اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیح معنای «منّا اهل البیت»

مقام جناب سلمان و جابربن‌یزیدجعفی

14٬066
اصول

منّا اهل البیت و مراتب سلمان و جابر جعفی در این جلسه به تبیین جایگاه اصحاب خاص امامان و معنای نسبت «منّا اهل البیت» پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی شخصیت جابر بن یزید جعفی و سلمان فارسی نشان می‌دهد که برخی اصحاب به مرتبه‌ای از کشف و شهود رسیده‌اند که کلامشان کاشف از کلام معصوم است. سپس بحث «سرّ» و لزوم کتمان آن در مکتب اهل بیت توضیح داده می‌شود و این‌که افشای برخی معارف می‌تواند موجب سوءفهم عمومی شود. در ادامه نسبت میان مراتب مختلف اصحاب، از ابوذر تا سلمان، و تفاوت ظرفیت‌های وجودی آنان تحلیل می‌گردد. نتیجه جلسه این است که تعبیر «منّا اهل البیت» ناظر به اتصال ولایی و مراتب قرب است، نه یکسانی کامل در همه درجات. این جلسه همچنین بر نقش حفظ اسرار در تربیت معنوی تأکید دارد.

توضیح معنای «منّا اهل البیت»

توضیحات:

منّا اهل البیت و مراتب سلمان و جابر جعفی در این جلسه به تبیین جایگاه اصحاب خاص امامان و معنای نسبت «منّا اهل البیت» پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی شخصیت جابر بن یزید جعفی و سلمان فارسی نشان می‌دهد که برخی اصحاب به مرتبه‌ای از کشف و شهود رسیده‌اند که کلامشان کاشف از کلام معصوم است. سپس بحث «سرّ» و لزوم کتمان آن در مکتب اهل بیت توضیح داده می‌شود و این‌که افشای برخی معارف می‌تواند موجب سوءفهم عمومی شود. در ادامه نسبت میان مراتب مختلف اصحاب، از ابوذر تا سلمان، و تفاوت ظرفیت‌های وجودی آنان تحلیل می‌گردد. نتیجه جلسه این است که تعبیر «منّا اهل البیت» ناظر به اتصال ولایی و مراتب قرب است، نه یکسانی کامل در همه درجات. این جلسه همچنین بر نقش حفظ اسرار در تربیت معنوی تأکید دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

توضیح معنای «منّا اهل البیت»

5
  • کاشفیت اجماع از قول معصوم علیه‌السلام

  • این قضیه مثل قضیۀ اجماعی می‌شود که از استجماع آراء اهل خبره و اهل فن، کاشفیت کلام معصوم استفاده می‌شود؛ [البته] نه از باب اینکه کلام معصوم هم جزو این است. آخر اجماعی که می‌گویند خیلی اجماع نیش‌غولی و آبکی و عجیبی است که از مجموع کلام فقها ما کشف می‌کنیم که امام علیه‌السلام هم یکی از افراد این اجماع است و چون امام علیه‌السلام یکی از این افراد است؛ این جمع آراء فقها موجب می‌شود که برای ما حجیت پیدا کند. من از شما سؤال می‌کنم آخر کدام آدم عاقلی تا به حال احراز کرده که در جمع آراء فقها یکی از اینها امام علیه‌السلام است؟! آخر امام علیه‌السلام در حله بوده است که شما از این کشف کردید؟! امام علیه‌السلام در کربلا بوده؟! امام علیه‌السلام در نجف بوده؟! امام علیه‌السلام در مکه بوده که شما از مجموع آراء کشف می‌کنید که امام علیه‌السلام هم کاحدهم است؟! قضیه، این نیست. اگر قرار باشد ما اجماع را قبول کنیم، نه این است که امام علیه‌السلام یکی از اینها است؛ از این باب است که وقتی همۀ فقها یک فتوا را می‌دهند نمی‌شود امام علیه‌السلام این همه افراد را و این همه علماء را رها کند و بدون حجت بگذارد و بگذارد که تمام افراد، همه بر یک مطلب باطل اتفاق داشته باشند. نمی‌شود که این‌طور باشد؛ پس معلوم می‌شود و این اتفاق اینها حکایت از این می‌کند که این معنا را امام علیه‌السلام در افکار این فقها القاء کرده است. از این باب است نه‌اینکه امام علیه‌السلام هم کأحدهم و یکی از اینها است. کدام امام علیه‌السلام یکی از اینها و کأحدهم است؟! اصلاً تو مگر امام علیه‌السلام را دیده‌ای که حالا بگویی که امام علیه‌السلام کأحدهم است؟! امام علیه‌السلام اصلاً در تمام کرۀ زمین ناپیدا است. نمی‌دانم یکی می‌گوید در جزایر خالدات است! یکی می‌گوید در آنجایی است که کشتی‌ها در آنجا فرو می‌روند! یکی می‌گوید زیرزمین است! یکی می‌گوید روی زمین است! چه کسی می‌گویند که امام علیه‌السلام یکی از این فقهاست؟! شاید آن موقعی که شما اجماع به‌دست آوردید امام علیه‌السلام در هند بوده است. می‌گویند امام علیه‌السلام در نجف و کربلا و مدینه بوده است. این حرف‌ها همه‌اش کشک و بی‌خود است. این [اجماع] از این باب است که امام علیه‌السلام این فکر را برای ما می‌آورد.1 تازه اگر ما [اجماع را] حجت بدانیم!

    1. رجوع شود به کفایة الأصول، ص 288.
/