
توضیح معنای «منّا اهل البیت»
مقام جناب سلمان و جابربنیزیدجعفی
منّا اهل البیت و مراتب سلمان و جابر جعفی در این جلسه به تبیین جایگاه اصحاب خاص امامان و معنای نسبت «منّا اهل البیت» پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی شخصیت جابر بن یزید جعفی و سلمان فارسی نشان میدهد که برخی اصحاب به مرتبهای از کشف و شهود رسیدهاند که کلامشان کاشف از کلام معصوم است. سپس بحث «سرّ» و لزوم کتمان آن در مکتب اهل بیت توضیح داده میشود و اینکه افشای برخی معارف میتواند موجب سوءفهم عمومی شود. در ادامه نسبت میان مراتب مختلف اصحاب، از ابوذر تا سلمان، و تفاوت ظرفیتهای وجودی آنان تحلیل میگردد. نتیجه جلسه این است که تعبیر «منّا اهل البیت» ناظر به اتصال ولایی و مراتب قرب است، نه یکسانی کامل در همه درجات. این جلسه همچنین بر نقش حفظ اسرار در تربیت معنوی تأکید دارد.
توضیح معنای «منّا اهل البیت»
توضیحات:
منّا اهل البیت و مراتب سلمان و جابر جعفی در این جلسه به تبیین جایگاه اصحاب خاص امامان و معنای نسبت «منّا اهل البیت» پرداخته میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا با بررسی شخصیت جابر بن یزید جعفی و سلمان فارسی نشان میدهد که برخی اصحاب به مرتبهای از کشف و شهود رسیدهاند که کلامشان کاشف از کلام معصوم است. سپس بحث «سرّ» و لزوم کتمان آن در مکتب اهل بیت توضیح داده میشود و اینکه افشای برخی معارف میتواند موجب سوءفهم عمومی شود. در ادامه نسبت میان مراتب مختلف اصحاب، از ابوذر تا سلمان، و تفاوت ظرفیتهای وجودی آنان تحلیل میگردد. نتیجه جلسه این است که تعبیر «منّا اهل البیت» ناظر به اتصال ولایی و مراتب قرب است، نه یکسانی کامل در همه درجات. این جلسه همچنین بر نقش حفظ اسرار در تربیت معنوی تأکید دارد.
توضیح معنای «منّا اهل البیت»
6علت حجیت کلام سلمان
عرض کنم حضورتان که سلمان به یک مرتبهای رسیده است که «منّا اهل البیت» شدن یعنی در آن حدی است که کلام او جنبۀ نفسانی دیگر ندارد؛ یعنی نفس، در این کلام دخل و تصرف نمیکند تا این را بر طبق خواست خودش تغییر بدهد؛ پس آن معنا را میتواند از قلب و از نفس امام علیهالسلام بگیرد و آن معنا را بیان کند. آنوقت دیگر در اینجا تعابیر تفاوت پیدا میکند و اینجا همان مسائل خیلی عجیب و عالیه فتوحات که در اینجا مطرح میشود.1 این مربوط به سلمان؛ حالا جابر بن یزید هم از این قبیل است. ولی ما میبینیم که خیلی از اصحاب اینها «منّا» دارند یا «منّا اهل البیت» دارند؛ این [فقط] حکایت از این میکند که اینها در حیطۀ ولایت قرار گرفتند و از اینجا بیرون نمیآیند. منظور این است.
تلمیذ: تعبیر به اجمال است.
استاد: بله حالا اجمال است. رتبهاش همین است. فعلیتش همین است. خلاصه در این فعلیت متحجر شده است و مثلاً دیگر شیطان نمیتواند اینها را بیرون کند. در ولایت و در تشیع متصلب هستند. اما اینکه حالا فیحدنفسه، صرفنظر از آن قضیه، خودشان معانی و مطالب را ادراک کنند، یک همچنین استفادهای نمیشود کرد.
معنای صحبت با اولیا و تاثیرات آن
تلمیذ: این فرمایشی که در نوارها هست:
یک زمانی صحبتی با اولیا *** بهتر از صد ساله طاعت بی ریا2 این معنایش چیست این حضور چه حضوری است میفرمایند که حضور شرط نیست، اویس هم شاید رسیده باشد.
استاد: نه، معنایش، معنای استفاده است. آن هم حضور، حضور غیبی است. حضور معنایش این است که انسان بهجای اینکه وقت خودش را به این لاطائلات، مسائل ظاهر و ... بپردازد، یک دم و یک نفس با یک شخص راه رفتهای باشد که بتواند مسائل حقیقی و واقعی و آنچه را که موجب فتح باب اوست و آنچه که موجب ارائۀ طریق اوست برای او بیان کند. این از هزار سال نماز بهتر است. نماز تنها، اثر چندانی که در انسان ندارد؛ فقط یک طهارت ظاهری، بهعبارتدیگر یک طهارت برزخی در انسان ایجاد میکند. این نماز نمیتواند عمق داشته باشد، مگر اینکه توأم باشد با سایر جهات تربیتی؛ آن موقع نماز میتواند تأثیر داشته باشد. یعنی اگر جهات تربیتی دیگر وجود داشته باشد نماز آن جهات تربیتی را در انسان متحقق و راسخ میکند. حالا إنشاءالله یک شب ممکن است در بحث ذکر و تأثیر ذکر این مطلب را عرض کنیم.
- رجوع شود به روح مجرد، ص 446.
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 20.
