اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

14٬050
اصول

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

توضیحات:

حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی می‌کنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار می‌دهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده می‌شود. استاد نشان می‌دهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی به‌دست می‌آید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی می‌شود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ

5
  • اشکالی که در اینجا هست این است که در لفظ عام خود لفظ، دلالت بر شیوع و بر سریان نسبت به همۀ مصادیق دارد. اگر مولا بگوید: أکرم کلَّ عالمٍ فی مدینة قم؛ الآن لفظ کلّ، بلفظه و به دلالت لفظیۀ وضعیه دلالت بر همۀ مصادیق دارد. بنابراین ظهور نسبت به همۀ افراد و جمیع مصادیق مِن‌اوّل‌الامر منعقد شد. در اینجا مخصص منفصل مثل لا تُکرم زیداً، یا لا تُکرم الفُسّاق من العلماء منافاتی با این ظهور ندارد که ظهور را من اوّل الامر ملغیٰ کند؛ بلکه ظهور در موقعیت خودش و در وعاء‌ خودش محفوظ است، الاّ اینکه حجّیت این ظهور به‌واسطۀ مقیِّد منفصل و به‌واسطۀ مخصِّص منفصل حجّیت این ظهور ملغیٰ می‌شود. در اینجا لفظ به دلالت لفظیۀ وضعیه دال بر همۀ افراد است؛ ولی صحبت در این است که مانحن‌فیه که مولا یک لفظی را به‌نحو غیر مشخص و با غیر از لفظی که با دلالت لفظیۀ وضعیه دالّ بر جیمع مصادیق است، مطرح می‌کند؛ در یک هم‌چنین موطنی، نسبت به همۀ افراد اصلا ً ظهوری منعقد نمی‌‌شود.

  • مولا می‌گوید: أعتق رقبةً؛ خُب کجای لفظ این أعتق رقبةً دلالت بر جمیع رقبه‌ها دارد به‌طوری‌که اگر بطن و قلب مولا را شما بخواهید باز کنید از آن این‌طور استفاده می‌شود که جمیع افراد رقبه، اعم از رجال و نساء و اعم از شباب و أشیاخ و اعم از مؤمنین و فاسقین، تمام اینها داخل در مراد مولا هست؟! مولا اصلاً این را بیان نمی‌کند؛ مولا می‌گوید: أعتق رقبةً؛ اینکه می‌گوید: أعتق رقبةً، نسبت به مصادیق ساکت است. دلالت این رقبه، بر افراد به دلالت التزام و به دلالت عقل است. یعنی چون لفظی است که دال بر طبیعت نوعیه می‌کند و صرفاً‌ طبیعت نوعیه را لحاظ می‌کند؛ بنابراین عقل استفاده می‌کند که این لفظی که دالّ بر یک طبیعت نوعیه است، این لفظ، به‌لحاظ طبیعت نوعیه، می‌تواند دال بر همۀ افراد باشد. یعنی می‌شود، ممکن است که م‍ؤمن مورد نظر مولا باشد ـ این خیلی فرق می‌کند ـ ممکن است که فاسق مورد نظر مولا باشد. یعنی اشکالی ندارد، ممکن است که شاب مورد نظر مولا باشد؛ ممکن است که شیخ موردنظر مولا باشد؛ نه‌اینکه شاب یا شیخ مورد نظر مولا هست. یعنی در صورت عام، در مراد مولا بودن، ضرورت و وجوب دخالت دارد؛ مثلاً در أکرم کلّ عالمٍ تک‌تک افراد عالم در قم، به اتصاف به وجوب و ضرورت، مورد نظر مولا هست. امّا در مورد اطلاق، در مورد اجمال، به امکان است؛ یعنی وقتی که مولا مقیّدی را نیاورده است ما می‌گوییم ممکن است که فاسق مورد نظر مولا باشد؛ نمی‌توانیم بگوییم که واجب و ضرورت دارد چون متّصف به ضرورت نیست ـ ولی در عموم متّصف به ضرورت بود ـ ممکن است که مرأه مورد نظر مولا باشد، ممکن است که آن شابّ از عبید و اماء مورد نظر مولا باشد. پس بحث در اینجا بحث امکان است؛ ولی در مورد عموم بحث، بحث ضرورت وجوب است؛ لذا در جایی که بحث، بحث امکان است اطلاق یک لفظی که دالّ بر طبیعت نوعیه است بر مصادیقش به دلالت عقل است، نه به دلالت لفظیه وضعیه. اگر به دلالت لفظیه وضعیه بود تخلّف دالّ از مدلول جایز نبود؛ امّا در اینجا ما می‌توانیم بگوییم که شاید منظور مولا از این أعتق رقبةً، أعتق رقبةً مؤمنةً باشد؛ بدون اینکه مجازی پیدا بشود و بدون اینکه تخلّف از دالّ و مدلول پیدا بشود .چون مولا از اوّل در مقام احراز جمیع مصادیق نبود تا اینکه بعد در اینجا شما تنافی احراز کنید که گفته مؤمنه را آزاد کن. مولا می‌گوید که من از تو می‌خواهم یک رقبه‌ای را آزاد کنی. آیا رقبه، رقبه رجل است؟ می‌گوید که به من ربطی ندارد! خودت برو فکر کن! آیا رقبه، رقبه مؤمنه است؟ می‌گوید که خودت برو فکر کن، خودت ببین کدام‌یک از اینها برای تو محرز می‌شود. 

/