اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختلاف مرحوم شیخ و آخوند در انعقاد اطلاق

و بررسی اشکال آیت‌الله حکیم

0
اصول
اصول
جلسات

انعقاد اطلاق در اصول فقه و اختلاف شیخ و آخوند در این جلسه به بررسی این مسئله می‌پردازد که آیا با ورود دلیل مقید، اساساً اطلاق شکل می‌گیرد یا از ابتدا حالت اجمال بر بحث حاکم است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم شیخ را توضیح می‌دهد که وجود مقید، یکی از مقدمات اطلاق را از بین می‌برد و در نتیجه از همان آغاز، اطلاق منعقد نمی‌شود. سپس دیدگاه مرحوم آخوند مطرح می‌شود که با تفکیک مراد استعمالی و مراد جدی، امکان جمع بین ظهور ابتدایی لفظ و تقییدهای بعدی را قابل توجیه می‌داند. در ادامه، ثمره عملی این اختلاف در تقدیم تقیید یا تخصیص و نسبت عام و مطلق بررسی می‌شود. همچنین اشکال آیةالله حکیم به این تفکیک و نقد آن مطرح می‌گردد. حاصل بحث این است که نوع احراز اطلاق و نحوه حجیت دلیل مقید، نقش تعیین‌کننده در نتیجه نهایی دارد.

اختلاف مرحوم شیخ و آخوند در انعقاد اطلاق

7
  • مرحوم حکیم می‌فرمایند که در اینجا ما نمی‌توانیم به‌وسیلۀ این أعتق رقبةً مؤمنةً آن أعتق رقبةً را تقیید کنیم. به‌جهت اینکه همان‌طوری که اطلاق در اینجا حجّیتش با اصل است، از آن طرف حجّیت این أعتق رقبةً [مؤمنةً] هم با ظهور است و ظنّی است؛ یا لا تکرم الفساق که بعد از أکرم العالم می‌آید، حجّیتش، حجّیت ظنیه است و حجّیت ظنیه در اینجا نمی‌تواند مقیِّد بشود یا مخصص بشود حجیّت ظنیه دیگری را. این اطلاقی که در اینجا آمدیم اثبات کردیم، حجّیت این اطلاق ظنی است قطعی که نیست، آن دلیلی که بعد آمده است که لا تکرم الفساق باشد یا أعتق رقبةً [مؤمنةً] باشد، آن هم حجّیتش ظنی است. وقتی که حجّیت ظنی شد یکی نمی‌توانند بر دیگری غلبه کند، ما باید در اینجا رجوع کنیم به مرجحات دیگر. در اینجا ایشان این را مطرح کردند.1

  • اشکال بر مرحوم آیةالله حکیم

  • کلام ایشان از دو نقطۀ‌نظر محل تأمل است. مطلب اوّل بر مبنای قوم این کلام محل تأمل است؛ مطلب دوّم بر مبنای ما.

  • نقد آیةالله حکیم بر مبنای اصولیین

  • اما بر مبنای قوم که این اطلاق را کافی می‌دانند برای ترتیب اثر و ترتّب اثر؛ به‌عبارت‌دیگر حجّیت اطلاق را به‌واسطه إصالة کونِ المتکلمِ فی مقام البیان و اینکه اصالت عدم وجود قرینه، این دو را محرز می‌داند برای تحقق اطلاق. بنا بر این مبنا ما اگر بخواهیم مطلب را نگاه بکنیم باز در اینجا، آن دلیل بعد که لا تکرم الفساق باشد، در اینجا دلیل، دلیل حاکم خواهد بود. به‌جهت اینکه در لا تکرم الفساق بحث بر سر این است که آیا این لا تکرم الفساق حجّیت دارد یا ندارد؟ صحبت در این است. اگر لا تکرم الفساق حجّیت نداشت؛ خُب این از بحث خارج است و می‌رود در یک مطلب دیگری که الآن عرض می‌کنیم. اگر حجّیت داشته باشد؛ حجّیت یعنی چه؟ حالا یا حجّیت با اصالت الظهور بیاید یا حجّیت با هر چیز دیگر بخواهد بیاید. بالاخره مقتضای الجمعُ مَهما أمکنُ أوْلی مِن الطّرح و مقتضای جمع بین دلیلین این است که شما الآن به این عمل بکنید. وقتی که می‌گوید: أعتق رقبةً؛ بعد یک دلیل می‌آید که أعتق رقبةً مؤمنةً، اگر أعتق رقبةً مؤمنةً حجّیتش ظنی باشد در این‌صورت [اگر] شما عمل نکنید آن را به‌طورکلی طرح کرده‌ای، نه‌اینکه دیگر در اینجا به هر دو عمل کرده‌اید. اگر یکی بگوید أکرم العالم و بعد دلیل حجّیت ظنیه بیاید که لا تکرم الفساق؛ شما اگر در مانحن‌فیه به لا تکرم الفساق عمل نکنید آن را بالکلّیه در محل نزاع طرح کرده‌اید. اما اگر شما در اینجا آمدید لا تکرم الفساق را گرفتید؛ هم به أکرم العالم عمل کردید، أکرم العالم در مواردی؛ و هم به لا تکرم الفساق عمل کردید، لا تکرم الفساق در مانحن‌فیه. شما در اینجا جمع بین این دو جهت کرده‌اید. پس از این نقطۀ‌نظر اگر شما حجّیت أکرم العالم را حجیّت ظنی می‌دانید در اینجا مقتضای جمع بین دو دلیل این است که لا تکرم الفساق را برای أکرم العالم مقیِّد قرار بدهید.

    1.  همان، ص 559.