اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مجمل و مبین در اصول فقه در این جلسه از آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به بررسی دقیق تعریف مرحوم آخوند و مرحوم شیخ از اجمال و بیان اختصاص دارد. استاد ابتدا توضیح می‌دهد که آخوند مجمل را لفظی می‌داند که از ابتدا دلالت بر مراد ندارد و مبیّن را لفظی می‌داند که از ابتدا ظهور در معنا دارد، حتی اگر بعداً قرینه بیاید. در مقابل، دیدگاه شیخ با تأکید بر نقش علم اجمالی مخاطب و تأثیر آن بر ظهور مطرح می‌شود. سپس استاد با نقد این دو دیدگاه، نشان می‌دهد که اجمال و بیان امری نسبی و وابسته به رابطه مخاطب و متکلم است، نه یک حقیقت مستقل از فهم عرفی. همچنین مفهوم عرف به‌عنوان مجموعه‌ای آگاه به اوضاع لغت، مجاز، قرائن و شرایط محاوره تحلیل می‌شود و دیدگاه رایجِ عرف ساده و غیرمتخصص رد می‌گردد. در پایان روشن می‌شود که ظهور امری شخصی و وابسته به ادراک مخاطب است و با آمدن قرینه، ظهور جدید شکل می‌گیرد نه اینکه اصل ظهور از ابتدا نفی شود.

مجمل و مبین

9
  • تلمیذ: پس در اینجا ظهور، ظهور شخصی است؟

  • استاد: ظهور شخصی است، ما ظهور نوعی نداریم.

  • تلمیذ: همان ظهور شخصی برای هر فردی حجّت است.

  • استاد: حجّت است.

  • تلمیذ: پس بزرگان که می‌گویند کلام موالی یا مولا القاء بر عرف شده است، باید بگوییم، عرف فقط همین عرف تخصصی است.

  • استاد: نه، ببینید اینکه می‌گوییم مبنی بر عرف است یعنی عرف تخیلی، همان‌طوری که عرض کردم یعنی فرض می‌کنیم که ما در زمان مولا این مطلب را از مولا شنیدیم. مایی که در زمان مولا این مطلب را از مولا شنیدیم، نسبت به مراد مولا چه حکم می‌کنیم؟ ما باید اوّلاً بر متفاهم این لغت،‌ آن معنایی که مستعملٌ فیه آن لفظ است در زمان مولا اطلاع پیدا بکنیم. یعنی ما باید بدانیم که در زمان مولا این لفظ در چه معنای استعمال شده است مثلا در ﴿فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدٗا طَيِّبٗا﴾1 خُب الآن فرض کنید که صعید در زمان مولا مستعملش چه بوده است؟ این را ما اوّل باید بفهمیم الآن فرض کنید که ما یک معنایی را از صعید می‌فهمیم ولی این معنایی که می‌فهمیم آیا همان معنایی است که مولا گفته است یا نه؟ پس ما باید رجوع کنیم به زمان مولا، لغت را ببینیم، شواهد را ببینیم که در آن زمان چه بوده است؟ آن‌وقت اگر پیدا کردیم؛ که پیدا کردیم. اگر پیدا نکردیم به اصالت عدم نقل، حکم می‌کنیم بر اینکه [در] این معنا در همان زمان سابق تغییر پیدا نشده است درحالی‌که استصحاب قهقرا می‌کنیم نسبت به گذشته. استصحاب قهقرا می‌گویند باطل است ولیکن ما ان‌شاءالله در بحث استصحاب آن را هم برایتان درست می‌کنیم، استصحاب قهقرا هم داریم.

  • تلمیذ: یک‌وقت در زمان مولا هم عرف مختلف بوده است یعنی همان موقع که این کلام بر او القاء شده است افراد مختلف بودند. منظور مولا این است که تمام افراد متوجه بشوند دیگر!

  • استاد: مولا حرفش را زده است؛ حالا یک کسی نمی‌فهمد دیگر به مولا مربوط نیست. مولا می‌گوید: خُب بیایید نگاه کنید ببینید منظور من چه بوده است؟ من در اینجا چه منظوری از این داشتم؟ حالا بعضی از اوقات خودش دقیقاً موضوع را مشخص کرده است ولی بعضی از اوقات مشخص نکرده؛ این را دیگر هر کسی هرطوری‌که می‌تواند باید که بفهمد؛ این می‌شود ظهور شخصی. و در هرصورت چاره‌‌ای نیست که ما ظهور شخصی را بپذیریم.

    1. سوره نساء (4) آیه 43.