اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)

و تفاوت اصول عملیه با قواعد فقهیه

14٬065
اصول

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با تکیه بر آیه «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که اصل برائت بر مبنای قبح عقاب بلا بیان و پشتوانه عقلایی و قرآنی است. در ادامه، دیدگاه مشهور درباره تفکیک اصول عملیه از قواعد فقهیه و انتساب برخی به عقل و برخی به روایت نقد می‌شود. با بررسی نمونه‌هایی مانند استصحاب، احتیاط و طهارت روشن می‌گردد بسیاری از این اصول ریشه در بنای عقلاء دارند و سیره عقلاء در آن نقش اساسی دارد و شارع آن‌ها را تأیید کرده است. نتیجه جلسه این است که مرز قاطع میان این دو دسته قابل دفاع نیست و همه این قواعد در یک شبکه واحد از قواعد عقلایی و شرعی قابل تحلیل‌اند و با ادله نقلی تأیید می‌شوند.

بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)

توضیحات:

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با تکیه بر آیه «و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا» بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بیان می‌کند که اصل برائت بر مبنای قبح عقاب بلا بیان و پشتوانه عقلایی و قرآنی است. در ادامه، دیدگاه مشهور درباره تفکیک اصول عملیه از قواعد فقهیه و انتساب برخی به عقل و برخی به روایت نقد می‌شود. با بررسی نمونه‌هایی مانند استصحاب، احتیاط و طهارت روشن می‌گردد بسیاری از این اصول ریشه در بنای عقلاء دارند و سیره عقلاء در آن نقش اساسی دارد و شارع آن‌ها را تأیید کرده است. نتیجه جلسه این است که مرز قاطع میان این دو دسته قابل دفاع نیست و همه این قواعد در یک شبکه واحد از قواعد عقلایی و شرعی قابل تحلیل‌اند و با ادله نقلی تأیید می‌شوند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی ادلۀ قرآنی برائت (2)

11
  • این روایت اصلاً مردود است و همین آقای خوئی این روایت را رد کرده و کنار گذاشته است، حالا دلایل را نگاه کنید! یکی از دلایل این است که اصلاً چطور ممکن است پیغمبر از یادش برود که یک مطلبی را گفته است؟! چطور ممکن است یادش برود که گفته است: «الإسلامُ یَجُبُّ ما قَبلَه» و بعد ام سلمه به ایشان یادآوری کند و متذکر شود؟! این دلالت بر بطلان می‌کند! این یک.

  • دوم اینکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نباید بین همه فرق بگذارد، همه برای پیغمبر علی السّویٰ هستند؛ چه برادر ام سلمه باشد و یا غیر ام سلمه باشد! و عمل و فعال پیغمبر براساس حق خواهد بود.1

  • ایشان از این نکته غفلت کردند و آن اینکه این «الإسلامُ یَجُبُّ ما قَبلَه» ـ حالا ما کاری به این کلام پیغمبر و اظهارنظر نسبت به این روایت نداریم ـ یک اصل عقلائی است. این اصل عقلائی چیست؟ این اصل عقلائی این است که وقتی شخصی در کفر هست، اسلام آن خطاهایی که در حال کفر انجام داده است را می‌پوشاند و آنها را عفو می‌کند الاّ اینکه حق‌الناس یا مسائلی باشد که آنها یک مطالب دیگری است که نسبت به این موارد استثناء شده است. اما اگر در حال کفر نماز نخوانده، خلاف کرده، یک کار حرامی انجام داده و امثال‌ذلک، این اسلام آوردن یعنی تمام وجود را در اختیار رضا و مشیت الهی قرار دادن و با تمام وجود اقبال کردن، آن‌وقت چطور ممکن است که خدا در اینجا به این شخص بگوید که حالا ما شما را به آن کار می‌گیریم؟! آن شخص در یک جریان منحرفی بوده، در یک جریان مخالفی بوده، در تربیت کفر بوده، جوانب، جامعه، اجتماع، تمدن و همۀ اینها یک جریان خلافی را به‌وجود آورده است حالا که اسلام آورده است خدا بگوید: نه، تو باید [نسبت به] تمام این مطالبی که در آن موقع انجام دادی حساب و کتاب پس بدهی؟! این یک مسئلۀ عقلائی است؛ یعنی نفس این مسئله اقتضاء می‌کند که انسان نسبت به این مسئله یک ریشۀ شرعی قائل باشد، چه برسد به اینکه روایت هم داریم.

    1.  موسوعة الإمام الخوئی، ج 16، ص 98.
/ 260