اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

14٬050
اصول

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

توضیحات:

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

11
  • در اینجا اگر ما به عرف نگاه کنیم می‌بینیم یک احتمال جدّی هست؛ اینکه منظور از زانیه نکند در اینجا مشهورین به زنا باشند؟! بنابراین وقتی که مولا ساکت است و فقط یک حکمی را بیان کرده، ولی مصادیقش را تعیین نکرده است، دیگر در این‌صورت ما باید به حدّ متیقن عمل کنیم و به قدر متیقن باید حکم را جاری کنیم و نسبت به موارد مشکوک دیگر نمی‌توانیم به‌واسطۀ اصل، آنها را طرد کنیم. یا فرض کنید در أعتق رقبةً ما می‌بینیم که در اینجا مولا نسبت به ایمان خیلی صحبت کرده است و قرائن و شواهد نشان می‌دهد که به ایمان خیلی اهمیّت داده است؛ و [خیلی توضیح داده است که مثلاً] مؤمن درجاتش این‌طور است و مؤمن باید این‌طور باشد. در اینجا برای ما از خصوصیاتش یک شکّ جدّی پیدا می‌شود که نکند مولا که می‌گوید: أعتق رقبةً، منظورش رقبۀ مؤمنه باشد؟! خُب در این‌صورت ما نمی‌توانیم این احتمال را با اصلی دفع کنیم و در اینجا اصالة الحقیقه را جاری بکنیم، بلکه ما در اینجا برای احراز برائت ذمّه باید به فرد متیقن عمل کنیم. این موردش با اینجا فرق می‌کند.

  • تلمیذ: اگر احتمال عقلایی جدّی هم در بین نباشد باز هم نمی‌شود به اصل تمسک کرد؛ چون بحث ما سر این است که این مطلبی را که مولا گفته است فقط یک طبیعت نوعیه را بیان کرده است و بحث را برده روی بیان حکم فقط.

  • استاد: درست است، ولی این مسئله برمی‌گردد به اینکه بالاخره آیا این حکم در خارج مصداق دارد یا ندارد؟! مصداق و مورد این حکم چه کسانی هستند؟

  • تلمیذ: مصداق دارد؛ منتها بحث رفته است روی مصادیق به‌عنوان امکان؛ یعنی ممکن است این مصادیق باشد.

  • استاد: [صحبت در این است که] ما در مقام امتثال چقدر دستمان بسته است و چقدر دستمان باز است؟ بالاخره مولا گفته است که ممکن است. به مولا می‌گوییم که تو منظورت این مصادیق نبوده و حکم را بیان کردی؛ اگر از تو سوال بکنند که بالاخره از این رقبه من چه کسی را آزاد بکنم؟ اگر رقبۀ مؤنث را من آزاد کردم آیا ممتثل هستم یا ممتثل نیستم؟ مولا می‌گوید: من نمی‌دانم خودت بدان. می‌گوییم: اگر من رقبۀ پیر را آزاد کردم ممتثل هستم یا نه؟ می‌گوید: خودت بدان. می‌گوید که من فقط به تو گفتم: أعتق رقبةً، من این مقدار گفتم. ممکن است که منظور من، این هم باشد، ممکن است منظور من این دیگری هم باشد. حالا من در مقام امتثال وقتی که ببینم هیچ‌گونه رجحانی برای من، نسبت به مصداقی، دون مصداقی وجود ندارد؛ پس همین عدم وجود رجحان، یک جوازی از ناحیه مولا به من اعطاء می‌کند، که جایز است من هر شخصی را که مورد نظرم است، نسبت به او اقدام کنم. چون مولا بیان نکرده و رجحانی هم در ذهن من نیامده است. یعنی من نگاه کردم دیدم پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ مطلب را نسبت به ایمان و کفر علی‌السواء بیان کرده‌اند، نسبت به پیر و نسبت به جوان علی‌السواء است، نسبت به رجولیت و انوثیت علی‌السواء‌ هستند. وقتی که من همه را بررسی کردم، یک احتمال می‌دهم که حالا احتمالاً یک شیخ هرم [هم] شاید مورد نظر باشد. این احتمال، احتمالی است که عقلایی نیست و از این احتمالات انسان در همه‌جا می‌دهد.

/ 260