
نقد نظر مرحوم آخوند در مقدمات حکمت
نقد مقدمات حکمت آخوند | شرایط اطلاق و قرائن تخاطب
مقدمات حکمت در اصول فقه و نقد دیدگاه مرحوم آخوند در این جلسه، با محوریت بررسی شرایط تحقق اطلاق و نقش قرینه و فرد متیقن در فهم کلام مطرح میشود. در ادامه استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین مقدمات حکمت شامل مقام بیان، نبود قرینه و مسئله انصراف در مقام تخاطب میپردازد.بحث همچنین به نقد مقدمه سوم آخوند درباره فرد متیقن در کلام و تأثیر آن بر اطلاق و محدود شدن شمول طبیعت میرسد.در پایان جلسه، نسبت میان اطلاق، شرایط فهم عرفی و دقت در نقل روایت مورد توجه قرار گرفته و اشکالات مبنایی روشن میشود.در این میان تفاوت میان قرینه مقیّده و صرف انصراف ذهنی و همچنین نقش شرایط گفتوگو در شکلگیری ظهور کلام نیز بررسی میشود و نگاه کلاسیک به اطلاق مورد نقد قرار میگیرد.
نقد نظر مرحوم آخوند در مقدمات حکمت
توضیحات:
مقدمات حکمت در اصول فقه و نقد دیدگاه مرحوم آخوند در این جلسه، با محوریت بررسی شرایط تحقق اطلاق و نقش قرینه و فرد متیقن در فهم کلام مطرح میشود. در ادامه استاد آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین مقدمات حکمت شامل مقام بیان، نبود قرینه و مسئله انصراف در مقام تخاطب میپردازد.بحث همچنین به نقد مقدمه سوم آخوند درباره فرد متیقن در کلام و تأثیر آن بر اطلاق و محدود شدن شمول طبیعت میرسد.در پایان جلسه، نسبت میان اطلاق، شرایط فهم عرفی و دقت در نقل روایت مورد توجه قرار گرفته و اشکالات مبنایی روشن میشود.در این میان تفاوت میان قرینه مقیّده و صرف انصراف ذهنی و همچنین نقش شرایط گفتوگو در شکلگیری ظهور کلام نیز بررسی میشود و نگاه کلاسیک به اطلاق مورد نقد قرار میگیرد.
نقد نظر مرحوم آخوند در مقدمات حکمت
6لذا اینجا این مطلب را باید بگوییم که همانطور که مرحوم شیخ، مقدمات حکمت را دو مقدمه ذکر میکند؛ یکی اینکه متکلم در مقام بیان باشد، دوم اینکه قرینۀ مقیّده برای انصراف آن طبیعت مهمله در فرد خاص وجود نداشته باشد؛ قرینۀ حالیه یا قرینۀ مقالیه، داخلیه أو خارجیه، متصله یا منفصله. با این دو مقدمه، احراز اطلاق در اینجا میشود. بنابراین اشکال وارد میشود بر مرحوم آخوند در اضافۀ مقدمۀ ثالثه که عدم وجود فرد متیقن، در مقام تخاطب [باشد.] اشکال بر مرحوم آخوند این است؛ که در مقام تخاطب [این فرد متیقن،] قرینۀ مقیِّده هست یا نیست؟ اگر قرینۀ مقیِّده باشد، خُب این همان مقدمۀ ثانیه است و اگر به حد قرینۀ مقیِّده نرسد، در اینصورت منافاتی با اطلاق ندارد.
تلمیذ: اشکال، میشود اشکال علمی و در نتیجه هیچ تأثیری ندارد؛ ایشان ذکر خاص بعد از عام کردند.
استاد: نتیجهاش این است که مرحوم آخوند این را مطرح میکند که اگر در مقام تخاطب حتی این به حدّ قرینیت نرسد، صرف ذکر این فرد متیقن الثبوت توسط مولا، موجب انصراف طبیعت مهمله به آن فرد متیقن میشود. البته ما در این ذکر حرف داریم. ما میگوییم حتی... .
تلمیذ: پس اینکه میگویند مورد، مخصِّص نیست، چیست؟! خود اصولیین هم میگویند که مورد مخصص نیست.
استاد: مورد مخصِّص نیست، این است که این لفظ، یک شأن نزولی دارد، فرض کنید که شأن نزولش فلان مسئلۀ خاص است؛ این را میگویند که مخصص نیست. یا اینکه فرض کنید که یک فرد متیقنی در آنجا هست. یعنی در اینجا اطلاق یا عموم را ما از آن قضیه و از آن لفظ استفاده میکنیم، اما اگر فرض کنید که خود آن مورد، نفس آن مورد به عنوان یک قرینۀ مقیّده در اینجا مطرح شد، خُب اینجا دیگر مورد مخصصه نداریم؛ چون اصلاً قضیه راجع به این مورد آمده است و آن عنوان اصلاً راجع به آن فرد آمده است، مثل أکرم زیداً میماند. یا اینکه فرض کنید میگوییم: أکرم العالم و یک عالم که زید است، بیشتر در قم نیست. خُب این در اینجا ما میگوییم که این مورد در اینجا مخصِّص است. بهجهت اینکه منظور ما از عالم، زید است؛ چون غیر از زید عالم دیگری در قم نیست، لذا ما تعبیر به عالم آوردیم. اگر عالم دیگری بود، نمیگفتیم: أکرم عالم؛ میگفتیم: أکرم زیداً. در اینجا این مورد، میشود مخصِّص. اما بحث در آنجایی است که نه، فرض کنید که زید به عنوان فرد متیقن است؛ اگر بگوییم: أکرم العالم، این موجب نمیشود اگر ما عالم دیگری را اکرام کردیم، برائت ذمه برای ما حاصل نمیشود. این، از این باب است.
