اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علم به تقیید از طرق غیرظاهر

و بحثی دربارۀ حجیت فعل و تقریر معصوم علیه‌السلام

14٬054
اصول

حجیت فعل و تقریر معصوم در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی علم به تقیید از راه‌های غیرظاهر و نسبت آن با اطلاق و تقیید در اصول فقه بررسی می‌شود. ابتدا تفاوت نگاه مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در شرط اطلاق و مسئله عدم قرینه در مقام بیان توضیح داده می‌شود و سپس این پرسش مطرح می‌گردد که اگر مکلف به واقعِ مراد شارع و تخصیص‌های پنهان آگاه باشد، تکلیف او چیست. در ادامه بحث به نقد حجیت فعل و تقریر امام می‌رسد و نشان داده می‌شود که فعل و حتی تقریر همیشه کاشف قطعی از حکم نیست، زیرا ممکن است دواعی مختلف در رفتار معصوم دخیل باشد. همچنین خطر نسبت دادن قول به معصوم بدون نقل صریح و نقش قرائن در استنباط بیان می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر دقت در حجیت ادله و پرهیز از برداشت‌های شتاب‌زده در فقه است.

علم به تقیید از طرق غیرظاهر

توضیحات:

حجیت فعل و تقریر معصوم در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با محور بررسی علم به تقیید از راه‌های غیرظاهر و نسبت آن با اطلاق و تقیید در اصول فقه بررسی می‌شود. ابتدا تفاوت نگاه مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در شرط اطلاق و مسئله عدم قرینه در مقام بیان توضیح داده می‌شود و سپس این پرسش مطرح می‌گردد که اگر مکلف به واقعِ مراد شارع و تخصیص‌های پنهان آگاه باشد، تکلیف او چیست. در ادامه بحث به نقد حجیت فعل و تقریر امام می‌رسد و نشان داده می‌شود که فعل و حتی تقریر همیشه کاشف قطعی از حکم نیست، زیرا ممکن است دواعی مختلف در رفتار معصوم دخیل باشد. همچنین خطر نسبت دادن قول به معصوم بدون نقل صریح و نقش قرائن در استنباط بیان می‌شود. نتیجه جلسه تأکید بر دقت در حجیت ادله و پرهیز از برداشت‌های شتاب‌زده در فقه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

علم به تقیید از طرق غیرظاهر

9
  • اینکه می‌گویند: انسان درست فکر بکند و پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌فرمایند: «رُبَّ حاملِ فقهٍ إلی مَن هو أفقهُ مِنه»1 معنایش همین است. 

  • نقل بکن به شخصی که آن افقه باشد و با توجه به قرائن و شواهد آن مطلب را استنباط کند. بنابراین انسان نمی‌تواند آن را به‌عنوان کلام نقل بکند. 

  • بازگشت به بحث بر اساس مبنای مرحوم شیخ 

  • حالا بنا بر مبنای مرحوم شیخ اگر شخصی مِن‌ أول الأمر کلامی را از شارع شنید و استماع کرد و در نفس‌الأمر و در عالم تشریع اطلاع بر مقیِّد داشته باشد ولو اینکه مقیِّد هنوز نیامده باشد، از اول اطلاقی را منعقد نمی‌بیند تااینکه به اطلاق عمل بکند و اگر به اطلاق عمل کرد معاقَب خواهد بود و باید به مقیَّد عمل کند. این نتیجۀ دو مبنای مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در اینجاست. 

