اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مقدمۀ مبحث برائت

و مباحثی در موضوع‌شناسی مشروبات الکلی و ماهی پولک‌دار

0
اصول
اصول

اصل برائت در شبهات حکمیه در این جلسه به‌عنوان مقدمه بحث برائت شرعیه بررسی می‌شود و آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی سیر عقلایی این اصل را در برخورد با شک در حکم تبیین می‌کند. ایشان ابتدا تقسیم‌بندی مشهور شیخ انصاری در شبهات وجوبیه و تحریمیه و تفصیل آن به اقسام فقدان نص، اجمال نص و تعارض نصین را توضیح می‌دهد و سپس نگاه آخوند خراسانی که محور را به عدم حجیت و سیره عقلاء برمی‌گرداند می‌کند. در ادامه تفاوت مهم شبهات موضوعیه و حکمیه مطرح می‌شود و نشان داده می‌شود که تشخیص موضوع در بسیاری از موارد بر عهده عرف است نه شارع، مانند تشخیص خمر، الکل و ماهی فلس‌دار. همچنین بحث می‌شود که چرا برخی موضوعات از مباحث اصولی خارج شده‌اند و نقش شارع در موارد اختلاف عرفی چگونه است. در پایان، نسبت علم اجمالی و جریان برائت در موارد مختلف روشن می‌شود و تفاوت آن با باب طهارت و نجاست و لزوم دقت در خلط مباحث بیان می‌گردد.

مقدمۀ مبحث برائت

6
  • حالا من‌باب‌مثال اگر عرف آمد یک ماهی را که‌ اصلاً فلس ندارد یعنی از سر تا دم این ماهی را شما نگاه بکنید یک دانه فلس در این ماهی پیدا نمی‌کنید ولکن این ماهی در ابتدای امرش فلس داشته باشد یااینکه این نژادش نژادی است که فلس دارند و حالا به مرور زمان این فلس‌ها کم‌کم کم‌کم ریخته شده است و فلس‌ها ازبین رفته است، الآن این ماهی با این خصوصیت و با این نوع که در دریا هست فلس ندارد، آیا عرف به آن ماهی و سمک فلس‌دار می‌گوید یا بدون فلس به او می‌گوید؟! در اینجا تشخیص با عرف است یعنی شارع در اینجا نمی‌آید بیان کند که من در اینجا نظرم این است که این ماهی غیر فلس‌دار به‌حساب می‌آید. ولو اینکه این ماهی فلس ندارد حتی یک دانه فلس هم ندارد، اما در اینجا شما ببینید عرف به این ماهی چه می‌گوید؟ می‌گوید: ماهی فلس‌دار ولی فلسش ریخته است یااینکه اصلاً این را جزو ماهی‌های غیر فلس‌دار به‌حساب می‌آورد. اینجاست که تشخیص آن با عرف است.

  • تدخل شارع در موضوعات مشکوک

  • حالا اگر قرار بشود در یک مورد، خود عرف هم در آن مورد شک کند اینجا دیگر به عهدۀ شارع است که بیاید موضوع را بیان کند. اگر شارع موضوعی را مطرح کند و حکمی را برای آن مترتب کند، در اینجا باید شارع خودش حدود موضوع را بیان کند. من‌باب‌مثال عرف شک کند که مسافرت به چه اطلاق می‌شود؟ آیا مسافرت به چهار فرسخ اطلاق می‌شود یا خمسة فراسخ یا عشرة فراسخ؟! چون این موضع، موضع شک است و بر این شک، حکم تشریعی در اینجا بار می‌شود مثل وجوب قصر، وجوب افطار و غیره از احکام شرعی بار می‌شود؛ لذا در اینجا وظیفۀ شارع است که بیاید موضوع را مشخص کند و بگوید که از نظر من موضوع سفر شرعی عبارت از گذشتن اربعة فراسخ است و این سفر شرعی در اینجا محسوب می‌شود.