اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)

0
اصول
اصول

مقام ثبوت و اثبات در مقدمات حکمت در این جلسه به بررسی تفاوت دو سطح از مقدمۀ اولی می‌پردازد و نشان می‌دهد که آیا مراد متکلم صرف تقنین حکم است یا ارجاع به مصادیق و افراد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با تحلیل مقام ثبوت و مقام اثبات توضیح می‌دهد که در صورت احراز صرف بیان حکم، بحث اطلاق و تمسک به آن شکل نمی‌گیرد و کلام از این جهت خارج از اطلاق خواهد بود. در ادامه نسبت میان ظهور، تقنین، قدر متیقن و عدم احراز ظهور بررسی می‌شود و با مثال‌هایی مانند امر به معروف و زکات غنم نشان داده می‌شود که ملاک در هر خطاب، قرائن و نحوه استظهار است. در پایان روشن می‌شود که قاعده کلی واحدی وجود ندارد و فهم حکم وابسته به کیفیت کشف ظهور در هر مورد است.

نقد بیان مرحوم آخوند درمقدمۀ اولی از مقدمات حکمت (3)

7
  • عمل به قدر متقین، در صورت عدم احراز ظهور

  • مطلب دوم این است که ما ظهور نداشته باشیم. در اینجا ظهور داشتیم؛ ظهور ما بر عدم ارجاع شارع بر افراد بلکه فقط بر نفس جعل و وضع حکم، این ظهور موجب عدم ارجاع ثانوی می‌شود. حالا اگر ما در مقام ظهور نتوانستیم استفادۀ ظهور کنیم در آنجا چه باید بکنیم؟ فرض کنید روایات داریم «فی الغنم زکاة»1 خیلی خوب! در بعضی از روایات داریم «فی الغنم السائمة زکاة»2 خُب فرض می‌کنیم که در مقام تفحص از دلیل، ما به روایت «فی الغنم السائمة زکاة» برخورد نکردیم...

  • ...به نظر بعید می‌آید که شارع غنمی را که با پول و با خرج راعی [رشد کرده است] که خمسش را هم پرداخت کرده است [مورد زکات قرار بدهد.] فرض کنیم راعی خمس این مصارف را پرداخت کرده است بعد با پول خمس پرداخت کرده غنمی را علف بدهد، [آن وقت] شارع بگوید که بر این هم باید زکات بدهید. برای انسان خیلی بعید می‌آید. بالاخره آدم اهل فقه است! آدم اهل روایت است! مردم عادی که نمی‌خواهند اجتهاد کنند! یک طلبه‌ای که می‌خواهد اجتهاد کند خُب این فکر می‌کند! وقتی که شما از اموالتان خمس را پرداخت کردید و بعد با این اموال برای اغنام علف تهیه کردید؛ حالا شارع بگوید که علاوه بر اداء خمس باید در اغنام معلوفه هم شما زکات بپردازید! این خیلی بعید می‌آید! خُب از یک طرف دلیل نداریم؛ از یک طرف می‌دانیم «فی الغنم زکاة». بالاخره خارج از این نیست که یا غنم، غنم معلوفه است یا غنم، غنم سائمه است؛ البته خُب اختلاطش هم می‌شود. ترکیب می‌شود؛ که نصف معلوفه باشد و نصف سائمه؛ فرض کنیم که انسان یک غنم را چند ساعت مثلاً خمس ساعات ببرد در جبال، که اینها رعیشان رعی سائمه باشد و بعد هم چند ساعت در منزل این علف برای اینها قرار بدهد. خُب اینجا نصف رشد غنم به واسطه و به علت حشیش در جبال است و نصفش هم به‌خاطر علفی است که در منزل است؛ خُب این یک قسم. یک قسمش این است که معلوفه باشد بالتمام؛ این دو قسم. قسم سوم اینکه سائمه باشد بالتمام. خُب الآن اگر فرض کنیم که شارع بگوید: «فی الغنم زکاة» الان در اینجا ما دلیل دیگر هم نداریم؛ یعنی هنوز فحص نکردیم که دلیل دیگری بر این پیدا کنیم.

    1. . رجوع شود به الکافی، ج ‌3، ص 496.
    2. . رجوع شود به همان، ص 530.