اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با محوریت تحلیل جایگاه شک در استنباط حکم شرعی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره تعریف علم اصول و گنجاندن اصول عملی مانند برائت، اشتغال و استصحاب، نشان می‌دهد که معیار «ورود در طریق استنباط» به‌تنهایی برای جداسازی کافی نیست. در ادامه توضیح داده می‌شود که شک گاهی موضوع حکم است و گاهی ظرف جهل، اما در هر دو صورت حکم شارع در فضای جهل مکلف جعل می‌شود و تفاوت بنیادین میان این دو ادعا زیر سؤال می‌رود. همچنین بحث می‌شود که تقسیم احکام به واقعی و ظاهری در نهایت به نحوه لحاظ موضوع برمی‌گردد، نه تفاوت ماهوی مستقل. نتیجه جلسه این است که مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه به‌سادگی قابل تفکیک مطلق نیست و بسیاری از این اصول ریشه در ادله فقهی و روایی دارند.

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (2)

توضیحات:

تفاوت اصول عملیه و قواعد فقهیه در این جلسه با محوریت تحلیل جایگاه شک در استنباط حکم شرعی بررسی می‌شود. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با نقد دیدگاه مرحوم آخوند درباره تعریف علم اصول و گنجاندن اصول عملی مانند برائت، اشتغال و استصحاب، نشان می‌دهد که معیار «ورود در طریق استنباط» به‌تنهایی برای جداسازی کافی نیست. در ادامه توضیح داده می‌شود که شک گاهی موضوع حکم است و گاهی ظرف جهل، اما در هر دو صورت حکم شارع در فضای جهل مکلف جعل می‌شود و تفاوت بنیادین میان این دو ادعا زیر سؤال می‌رود. همچنین بحث می‌شود که تقسیم احکام به واقعی و ظاهری در نهایت به نحوه لحاظ موضوع برمی‌گردد، نه تفاوت ماهوی مستقل. نتیجه جلسه این است که مرز میان اصول عملیه و قواعد فقهیه به‌سادگی قابل تفکیک مطلق نیست و بسیاری از این اصول ریشه در ادله فقهی و روایی دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

افتراق اصول عملیه و قواعد فقهیه (2)

9
  • تعلق تکلیف به عناوین

  • پس اصلاً عناوین اینها متعلق برای تکلیف هستند نه نفس آن عمل خارجی، و نفس عمل خارجی از باب اینکه مصداق برای عنوان است ـ همان‌طور که سابق گفتم ـ در اینجا متعلق برای تکلیف است، چون مصداق است! مثلاً یک زن که در خارج هست هیچ حکمی ندارد؛ الآن شما در خارج یک زنی پیدا کنید من‌باب‌مثال در مدرسۀ فیضیه یک زن پیدا کنید، این زن چه حکمی دارد؟! هیچ حکمی ندارد! این زن از حیث اینکه اخت زید است یحلُّ النظرُ إلیها و مِن حیثُ إنّها أمّ الزید یحرمُ النکاح و مِن حیث و مِن حیث و مِن حیث! ببینید در یک مرأه‌ای که شما در اینجا تصور کنید هزارتا حیثیت در اینجا هست؛ از یک حیث حلال است، ‌از یک حیث حرام است، از یک حیث مشتبه است و ... یکی از آن حیثیت‌ها مشتبه الموضوع است.

  • مشتبَهُ الموضوع أحدٌ مِنَ الأحکام!

  • بنابراین این مایعی که در خارج هست، الآن نه در تحت عنوان خمر است، نه در تحت عنوان خَلّ است، نه در تحت عنوان ماء است و نه در تحت عنوان عصیر است هیچ‌کدام نیست! مشتبه الموضوع؛ مشتَبهُ الموضوع أحدٌ مِنَ الأحکام؛ مثلاً یک مایعی مشتبه الموضوع است، خب بر این مشتبه الموضوع احکامی بار می‌شود؛ احکام واقعی این مشتبه الموضوع یا طهارت است یا نجاست یا استصحاب حالت سابقه یا برائت یا اشتغال یا هرچه شما می‌خواهید تصور کنید می‌باشد. پس از این نقطه‌نظر هم شما نتوانستید سر ما را کلاه بگذارید و بگویید که در این اصول عملیه، احکام ما در ظرف جهل است و اینها مُثبت حکم ظاهری است؛ اما ادله و حجج شرعیه مثبت حکم واقعی است. بنابراین این‌هم در اینجا معنا ندارد.

  • بنابراین چه فرقی در اینجا بین حجج شرعیۀ مستنبطه و بین اصول عملیه است؟! درحالی‌که ما گفتیم که تمام این اصول عملیه منشأ فقهی دارند، منشأ روایی دارند، منشأ حدیثی دارند؛ چه فرقی بین اینها هست؟! از این نقطه‌نظر اندراج اصول عملیه در علم اصول در اینجا موجب خدشه است که ما در اینجا بیاییم این اصول عملیه را به‌واسطۀ تعمیمی که مرحوم آخوند می‌دهد داخل در علم اصول کنیم. نیازی نیست اینها را داخل در علم اصول کنیم؛ بلکه اینها را جزو قواعد فقهیه و قواعد شرعیه و احکام مستنبطه حساب می‌کنیم؛ به‌جهت اینکه تمام این اصول عملیه، اشتغال، احتیاط، برائت، اباحۀ شرعیه، استصحاب و ... مستنبط از روایات و احادیث است.

/ 0