اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

تحلیل مراد متکلم در مقام بیان

0
اصول
اصول

نقد مقدمه اول مقدمات حکمت درباره شرط «مقام بیان» در اطلاق، محور اصلی این جلسه آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در آن نسبت میان مراد متکلم و محکی لفظ بررسی می‌شود. استاد ابتدا تبیین مشهور از مقام بیان را که آن را به «بیان تمام مراد» معنا می‌کند نقد کرده و نشان می‌دهد این برداشت با مواردی مانند تهدید، تمهید، استهزاء یا بیان اجمالی سازگار نیست. سپس تفکیک مهمی میان مراد متکلم، محکی لفظ و ظاهر کلام ارائه می‌شود و توضیح داده می‌شود که نفی لغویت از کلام به‌تنهایی به معنای اراده تمام محکی نیست. در ادامه، اشکال نقضی با مسئله تخصیص و تقیید مطرح می‌گردد و نشان داده می‌شود که اگر تمام مراد از ابتدا بیان شده باشد، جایی برای مخصص و مقید باقی نمی‌ماند. بخش مهم جلسه به تفاوت مقام ثبوت و مقام اثبات اختصاص دارد و این‌که مکلف در مقام فهم حکم، ناچار است با قرائن، شرایط و نوع معرفت خود به شارع، به کشف نزدیک به واقع برسد. در پایان نیز نسبت میان برداشت‌های مختلف از دین و نقد دیدگاه‌هایی که دین را صرفاً «فهم فردی از متن» می‌دانند بررسی می‌شود و بر لزوم وجود حقیقت ثابت در ورای فهم‌ها تأکید می‌گردد.

نقد دیدگاه اصولیین در مقدمۀ اولی از مقدمات حکمت

5
  • لزوم انطباق بین مقام ثبوت و مقام اثبات

  • خب حالا ما که مقام اثبات هستیم چه کنیم؟ همیشه من عرض کردم که مقام اثبات باید منافات با مقام ثبوت نداشته باشد. بین مقام اثبات؛ بین مقام ثبوت باید انطباق باشد. نه‌اینکه فرض کنید که مقام اثبات یک مقامی هست و مقام ثبوت هم برای خودش یک مقامی. فرض کنید که در مقام ثبوت این شخص کافر است و به هیچ چیز اعتقاد ندارد و آدم کذاب و آدم مفتری است؛ اما در مقام اثبات امام علیه‌السلام قول این را حجت کند؛ این کلام، باطل است. الاّ اینکه خود امام علیه‌السلام باشد و یک اغراض دیگری در اینجا باشد؛ که آن اغراض را ما کار نداریم. یک وقت ممکن است امام علیه‌السلام بگوید که از عمر هم متابعت کن. اما منظور متابعت نیست؛ یک غرضی اینجا هست؛ در اینجا تقیه هست؛ یک مشکلی در اینجا هست که ما نمی‌بینیم اما آن غیر از حجّیت است. در حجّیت دادن، بین اثبات و بین ثبوت باید انطباق باشد.

  • انطباق بین تکوین و تشریع

  • اینجاست که من همیشه عرض می‌کنم بین تشریع و بین تکوین باید انطباق باشد. یعنی از نظر مراتب تکوین، خود تکوین مراتب تشریع را می‌سازد و خلق می‌کند. وقتی که انسان در مقابل امام علیه‌السلام هست، این مرتبۀ ثبوتیه امام، یک نوع اقتضای تشریع و اطاعت را می‌کند که اگر انسان در قبال یک مرجع فقهی باشد، یک نحوۀ دیگر اقتضاء می‌کند. در وقتی که پیش امام علیه‌السلام است مرتبۀ ثبوتیه اقتضای اطاعت بلاقید و بلاشرط را می‌کند. وقتی که انسان با یک مرجع فقهی ظاهری در ارتباط است، مرتبۀ ثبوتیۀ این مرجع و این مجتهد ظاهری، اقتضای نوع آخَر من الإطاعة و من التقلید را می‌کند. به عبارت دیگر این قاعدۀ منطقی و قاعدۀ اصولی در انطباق بین تشریع و بین تکوین، خیلی جاها به‌درد می‌خورد و انسان را از خیلی از خطرات نجات می‌دهد.