
مجمل و مبین
مجمل و مبین در اصول فقه در این جلسه از آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق تعریف مرحوم آخوند و مرحوم شیخ از اجمال و بیان اختصاص دارد. استاد ابتدا توضیح میدهد که آخوند مجمل را لفظی میداند که از ابتدا دلالت بر مراد ندارد و مبیّن را لفظی میداند که از ابتدا ظهور در معنا دارد، حتی اگر بعداً قرینه بیاید. در مقابل، دیدگاه شیخ با تأکید بر نقش علم اجمالی مخاطب و تأثیر آن بر ظهور مطرح میشود. سپس استاد با نقد این دو دیدگاه، نشان میدهد که اجمال و بیان امری نسبی و وابسته به رابطه مخاطب و متکلم است، نه یک حقیقت مستقل از فهم عرفی. همچنین مفهوم عرف بهعنوان مجموعهای آگاه به اوضاع لغت، مجاز، قرائن و شرایط محاوره تحلیل میشود و دیدگاه رایجِ عرف ساده و غیرمتخصص رد میگردد. در پایان روشن میشود که ظهور امری شخصی و وابسته به ادراک مخاطب است و با آمدن قرینه، ظهور جدید شکل میگیرد نه اینکه اصل ظهور از ابتدا نفی شود.
مجمل و مبین
4وقتی که این مطالب را منحیثالمجموع شما بررسی میکنید میبینید عرف بدون این مطالب اصلاً معنا ندارد؛ یعنی فرض کنید که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بروند در عرف چینیها صحبت بکند. این دیگر اصلاً معنا ندارد؛ چون چینی اطلاع بر اوضاع لغت ندارد. یا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بروند در عرف فرانسویها احکام را به زبان عربی بگویند، این معنا ندارد، چون اصلاً اهالی فرانسه اطلاعی بر اوضاع لغت عرب ندارند. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بیاید در یک [منطقۀ] فارسی که اصلاً اطلاعی بر اوضاع لغت عرب ندارد احکام بگوید؛ خُب الآن ما بگوییم که عرف از این کلام پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم چه چیزی میفهمد؟! خُب این غلط است و اصلاً عرف در اینجا معنا ندارد.
پس در وهلۀ اوّل باید آن کسی که در مقابل پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نشسته است بر اوضاع لغت مطلع باشد. ثانیاً بر محاوره معانی حقیقیه و معانی مجازیه هم باید مطلع باشد؛ لعل اینکه رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم این لفظ را در معانی مجازی استعمال کرده باشند. چه کسی گفته است حتماً باید امام یا پیغمبر علیهمالسّلام الفاظ را منحصراً در معنای حقیقی استعمال بکنند؟! چه کسی یک همچنین حرفی زده است؟! این حرف غلط و باطل است. اینها میگویند که امام و پیغمبر علیهمالسّلام معنای مجازی نمیگویند. نه، اصلاً حلاوت کلام و عذوبت کلام و شیرینی کلام به معانی مجازی است. اینطور نیست که پیغمبر چون پیغمبر است پس حرام است که لفظ را در معانی مجازی به کار ببرد؛ اینطور نیست. یا اینکه فرض کنید که پیغمبر مطابق اصطلاحات، کنایات، استعارات و مجازات عرفی بر طبق آنها مشی نکند، تمام اینها غلط است.
اینهمه قرآن مملو از معانی مجازی است ﴿جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ﴾ این معنا، معنای استعاره است دیگر! این معنا، معنای مجازی است. ﴿أَوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾،1 یعنی چه؟ حالا لمس بکنی و دست هم به او بزنی؛ این دست زدن را که نمیگوید! نه، دست بزنید عیب ندارد، اینکه میگوید ﴿أوۡ لَٰمَسۡتُمُ﴾ همان معنای نزدیکی و مجامعت است، این است معنا. یا مثلاً در ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا﴾،2 وطر یعنی همان نیاز، احتیاج، این معنا، معنای استعاره و معنای کنایی است. اصلاً ادب القرآن، اقتضای استعاره را میکند، اقتضای کنایه را میکند. آنوقت چطور ممکن است حالا ما بگوییم که نهخیر، ﴿جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ﴾ این منظور ارتفاع است و این معنا، معنای حقیقی است و معنای مجازی نیست. آن معنای ﴿أوۡ لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾ معنایش فقط همین لمس است، این ﴿فَتَيَمَّمُواْ﴾ اگر کسی دست به او بزند باید برود تیمم بکند؛ اینها تیمم ندارد، وضو هم ندارد. هیچکدام از اینها که معنای حقیقی نیست و خود خدا هم استعمال کرده است، پیغمبر هم استعمال میکند و اصلاً کلام ائمه همه همینطور است.
- سوره نساء (4) آیه 43.
- سوره احزاب (33) آیه 37.
