اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین

0
اصول
اصول
جلسات

تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین در اصول فقه، محور اصلی این جلسه از درس آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که در ادامه بحث تقیید بعد از وجود مطلق بررسی می‌شود. در این جلسه ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند در تقسیم مطلق و مقید و نسبت آن با موارد توافق و اختلاف تبیین می‌شود و سپس تحلیل تفصیلی دیدگاه مرحوم شیخ در حمل مطلق بر مقید در فرض متوافقین مطرح می‌گردد. استاد توضیح می‌دهند که در مبنای شیخ، تقیید کاشف از مراد واقعی شارع تلقی می‌شود و در فضای محاورات شرعی، نه کشف تدریجی از حکم، بلکه بیان مرحله‌ای مراد مطرح است. در ادامه، اشکال به این مبنا و پاسخ‌های مختلف درباره امکان حمل مقید بر استحباب یا حمل بر افضل افراد واجب بررسی می‌شود و نسبت آن با جمع بین دلیلین تحلیل می‌گردد. همچنین مفهوم جمع عرفی، و این‌که آیا تقیید موجب مجاز در معنا هست یا نه، به‌صورت دقیق نقد و بررسی می‌شود. در نهایت جلسه به این نتیجه می‌رسد که در بسیاری از موارد، حمل بر استحباب به معنای افضل افراد واجب است و اساساً باب مجاز در این تحلیل به آن شکل مطرح نیست.

تقسیم مطلق و مقید به متوافقین و مختلفین

7
  • مثال فقهی: صید با کلب

  • من‌باب‌مثال در بحث صید با کلب، ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾1 دلالت بر حلّیت می‌کند. بعضی‌ها اصلاً این را دلیل گرفتند بر طهارت آن موضع عضّ کلب، یعنی آنجایی که دندان می‌گیرد یا ناخنش فرو می‌رود و این را دال بر طهارت گرفته‌اند. کلوا دلالت بر حلّیت می‌کند. حلّیت در اینجا منافات با عدم طهارت ندارد که یک چیزی حلال باشد ولی در عین حال آن نجس باشد. انسان به‌واسطۀ آب رفع نجاستش را می‌کند و بعد استفاده می‌کند. اینکه حالا ما ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ را مطلق نسبت به همۀ جهات بدانیم در اینجا هیچ دلیلی وجود ندارد. ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ دلالت می‌کند بر اینکه این خوردن و اکل آن اشکال ندارد؛ این دلیل نمی‌شود بر اینکه ناظر به آن جهت دیگر هم ـ که آن طهارت و نجاست است‌ ـ باشد؛ نه، نسبت به آنجا اجمال دارد و چون اجمال دارد، ادلۀ طهارت و نجاست و ملاقات با نجس در اینجا می‌آید و شامل می‌شود و عضّ کلب هم در اینجا مطرح می‌شود، بدون اینکه هیچ‌گونه تصادمی بین فکلوا و بین ادلۀ [طهارت و نجاست] باشد.

  • بله، ما در همین جهت اطلاقی را می‌توانیم اثبات بکنیم،‌ آن اطلاق این است که نسبت به موضع خاص در اینجا می‌توانیم بگوییم اطلاق است. یعنی اگر فرض کنید که آیه می‌گوید ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ بخورید آن چیزهایی را که این کلاب صید، آنها را گرفتند. آیا نفس آن موضعی که دندان این کلب فرو رفته،‌ نسبت به خصوص آن موضع هم آیه ناظر است یا اینکه خصوص آن موضع باید استثناء بشود؟ فرض کنید که اگر گردنش را گرفته است و او را خفه کرده است، آیا ما باید بگوییم این مقدار از این گردن را انسان دور بریزد و قابل برای حلّیت نیست و قابل برای طهارت نیست و بقیۀ جاها نه. می‌گوید ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ از این نقطۀنظر اطلاق دارد. البتّه باز از این نقطۀنظر که اطلاق دارد می‌توانیم این احتمال را مطرح بکنیم که اینجا را کنار قرار بدهد، نه‌اینکه نفس این آیه به اطلاق جدّی دلالت دارد، نه، ما می‌گوییم ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ در اینجا ساکت است نسبت به غیر از موضع عضّ و موضع عضّ. و چون بعداً دیدیم دلیل بر خلاف نیامده است و قرائن نسبت به این قضیه شاهد نیستند ما در اینجا می‌گوییم که آن موضع را هم داخل در اطلاق ﴿فَكُلُواْ مِمَّآ أَمۡسَكۡنَ﴾ می‌توانیم قرار بدهیم.

    1. سوره مائده (5) آیه 4.