اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)

و تفسیر آیۀ ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾

0
اصول
اصول

بررسی انصراف در آیه «الرجال قوامون على النساء» در کلام آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تحلیل حدود دلالت این آیه بر قوامیت مردان نسبت به زنان اختصاص دارد. در این جلسه ابتدا تبیین می‌شود که آیا آیه اطلاقی فراتر از مسئله زوجیت دارد یا اساساً از ابتدا در همین حوزه انصراف یافته است. سپس دو محور اصلی آیه، یعنی «بما فضل الله بعضهم على بعض» و «بما أنفقوا من أموالهم» بررسی می‌شود تا روشن گردد این دو دلیل بیشتر ناظر به نظام خانواده هستند تا عرصه قضاوت و حکومت. در ادامه با تفکیک میان حکم عقلایی و صرف اختیار فردی، نشان داده می‌شود که در برخی موارد رجوع به مرجع قضاوت یا حکم، تابع ملاک‌های کارآمدی و رفع نزاع است نه جنسیت. در نهایت نتیجه بحث این است که استناد به آیه برای تعمیم قوامیت به همه حوزه‌های اجتماعی، از جمله قضا و حکومت، نیازمند دقت بیشتر و قابل مناقشه است.

موارد انصراف در بیان مرحوم آخوند (3)

4
  • در مسئله قضاوت هم آنچه که مدّنظر است صحت قضاوت است و علم و اطلاع بر مسائل قضائی و رفع خصومت است؛ این مدّنظر شارع است. حالا مثلاً جنبۀ ذکوریّت و انوثیّت در اینجا که مدّنظر نیست. این می‌خواهد رفع قضا و حکومت در اینجا بکند. اگر واقعاً عرف و خود انسان ـ حالا به عرف هم کاری نداریم ـ در مراجعه به مسائل قضائی عقل مرء و درایت و ذکاء و حدّت و استعداد و عدم غلبه احساسات و آن آمادگی و تهیّؤ برای قضاء رجل را راجح می‌داند؛ اگر انسان واقعاً این را احراز کند؛ خُب در عدم مراجعه به قاضی مرأه محذوری در اینجا پیش نمی‌آید. در اینجا خلاف اختیاری پیش نمی‌آید تا اینکه بگوییم که الآن نفس عدم رجوع این حرام است و چون عدم رجوع به مرأه حرام است، باید با ادلۀ اباحۀ اختیار مرء، به رجوع به احد الطرفین تعارض کند. چون در اینجا اشکالی پیش نمی‌آید. چه مرء به مرء مراجعه کند و چه مرء به مرأه مراجعه کند. این غیر از مسئله نکاح است. در مسئله نکاح واقعاً ممکن است یک نفر از یک زن خوشش بیاید، و آن را واقعاً اختیار کند. حالا اگر شارع جلوی او را بگیرد و بگوید که حرام است با این نکاح کنی؛ اینجا نیاز به دلیل داریم؛ این احتیاج به دلیل دارد. اما در مورد قضاوت، شارع می‌گوید: خُب چه اشکالی داری؟! تو می‌خواهی مشکلت حل بشود، می‌خواهی قضاوت پیدا کنی، حالا چه به مرد مراجعه کنی؛ چه به زن مراجعه کنی. دو پایت را در یک کفش کردی که نه‌خیر، حالا که این‌طور شده است بنده عمداً می‌خواهم به مرأه مراجعه کنم. [شما می‌گویید که] بنده می‌خواهم از این اختیارم استفاده کنم؛ من در رجوع به مرء یا رجوع به مرأه مختار هستم که هرکدام را اختیار کنم. شارع می‌گوید که تو می‌خواهی مشکل قضاوتت حل بشود؛ می‌خواهی عقده‌ات حل بشود؛ خُب این دیگر [فرق نمی‌کند!] فرض کن که نان می‌خواهی. حالا آن نانوائی که دارد نان را در می‌آورد، آدم قد کوتاهی باشد یا آدم قد بلندی باشد؛ آن باید نان را قشنگ در بیاورد. تو می‌خواهی نان را از تنور قشنگ در بیاورند و به تو بدهند. حالا به نانوای قد کوتاه و قد بلندش چکار داری؟! وقتی می‌خواهی بروی بقالی جنس بخری، تو می‌خواهی که این جنس را بقال به تو بدهد، حالا زن پشت ترازو ایستاده است یا مرد پشت ترازو ایستاده؛ دیگر به این چکار داری؟!