پیش‌بینی می‌کردیم با توجه به مسائلی که رفقا در جریان هستند و مشکلاتی که بود و ما ناگزیر با این مشکلات بودیم، نتوانستیم در این مدت یک بحث مرتبی راجع به این قضیه داشته باشیم [و این بحث طول کشید]. امیدواریم که لعل الله أن یحدث بعد ذلک أمرا و کار ما به یک نظامی قرار بگیرد که بتوانیم بحث‌‌هایمان را به‌طور مستمر و دقیق انجام بدهیم.
      خود من از جریاناتی که بود، واقعاً متأثر هستم مخصوصاً این ظلمی که بر رفقا و دوستان وارد می‌شود؛ اینها در یک هم‌چنین موقعیتی باید از عمرشان و از آن وقتشان کمال استفاده را داشته باشند و من نتوانستم در این مدت کاملاً خودم را در اختیار رفقا قرار بدهم و به‌نظر می‌رسید که دو یا سه هفتۀ بعد سفری را در پیش داریم اما با توجه به بعضی از مشکلاتی که پیش آمد و پیش‌بینی می‌شود، در یکی دو روز آینده ممکن است این سفر انجام بشود. از این نقطه‌نظر دیگر ما این بحث مربوط به مقدمات حکمت که بحث دامنه‌داری است و همین‌طور اوّل بحث ارتداد، را قطع می‌کنیم و إن‌شاءالله موکول می‌کنیم به بعد از سفر. تا خدا چه خواهد.
      تلمیذظاهراً یک سال دیگر است.
      استاد: إن‌شاءالله. حالا چه عرض کنم.
      تلمیذبعد از مراجعت محرم و بعد صفر و بعد تابستان، دوباره سال دیگر.
      استاد: بین محرم و صفر درس نیست؟! اگر درس باشد، یک ماهی هست.
      تلمیذحوادث طوری است که می‌ترسیم دوباره همین ده یا بیست روز هم بسوزد.
      استاد: آن دیگر با خداست؛ نمی‌دانیم. واقعاً مگر ما پیش‌بینی می‌کردیم؟! جداً عرض می‌کنم که برای ما هیچ قابل پیش‌بینی و تصور نبوده است. ولی خُب من وقتی که قم آمدم احتمال می‌دادم که...؛ بعد به یک نقطه‌ای رسیدیم ـ واقعاً این را عرض می‌کنم خدمتتان ـ که دیدیم اصلاً آنچه که بر عهده ما هست این است که کوتاهی نکنیم. البته من کوتاهی کردم و نمی‌توانم این را [انکار] کنم. ولی مطلبی که هست این است که مهم این است که انسان خودش را بسپرد به دست تقدیر و بی‌خود زور هم نزند چون خیلی زور زدن هم فایده ندارد، ممکن است انسان به‌نحوی در قضایا قرار بگیرد ـ نه‌اینکه ممکن است، حتماً این‌طور است ـ که[مسائل] خیلی در اختیارش نباشد. بنابراین وقتی که انسان به این مسئله واقف می‌شود؛ خُب باید به همین کیفیت و به ترتیب ظاهر، پیش برود دیگر!
      اما تا وقتی که عازم نشدیم این بحث صبح هست، چون به شکلی نیست که سر مطلب باشد.