اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (1)

و تبیین ارادۀ جدّی

0
اصول
اصول

اراده جدی و اطلاق در اصول فقه در این جلسه بررسی می‌شود و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به نقد مبنای مرحوم شهید صدر در تحلیل اطلاق و تقیید می‌پردازد. در این درس، دیدگاه دو تصدیق (اخطار موضوع و جدیت متکلم) بررسی شده و نشان داده می‌شود که این تفکیک به شکل ارائه‌شده نمی‌تواند منشأ اثبات اطلاق باشد. استاد توضیح می‌دهد که اراده جدی در کلام متکلم به معنای صرف حکمت و غرض عقلایی در بیان است، نه دلالت بر شمول همه افراد موضوع. سپس با مثال‌هایی روشن می‌شود که در بسیاری از موارد، کلام فقط ناظر به طبیعت مهمله است و نه اطلاق یا شمول افراد. در نهایت نتیجه می‌گیرد که استنباط اطلاق از صرف عدم تقیید، نیازمند دلیل جداگانه است و بسیاری از مواردی که اطلاق تلقی می‌شوند، در واقع مجمل‌اند.

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (1)

9
  • و این مسئله، نقطۀ اشکال ما در این ارادۀ جدّی است که حالا در باب مقدمات حکمت عرض می‌کنیم، که ما باید ببینیم منظور از ارادۀ جدّی که متعارف و مصطلح در السنۀ اعلام است چیست؟ آیا منظور از این ارادۀ جدّی تعلق حکم به جمیع مصادیق موضوع است، یا اینکه نه، منظور از ارادۀ جدّی تعلق قضیه است به غرضٌ عقلائیةٌ من الأغراض العقلائیه؟ یعنی متکلم که این قضیه را گفته است بی‌خود نگفته است ـ قضیه این است! ـ در مقام جدّ است؛ نائم نبوده، مجنون نبوده، لاغی و هازل نبوده است؛ متکلم عاقل بوده، حکیم بوده است و در مقام بیان این قضیه را گفته است. نه‌اینکه منظور از ارادۀ جدّی تعلق حکم به جمیع افراد موضوع[ است.] از این ارادۀ جدّی یک هم‌چنین چیزی در نمی‌آید. در باب اطلاق این موضوع اشتباه شده است. در باب اطلاق آنچه که اطلاق را با اجمال و اهمال خلط کرده است این قضیه است.

  • ...شما از کجا این را بر عهدۀ متکلم و گردۀ متکلم می‌گذارید؟ یک وقت متکلم خودش تصریح به موضوع و به قید یا به عدم قید می‌کند؛ یک وقت متکلم تصریح نمی‌کند، شما از عدم ادخال و عدم تقید موضوع به یک قید، بر گُرده متکلم می‌گذارید که پس منظور شما عدم القید است. یعنی از عدم العلم بالقید، شما علم به عدم قید را برگُرده متکلم می‌گذارید؛ خُب این خلاف است. از کجا دلیل بر این دارید؟! آنچه که ما می‌توانیم بر گُرده متکلم حکیم بگذاریم این است که شما در این کلامتان لاغی نیستید؛ ما از ظاهر حال، این را می‌توانیم بر گُرده متکلم بگذاریم. ظاهر حال یعنی همین دیگر! ظاهر حال یعنی قرینه‌ای که حاکی از حکمت و عقل در القاء این قضیه است؛ این را می‌گویند ظاهر حال. شهادت حال و ظاهر حال یعنی متکلم به لغو این کلام را نگفته است؛ اما اینکه منظور متکلم جمیع افراد هست، این نیاز به دلیل دارد.