اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (1)

0
اصول
اصول

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه به بررسی مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه و نقد تعریف مرحوم آخوند از اصول عملیه پرداخته می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که آخوند اصول عملیه را اموری می‌داند که مجتهد پس از فحص و یأس از دلیل به آن‌ها رجوع می‌کند، اما این تعریف به ظاهر برخی کاربردهای مقلد را کنار می‌گذارد. سپس با تبیین نقش علوم مختلف مانند فلسفه، تاریخ و کلام در فرایند استنباط، نشان داده می‌شود که فهم حکم شرعی تنها به اصول لفظی محدود نیست. در ادامه تفاوت اصول عملیه با قواعد فقهیه مانند قاعده لاضرر روشن می‌شود که قواعد فقهی احکام کلی اولیه‌اند نه ابزار جست‌وجوی دلیل. نتیجه جلسه اصلاح نگاه به جایگاه این دو دسته قاعده در علم اصول است.

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (1)

3
  • پس موضوع اصول عملیه برای مجتهد جهل به موضوع در مقام عمل و استنباط است؛ یعنی مجتهد بعد از اینکه در مقام استنباط از ادله فحص کرد و نتوانست دلیل را بیابد و آن دلیل را وجدان کند، آن موقع به اصول عملیه که عبارت از استصحاب، اصالة الإباحه و برائت شرعیه یا اصالة الحل و امثال‌ذلک است عمل می‌کند. این یک مطلبی است که مرحوم آخوند در اینجا این مطلب را متذکر شدند.

  • حالا چرا مرحوم آخوند یک هم‌چنین تعریفی را برای اصول عملیه بیان کردند؟! چرا فرمودند که اصول عملیه اصولی است که یَنتهی إلیها المجتهدُ بعدَ الفَحصِ و الیَأسِ عنِ الظَّفرِ بِالدلیل؟!

  • تبیین تعریف مشهورِ علم اصول

  • به‌جهت اینکه ما در مسائل و تعریف علم اصول این‌طور می‌گوییم یعنی تابه‌حال این‌طور خواندیم که علم اصول عبارت از علمی است که مسائل آن علم در طریق استنباط حکم شرعی قرار بگیرد؛ یعنی ما قبل از استنباط حکم شرعی نیاز به یک‌سری مقدمات داریم؛ مجتهد باید نحو بداند تا بتواند ادله را از روی مبانی نحوی مورد تأمل قرار بدهد، باید صرف بداند، باید معانی و بیان بداند و امثال‌ذلک.

  • اگر یک مجتهد معانی و بیان نداند، در آنجایی که امام شوخی کرده است جدی می‌گیرد و در آنجایی که جدی گفته است شوخی فرض می‌کند! در آنجایی که امام خواسته مبالغه کند، حمل بر یک امر وجوب کرده است! و اینها نکات بسیار مهمی است که از معانی و بیان استفاده می‌شود. یکی از آنها علم عربیت است و یکی از آنها احاطۀ به تفسیر قرآن است و یکی از آنها احاطۀ به مبانی عقلی و فلسفی است که تمام اینها در طریق استنباط یک حکم شرعی قرار می‌گیرد.

  • من‌باب‌مثال شخصی که دستش از نقطه‌نظر مبانی عقلی و فلسفی خالی باشد، نمی‌تواند نسبت به احکام شرعی استنباط صحیحی را داشته باشد، همان‌طور که ما موارد بسیاری داریم که شخص به‌خاطر عدم اطلاع بر مبانی فلسفی حکمی می‌کند و این حکمش خلاف ما أنزل الله است.