
مقدمۀ دوم و سوم از مقدمات حکمت
و بررسی کیفیت اثبات اطلاق با مقدمات ثلاثه
مقدمات حکمت و کیفیت اثبات اطلاق در این جلسه از درس خارج اصول فقه آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بررسی میشود. استاد به تبیین مقدمۀ دوم یعنی نبود قرینۀ مقیّده و نیز نقش انصراف و قدر متیقن در مقدمۀ سوم میپردازد. سپس نشان میدهد که بر اساس دیدگاه مشهور، اطلاق در مرحلهای جدا از حجیت آن شکل میگیرد؛ به این معنا که ابتدا با نبود قرینه و انصراف، اصل اطلاق محقق میشود و سپس با ضمیمۀ شرایط دیگر، حجیت پیدا میکند. در ادامه، این تفکیک مورد نقد قرار میگیرد و بیان میشود که تفکیک میان اطلاق و حجیت آن بدون تکیه بر تحلیل دقیق «مقام بیان» قابل دفاع نیست. همچنین بحث میشود که انصرافهای عرفی چگونه میتوانند مانع شکلگیری اطلاق شوند. در نهایت جلسه به این نتیجه میرسد که تحلیل رایج از مقدمات حکمت نیازمند بازنگری در نحوه ارتباط این مقدمات است.
مقدمۀ دوم و سوم از مقدمات حکمت
4امّا بهحسب طبع اوّلیه، اگر مولا بگوید: ایتنی بماءٍ و شما نمیدانید که منظور مولا مائی است که میخواهد با او رفع عطش کند یا اینکه مائی است که میخواهد با او غسل ید کند. خب، در اینصورت ما میتوانیم بگوییم که قرینۀ معیّنه و مقیّده در اینجا وجود ندارد. گرچه اگر آب بارد آوردیم، هم با این آب بارد میتواند رفع عطش کند و هم با این آب بارد میتواند غسل ید کند و این فرد متیقن است در هر دو حال. امّا اگر این مولا خصوصیتش این است که اغلب اوقات وقتی که آب میخواهد، آب بارد میخواهد، حتّی برای شستن دست هم آب بارد میخواهد؛ گاهی از اوقات میشود که میگوید: آب دافئ بیاور یا آب غیردافئ و متوسط الحال بیاور. خب، این کثرت طلب مولا موجب انصراف لفظ ماء میشود به بارد. یعنی ما کار نداریم که حالا خصوصیات این چه هست و آیا مولا برای رفع عطش خواسته است یا برای غیررفع عطش خواسته. امّا این کثرت بهنحوی است که موجب انصراف میشود؛ مثلاً از ده مرتبه طلبی که مولا میکند، نه مرتبه ماء بارد میخواهد، یک مرتبه حالا [ممکن است] بر حسب اتفاق ماء غیربارد بخواهد. در اینصورت نفس این کثرت، موجب انصراف خواهد بود. که این یک معنایی است که این معنا را ما بعد در حجّیت اطلاق، مدّنظر قرار خواهیم داد.
کیفیت اثبات اطلاق با مقدمات ثلاثه به بیان مشهور
در اینجا با توجه به این مقدمات ثلاثه، اطلاق محقق خواهد شد؛ یعنی با توجه به این مسئله که چنانچه مقدمۀ اوّل را این بدانیم که مولا در مقام بیان مفهوم و مدلول لفظ است؛ این به عنوان مقدمۀ اوّل. مقدمه دوم، قرینۀ مقیّدهای نداشته باشیم، بر تقیید و بر تعیین مدلول لفظ. مقدمه سوم را اضافه کنیم بر اینکه این لفظ در خارج مصداقی که منصرفٌالیه این کلام است نداشته باشد. حالا با توجه به این مقدمات ثلاثه، نتیجه میگیریم که چنانچه منظور و مراد مولا، اشاعۀ مدلول لفظ نباشد؛ بلکه منظور مولا فقط بعضی از مصادیق این لفظ باشد، در اینصورت اخلال به مراد مولا لازم میآید. پس از عدم اخلال به مراد مولا ما کشف میکنیم که منظور مولا، بعضی از افراد این مدلول نیست؛ بلکه منظور، تمام افراد و مصادیق موضوعٌله این لفظ خواهد بود؛ که همان معنای دیگر اشاعه است. بنابراین، تمام مصادیق لفظ با کلام واحد که همان اطلاق است، برای مقام امتثال حجّیت پیدا میکند. بنابراین، این مقدمتین ثانیه و ثالثۀ دیگر، حجّیت آن اطلاقی که در کلام مولا بود را میرساند که این اطلاق برای مقام امتثال حجّیت دارد. هکذا قالوا، که ما دو مقام در اینجا داریم؛ یک مقام اصل تحقق اطلاق داریم، یک مقام حجّیت اطلاق داریم. اصل تحقق اطلاق فقط به القاء کلام و به القاء لفظ، محقق میشود که مولا بگوید: ایتینی بماءٍ؛ آب برای ما بیاور. این اصل تحقق اطلاق است. خب، این اصل تحقق اطلاق به مقدمۀ اوّلی حاصل میشود که عبارت است از اینکه مولا در مقام بیان است. اینکه میگوییم مولا در مقام بیان است، اطلاق به این وسیله ثابت میشود؛ اما حجّیت اطلاق وقتی ثابت میشود که مقدمتین دیگر را ما به این ضمیمه کنیم؛ یکی عدم وجود قرینۀ معیّنه و دیگر عدم وجود مصداقی که این مصداق صارف آن لفظ باشد، نسبت به سایر مصادیق خود، بلکه منحصر کند این لفظ را بر این مصداق خاص. پس این مقدمتین دیگر به این اطلاق، حجّیت میدهد. وقتی که به اطلاق حجیّت داد، بنابراین دیگر در اینجا برای مقام امتثال، منجِّز میشود. اینجاست که مکلف در مقام اثبات باید به این اطلاق عمل کند.
