اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

14٬059
اصول

اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان می‌دهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده می‌شود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن می‌کند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت می‌دهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

توضیحات:

اشکال بر مقدّمات حکمت در اطلاق و تقیید، محور این جلسه بررسی نقد مبنای شهید صدر در کشف اراده عدم قید از عدم ذکر آن است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که در قضیه مطلقه، صرف نبود قید به معنای اثبات اراده عدم قید نیست و این استدلال نیازمند دلیل مستقل است. سپس با تفکیک مقام اثبات و ثبوت نشان می‌دهد که هم در مطلق و هم در مقید، آنچه در کلام دیده می‌شود صرف نحوه بیان است نه کشف اراده درونی. همچنین با طرح لابشرط مقسمی و مقایسه با مجمل و مبین، روشن می‌کند که اگر این مبنا پذیرفته نشود، بسیاری از فروعات اطلاق و تقیید تغییر ماهیت می‌دهد. نتیجه جلسه این است که حمل مطلق بر مقید تنها بر اساس این تحلیل ساده از مقدّمات حکمت قابل دفاع نیست و نیاز به بازنگری دقیق در مبانی دلالت دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تعریف مطلق و مقیّد در بیان شهید صدر (2)

6
  • بنابراین در این مقدّماتی که در مقام بیان و موجب اطلاق می‌دانند، یکی از آنها این است که از عدم ذکر قید به شهادت حال و به ظهور حال ما کشف می‌کنیم که چون متکلم قید را نیاورده است، پس هو یرید عدمَه؛ اراده عدم قید را دارد. این مقام می‌شود مقام اثبات؛ و مقام اثبات دلیل می‌خواهد. چطور اینکه مقام اثبات در قضیۀ مقیّدۀ ما، چه مقیّدۀ به قید ثبوتی و چه مقیّدۀ به قید نفیی یعنی معدوله، در هر دوی اینها اثباتش دلیل می‌خواهد. فرض کنید که اگر کسی بگوید که فقط رجل غیر عالم را اکرام کنید. می‌گوییم به چه دلیل؟ مولا که غیر عالم را نگفته است. فرض کنید که می‌گوید که در فلان‌جا گفته است؛ دلیل می‌خواهد. یا فرض کنید بگوید که اکرام باید به رجل عادل تعلّق بگیرد. می‌گوییم که از کجا می‌گویی؟ فرض کنید می‌گوید که فلان‌جا گفته است یا به عنوان قضیۀ بعدی آورده است.

  • تلمیذ: نکته‌ای که در اینجاست این بحث است که می‌گویند یک مقدّمه هم منطوی است که آن موقع مولا در مقام بیان است.

  • توضیحی دربارۀ مقام بیان

  • استاد: مقام بیان را که عرض کردیم. مقام بیان بودن یعنی می‌خواهد از این کلامش غرض عقلایی استفاده کند. مقام بیان است یعنی نخوابیده است؛ مقام بیان است یعنی دیوانه نیست؛ مقام بیان است یعنی ساهی نیست؛ مقام بیان است یعنی هازل نیست؛ مقام بیان است یعنی لاغی نیست. مقام بیان این نیست که مصادیق این موضوع باید معمولٌ‌به واقع بشود؛ مقام بیان بودن این است که غرض عقلایی بر این قضیه‌اش مترتب است؛ در این مقام است. باید ببینیم آن غرض عقلایی چیست؟ وقتی که مولا می‌گوید که در این مجلس باید انگور باشد و شما نود درصد می‌دانید هر وقت مولا می‌گوید که برو انگور بخر منظورش انگور عسگری است، و انگور سیاه یا انگور قرمز نیست. خُب حالا که مولا گفته است در این مجلس باید انگور باشد آیا منظور از مقام بیان این است که چون قید ثبوتی در اینجا نیاورده‌اند همۀ انواع انگور مورد نظر من است؟! این چه حرفی است که ایشان در اینجا می‌زنند؟! چه کسی یک هم‌چنین حرفی را می‌زند؟!

/