
نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ
حقیقت اطلاق و مقدمه اول حکمت محور اصلی این جلسه از بیانات آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان اشکال وارد بر دیدگاه مرحوم آخوند خراسانی را درباره «مقام بیان» و انعقاد اطلاق بررسی میکنند و سپس پاسخ ایشان را مبنی بر تفکیک میان بیان بدوی و بیان در وقت حاجت مورد نقد قرار میدهند. در ادامه، معنای صحیح «مقام بیان» تبیین شده و تفاوت اساسی میان عام و نکره از جهت ظهور در مصادیق توضیح داده میشود. استاد نشان میدهند که در الفاظ عام، شمول افراد از دلالت لفظی بهدست میآید، اما در اطلاق و نکره، شمول افراد مبتنی بر دلالت عقلی و امکان انطباق بر مصادیق است. سپس جایگاه اصالة الحقیقه، اصل عدم مخصص و حدود جریان اصول عقلایی در فرض وجود یا عدم وجود احتمال عقلاییِ تقیید بررسی میشود و این مباحث با تطبیق بر آیه «الزانی لا ینکح إلا زانیة» روشن میگردد.
نقد کلام مرحوم آخوند در مقدمۀ اولیٰ
3تلمیذ: یعنی بعد از وقت حاجت است؟
استاد: قبل از وقت حاجت. بحث در قبل از وقت حاجت است.
این أعتق رقبةً مؤمنة وقتی که رقبه را مقید به ایمان کرد، دیگر مقدمۀ اولای ما، اینکه متکلّم در مقام بیان است با مقیِّد منفصل نقض نمیشود؛ بلکه مطلق به حال خودش باقی میماند و نسبت به سایر موارد قابل برای احتجاج خواهد بود. یعنی اگر فرض کنید که ما شک در شیخوخیت یا غیر شیخوخیت کنیم یا شک در رجولیت و انوثیت کنیم ما میتوانیم با همان أعتق رقبةً ابتدایی و بدوی در اینجا رفع دخالت شیخوخیت یا عدم شیخوخیت را کنیم یا رجولیت و انوثیت را بخواهیم رفع کنیم.
بنابراین اطلاق بدوی منافاتی با مقید منفصل ندارد؛ یک بیان داریم که آن بیان، بیان در وقت حاجت است؛ یعنی اگر متکلّم یک مطلقی را مطرح کرد و وقت حاجت رسید، ما کشف میکنیم که مراد متکلم جمیع مصادیق است بلا شبهه؛ چون مقید منفصل نیامده و تأخیر بیان از وقت حاجت هم، غلط است؛ پس باطل است. بنابراین منظور و مراد متکلّم از این بیان جمیع مصادیق آن عنوان مطروح در حکم است. این بیان دوم با بیان اوّل فرق میکند. پس با بیان دوم اطلاق حقیقی و اطلاق واقعی منعقد میشود. یعنی وقتی که وقت حاجت میرسد، در وقت حاجت آن اطلاق واقعاً محقق میشود. اطلاقی که بدون هیچ شک و شبههای است و در آن اطلاق ما حکم به همۀ مصادیق میکنیم علیٰحدسواء نسبت به این عنوانی که مطرح شده است. این جواب مرحوم آخوند بود.1
تأمّل در جواب مرحوم آخوند
مسئلهای که در اینجا میشود مورد تأمل قرار بگیرد، این است که منظور از اطلاقی که مورد نظر آقایان است، آن اطلاقی است که تا قبل از وقت حاجت انسان بتواند به آن اطلاق متمسک بشود. و وقتی که وقت حاجت رسید که اطلاق در آنجا دیگر فایدهای ندارد! وقتی که من میگویم: أعتق رقبةً؛ این أعتق رقبةً تا وقتی اطلاقش، اطلاق مفید است که من را نسبت به هر رقبهای در فسحه قرار بدهد؛ امّا اگر وقت حاجت رسید و من چارهای نداشتم و لامحاله باید که یک نفر را آزاد کنم دیگر در آنجا این اطلاق، فایدهای ندارد؛ این علیٰأیّحال این مسئله به یکی از افراد رقبه حمل میشود. اطلاقی که مورد نظر و مطرح بحث است این است که قبل از وقت عمل و قبل از وقت حاجت مکلف بتواند با این اطلاق زمینه را و مقدمه را برای عمل فراهم کند. این اطلاق مورد نظر است و باید ببینیم که آیا این اطلاق منافاتی با مقیّد دارد یا منافاتی با مقیّد ندارد؟ این مسئله است. وقتی که مولا میگوید: أعتق رقبةً ما اینجا باید ببینیم که در اینجا این بیان مراد مولا چیست؟ این را ما باید لحاظ کنیم؛ بهجهت اینکه ما میخواهیم دنبال رقبه برویم و میخواهیم یک رقبهای را آزاد کنیم. ما نمیتوانیم صبر کنیم تا مولا بعد بگوید که این رقبۀ مؤمنه باشد یا غیر مؤمنه باشد؛ در وقت حاجت دیگر اصلاً بحث از اطلاق و عدم اطلاق نیست؛ آن موقع، وقت عمل است. صحبت ما قبل از وقت حاجت است. قبل از وقت حاجت باید ببینیم آیا اطلاقی منعقد شده یا منعقد نشده است؟ این مورد بحث است. بنابراین اینکه شما دو اطلاق در اینجا درست کنید یک اطلاق، اطلاق بدوی که منافاتی با مقید ندارد و یک اطلاق، اطلاق مؤکّد که آن دیگر با مقیّد منافات دارد؛ این دو اطلاق درست کردن در اینجا خلاف آن محطّ نظر و مورد بحث است.
- کفایة الأصول، ص 247.
