
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)
مقام ثبوت و اثبات در مقدمات حکمت در این جلسه به بررسی تفاوت دو سطح از مقدمۀ اولی میپردازد و نشان میدهد که آیا مراد متکلم صرف تقنین حکم است یا ارجاع به مصادیق و افراد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل مقام ثبوت و مقام اثبات توضیح میدهد که در صورت احراز صرف بیان حکم، بحث اطلاق و تمسک به آن شکل نمیگیرد و کلام از این جهت خارج از اطلاق خواهد بود. در ادامه نسبت میان ظهور، تقنین، قدر متیقن و عدم احراز ظهور بررسی میشود و با مثالهایی مانند امر به معروف و زکات غنم نشان داده میشود که ملاک در هر خطاب، قرائن و نحوه استظهار است. در پایان روشن میشود که قاعده کلی واحدی وجود ندارد و فهم حکم وابسته به کیفیت کشف ظهور در هر مورد است.
نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)
5فرض کنید که مولایی باغ عنب دارد، به فرزندانش یا به آن باغبانش میگوید: اگر عالمی در این باغ آمد شما از او پذیرایی کنید؛ شما از او ضیافت کنید؛ شما اکرام کنید. خُب مشخص است دیگر وقتی که یک باغ، باغ عنب است ضیافت هم باید ضیافت با عنب باشد؛ نهاینکه فرض کنید که ضیافت با رمان باشد و بگوید که برو از یک باغ و حدیقۀ دیگر رمان بردار و به این عالم بده. پس در اینجا شرایط و قرائن نسبت به خصوص اکرام مشخص است؛ انما الکلام در عالم است که منظور این مولا از عالم چه عالمی است؟ یا اینکه فرض کنیم که میگوییم که اگر یک رهگذری میآید اگر یک فردی اینجا میآید او را اکرامش کن. اما آیا باید این فرد فقیر باشد و اکرام کن یا نه، اگر عابر غنی هم هست، به این حدیقه دعوتش کنید و از این عنب به او بدهید. آنوقت در اینجا فرض کنیم که اگر این مولا یک مولای خسیسی باشد یا مثلاً نسبت به اغنیاء فرض کنیم که حسادت داشته باشد، آنوقت در اینجا با توجه به قرائن، منظور مولا از اینکه گفته است اگر عابری از این حدیقه عبور کرد شما دعوت کن، عابر فقیر است؛ چون با اغنیاء خیلی ارتباط خوبی ندارد این استفاده را میکنیم.
بناءعلیٰهذا مواردی که در آن موارد ممکن است این کلام مولا مصداق برای موارد باشد و عناوینی که انتزاع میشود از یک قضیهای که مولا آن قضیه را طرح میکند و القاء میکند، نسبت به آنها مطالب، متفاوت است و برای هر کدام از اینها ما باید دلیلی داشته باشیم. مثلاً در آیۀ ﴿وَمَن لَّمۡ يَحۡكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَهُ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾ یا ﴿وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾؛ الآن در اینجا ممکن است شما در اینجا اینطور استظهار کنید که بهطورکلی خطابات قرآنیه و آیات قرآنیه از نقطهنظر رجولیت و انوثیت دائماً وغالباً غلبۀ رجال است بر نساء؛ بنابراین آیه از نقطهنظر رجولیت و انوثیت شامل موردین خواهد شد. اما از نقطهنظر خصوصیات معروف و خصوصیات منکر، این آیه در اینجا ساکت است. از نقطهنظر شرایط امر به معروف وشرایط نهی از منکر ساکت است. از نقطهنظر مقدار امر، با لسان لیّن باشد یا به شدت و حدّت باشد یا به ضرب باشد؛ از این نقطهنظر ساکت است.