  • تلمیذ: اگر ما دیدیم معصوم علیه‌السّلام آمدند و رفتند عتبۀ حضرت رضا علیه‌السّلام را بوسیدند و هفت شوط هم طواف کردند، آن‌وقت اینها حجت نیست؟ الآن شخص شک دارد که اصلاً عتبه بوسیدن اشکال دارد یا نه و نمی‌داند که اصلاً طواف کردن اشکال دارد یا نه؟ فقط می‌بیند که امام این کار را کردند آیا نفس این رجحان را به‌دست نمی‌آورد؟

  • استاد: خب، چرا، ببینید وقتی که امام یا یک شخص بزرگی این کار را انجام بدهد چون این عمل را در ملاء عام انجام می‌دهد به همان مسئله‌ای که ما در باب احراز اطلاق می‌خواهیم بیان کنیم اشاره به همین مطلبی است که شما می‌فرمایید. در مقام اطلاق نتیجه‌ای که ما می‌خواهیم بگیریم از اطلاقی که ما داریم درست می‌کنیم تا اطلاقی که قوم می‌خواهند درست بکنند، [مطلب] این است که در مقام اطلاق اگر آمدیم و تمام جوانبی را که ممکن است براساس آن اغراض و آن دواعی آمده باشد ...، فرض کنید که مولا این مطلق را بیان کرده ما آن اغراض و دواعی را همه بررسی و تأمل کنیم و ببینیم بر آن اساس نبوده است، خب از یک طرف مولا آمده این را به‌نحو مطلق بیان کرده است و ما در اینجا براساس قرائن و شواهد... حالا آن مطلبی را که مرحوم آخوند می‌فرمایند که در خارج به‌واسطۀ شیاع یا به‌واسطۀ کثرت منصرفٌ إلیه داشته باشد آن را هم حتی نداشته باشیم و یک فرد متیقَّن را داشته باشیم، اما اگر آمدیم دیدیم مورد موردی است که فرد متیقّن و فرد غیر متیقّن در اصل ملاک تفاوتی ندارند، یک وقت فرد متیقّن به لحاظ خصوصیةٍ فیه،‌ خصوصیةٍ زائده این ملاک ممکن است پیدا کند مانند اِعتق رقبةً. اگر شارع نمی‌گفت اِعتق رقبةً مؤمنه و ما بودیم و این اِعتق رقبةً ـ این چیزی را که من بعداً می‌خواستم بگویم حالا اجمالش را الآن با این جواب اشکال شما مطرح می‌کنم ـ خب مؤمنه را که ذکر نکرده است؛ اما در مقام امتثال می‌آییم بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که آیا ممکن است یک خصوصیتی داشته باشد در این ایمان که به‌واسطۀ آن ایمان شارع آمده اِعتق رقبةً گفته است؛ اما ممکن است یک مصالحی درنظر شارع بوده و شارع به‌خاطر آن مصالح نخواسته به مؤمنه تصریح کند و نخواسته آن دل آن رقبۀ غیر مؤمنه را بشکند و نخواسته کسر قلب آن رقبۀ غیر مؤمنه را بکند اما منظور شارع همان رقبۀ مؤمنه است؛ اگر ما آمدیم و یک خصوصیتی را در مؤمنه دیدیم که به‌واسطۀ آن احتمال می‌دهیم از نقطه‌نظر عقلی که نظر شارع بر فرد متیقّن از رقبۀ مؤمنه و غیر مؤمنه است، این احتمال منجّز است؛ یعنی این احتمال می‌آید موجب می‌شود که ما اطلاق را در اینجا حمل بر مقیَّد کنیم که آن مؤمنه باشد و آن اولاً نفسُ الایمان است که خود آن نفسُ الایمان می‌تواند از یک جهت یک غرض عقلائی بر تحریر رقبه باشد و جهت دوم تشویق رقبۀ غیر مؤمنه به ایمان است که وقتی او نگاه کند و ببیند که مسلمان‌ها می‌آیند و رقبۀ مؤمنه را آزاد می‌کنند، او هم تشویق پیدا کند و مؤمن شود تااینکه مورد تحریر این رقبه قرار بگیرد. با توجه به این جوانب اگر باشد، ما نمی‌توانیم بگوییم که اطلاق در اینجا منعقد است بلکه باید بر رقبۀ مؤمنه حمل بکنیم. با توجه به این جوانب اگر باشد، ما نمی‌توانیم بگوییم که اطلاق در اینجا منعقد است؛ بلکه باید بر رقبۀ مؤمنه حمل بکنیم. 

    1. الکافی، ج 1، ص 403.
/ 0