اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توضیح معنای «منّا اهل البیت»

مقام جناب سلمان و جابربن‌یزیدجعفی

0
اصول
اصول

منّا اهل البیت و مراتب سلمان و جابر جعفی در این جلسه به تبیین جایگاه اصحاب خاص امامان و معنای نسبت «منّا اهل البیت» پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی شخصیت جابر بن یزید جعفی و سلمان فارسی نشان می‌دهد که برخی اصحاب به مرتبه‌ای از کشف و شهود رسیده‌اند که کلامشان کاشف از کلام معصوم است. سپس بحث «سرّ» و لزوم کتمان آن در مکتب اهل بیت توضیح داده می‌شود و این‌که افشای برخی معارف می‌تواند موجب سوءفهم عمومی شود. در ادامه نسبت میان مراتب مختلف اصحاب، از ابوذر تا سلمان، و تفاوت ظرفیت‌های وجودی آنان تحلیل می‌گردد. نتیجه جلسه این است که تعبیر «منّا اهل البیت» ناظر به اتصال ولایی و مراتب قرب است، نه یکسانی کامل در همه درجات. این جلسه همچنین بر نقش حفظ اسرار در تربیت معنوی تأکید دارد.

توضیح معنای «منّا اهل البیت»

3
  • حالا جابر بن یزید جعفی هم از این افراد بوده است. سلمان از این افراد بوده. لذا در تعابیری که نسبت به سلمان می‌آورند داریم: «لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لکفره أو قتله»1 خُب این در اینجا به این معناست که الآن سلمان یک اسراری را دارد که به هیچ وجه من الوجوهی ابوذر نمی‌تواند این اسرار را تحمل کند؛ اصلاً نمی‌تواند تحمل کند. یعنی یک سری است که به‌طور‌کلی فرض کنید که اصلاً زیر پا را می‌زند و اصلاً نمی‌تواند قبول کند. من‌باب‌مثال حالا من یک مطلب خیلی عجیبی را به شما می‌گویم که اصلاً به‌هیچ‌وجه نتوانید باور کنید که چنین چیزی هست؛ فرض کنید بگویم که دیشب کرۀ خورشید یا کرۀ ماه آمد و محکم به زمین خورد و زمین را دو نصف کرد و متلاطم کرد و بعد دوباره اینها به هم چسبیدند و صبح کسی نفهمید و همه از خواب بر خواستند و متوجه نشدند. اصلاً این برای شما یک مسئلۀ خیلی از سفاهت گذشته و جنون آمیزی می‌نماید که به‌هیچ‌وجه نمی‌توانید توجیه کنید و به‌هیچ‌وجه برای شما قابل قبول نیست. این اسراری که هست از این قبیل است؛ یعنی مطالبی است که به‌هیچ‌وجه قابل قبول و قابل تلقی برای فردی نیست؛ این را می‌گویند سرّ. سرّ یعنی این دیگر! سرّ معنایش این است؛ حالا ولو اینکه قطعاً حق است و واقعی است ولی برای رسیدن به این مرتبه انسان باید رشد پیدا کن، صعود پیدا کند، ارتقاء پیدا کند تا بتواند مطالب دیگر برای او عادی بشود تا بتواند قبول کند.

  • معنای «منّا أهل البیت» در روایات و مراتب مختلف آن

  • جابر بن یزید جعفی را امام علیه‌السلام فرمودند مثل سلمان می‌ماند «هو کسلمان بحر لا ینزف»2 این نسبت به جابر بن یزید جعفی هست تا مثلاً جابر بن عبدالله؛ ولی ما می‌بینیم هم برای جابر بن عبدالله، هم برای جابر بن یزید و هم برای سلمان وهم برای ابی‌ذر ـ که اصلاً نمی‌تواند سلمان [را ادراک کند ـ] «منّا» داریم یعنی از ما هستند.3 از ما هستند معنایش این است که دیگر کار اینها تمام است؛ مهر فلاح و نجات بر اینها ختم شده است؛ ختم فلاح و نجات در اینها زده شده است. اما خود اینها مراتبی دارند؛ یکی در این مرتبه است؛ یکی در آن مرتبه است؛ هر کدام در یک مرتبه‌ای هستند. مثل اینکه الآن شما بعضی از افراد را می‌بینید که در دین خودشان، در اعتقادشان نسبت به امام علیه‌السلام و نسبت به ولی چنان متصلب هستند که اصلاً هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از این مسئله نگه دارد؛ یعنی [فقط] در این حد آن‌قدر متصلب هستند که اصلاً به‌طورکلی تمام آذان خودشان را فقط به‌طور کامل در اختیار امام علیه‌السلام قرار داده‌‌اند. ولی خودش، صرف‌نظر از این قضیه، خیلی مراتبی ندارد. یعنی اگر از او بپرسید الان عالم مثال چه خبر است؛ نمی‌داند عالم مثال چیست. این نشان می‌دهد که این شخص آمده و در تحت این محدوده قرار گرفته است و از اینجا دیگر خارج نمی‌شود مثل ابی‌ذر. ابی‌ذر دارای مراتبی نبود، دارای مراتب عرفان و ... نبود. باز مقداد بالا بود و خیلی مطالب را می‌فهمید؛ ادراکاتش خیلی بالا بود، ولی ابی‌ذر نبود. چیزی که ابی‌ذر داشت صادق بود، درست بود، متصلب بود، در عقیدۀ خودش نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام محکم بود و پابرجا بود. اما ـ در عالم [قالب] مثال می‌گویم ـ اگر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌گفتند که ای ابی‌ذر شما بعد از من باید از ابی‌عبیده جراح یا از ابی‌دردا تبعیت کنید و به علی علیه‌السلام کاری نداشته باشی. این دیگر تشخیص نمی‌داد علی بهتر است یا ابی‌دردا بهتر است. چون پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ گفته است همین‌جا می‌ایستاد و در بست، اطاعت کامل می‌کرد. این خوب است، این صحیح است؛ یعنی این نشان می‌دهد که وقتی که شما به پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اعتقاد دارید این اعتقاد به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ موجب می‌شود که در حرف‌ها و در مطالب متصلب باشی. اما حالا اگر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هیچ نمی‌گفتند؛ نه می‌گفت از علی علیه‌السلام متابعت کنید و نه از ابی‌دردا و نه از ابوعبیده جراح و نه از عمر، خود ابی‌ذر آیا در آن مرحله‌ای بود که امیرالمؤمنین علیه‌السلام را واقعاً به نورانیت بشناسد و در مراتب امیرالمؤمنین علیه‌السلام سیر کرده باشد و آنچه را که امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌بیند او هم ببیند؟ نه، این‌طور نبوده، اما سلمان بوده است.

    1. رجوع شود به الکافی، ج ‌2، ص 332.
    2. رجوع شود به مستدرک الوسائل، الخاتمة ج ‌4، ص 213 و الإختصاص، ص 216.
    3.  الأمالی، ص 525؛ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ‌2، ص 965.