
نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ
حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی میکنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار میدهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده میشود. استاد نشان میدهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی بهدست میآید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی میشود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن میگردد.
نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ
توضیحات:
حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی میکنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار میدهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده میشود. استاد نشان میدهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی بهدست میآید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی میشود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن میگردد.
نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ
6پس در این مقام، در مقام بیان بدوی اطلاق در اینجا قبل از اینکه جمیع مصادیق را ما احراز نکردیم، مولا در مقام اجمال است؛ نهاینکه در مقام تفصیل است. بهعکس عموم، که در عموم در مقام تفصیل است؛ از اوّل میگوید: أکرم کل عالم یعنی این عالمٌ، این عالمٌٰ، این عالمٌ و ... تمام اینها در مقام تفصیل، مورد نظر مولا است. ولی در مقام اجمال میگوید: أعتق رقبةً؛ مولا در مقام تفصیل نیست؛ در اینجا ما چگونه بر عهدۀ مولا و بر رقبۀ مولا تحمیل کنیم که منظور تو مِن اوّل الامر جمیع مصادیق است تا اینکه بعد بهواسطۀ مقید منفصل بگوییم که این مخالف با این مراد ابتدایی است؟! بنابراین، این مقید منفصل هیچگونه منافاتی با این ندارد؛ بلکه مقیِّد در بحث اطلاق به معنای تبیین مراد مولا است؛ نه به معنای مخصِّص بعد العموم است. مخصص منفصل بعد العموم این با ظهور کلام منافات دارد. کلام أکرم کل عالم ظهور در همۀ مصادیق دارد؛ مخصص منفصل منافات با این ظهور دارد؛ ولی در مانحنفیه که مولا نکرهای را، اسم جنسی را، طبیعت مهملهای را، ابتدائاً مطرح کند، در اینجا ما امکان بعضی از مصادیق را میتوانیم بر عهدۀ مولا بگذاریم؛ نهاینکه ضرورت جمیع افراد مصادیق را بر عهدۀ مولا بگذاریم. لذا یک قرینهای که بعداً میآید، آن مقید منفصلی که میآید، به این کلام مولا ظهور می دهد. یعنی تازه این مقیّد منفصل ما آمده و به این کلام ابتدایی که مولا گفته، ظهور داده است. ولی قبل از اینکه مولا این مقید منفصل را بیاورد ما در اینجا ظهوری از این نمیفهمیم؛ ظهور نسبت به جمیع افراد را ما نمیفهمیم.
وقتی که ما ظهور به جمیع افراد را نفهمیدیم در اینجا باید مراجعه کنیم به آن مسائلی که حالا میخواهیم بگوییم؛ باید به عقل خودمان مراجعه کنیم، باید به قرائن خارجی مراجعه کنیم، باید به فرد متعارف مراجعه کنیم، باید به فرد متیقّن مراجعه کنیم؛ چون از ابتدا این کلام مولا در همۀ افراد ظهور نداشته، تا اینکه شما بگویید که خُب مولا بیان نکرده است، پس من دلم میخواهد این فرد را انتخاب کنم. چون مولا میگوید: مگر کلام من نسبت به این، ظهور داشت تا اینکه تو این فرد را انتخاب کنی؟! چرا نرفتی فرد متیقن را انتخاب کنی؟! مگر من عام را گفتم که این کلام من بر تکتک افراد ظهور داشته باشد؟! این ظهور کلام من بر تکتک افراد در باب اطلاق، بنابر دلالت عقل بود، به التزام عقل بود، بهنحو امکان، نه بهنحو ضرورت و وجوب! شما چرا این فرد را انتخاب کردید؟! باید یک فرد دیگر را انتخاب میکردی.
