
مراتب وجود احکام
مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل میشود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت میرسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی میشود. ایشان همچنین نشان میدهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده میشود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمیگردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن میشود.
مراتب وجود احکام
11ما در اینجا دو موضوع داریم؛ یک خمر داریم که در حال صحت حکم واقعیاش حرمت است. این مایع بِما أنّه مشتبه الموضوع حکم واقعی آن حلیت است یا اجتناب است. پس اگر مکلف موضوع مشتبه را اتیان کند، این اتیان موضوع مشتبه در حال اشتباه و در حال خطا، حکم واقعیاش عبارت از حلیت و اباحه است. حالا در مقام ظاهر آن دلیلی که متکفل این حکم واقعی است اگر دلیل ظنی باشد، این حکم ظاهری میشود. پس حکم ظاهری فقط مقام اثبات را میگویند و اصلاً به مکلف کاری ندارد. فقط در مقام اثبات اگر مکلفی آمد یک حکمی را انجام داد و بعد کشف خلاف شد، در آنجا میگویند که این مکلف این حکمی را که انجام داده است کفایت از آن حکم واقعی که آن حکم در مقام ثبوت بود میکند.
لعلّ اینکه بین حکم واقع و حکم ظاهر اختلاف باشد، منبابمثال راوی روایت را آنطوریکه بایدوشاید از امام علیهالسّلام نشنیده است، اشتباه شنیده است، اشتباه نقل میکند! این حکمی را که امام علیهالسّلام فرمودند بهعنوان حکم واقعی مطلبٌ و آنچه راوی از امام شنیده است مطلبٌ آخر، بین این دو تنافی هست، حالا که بین این دو تنافی هست این حکم از نقطهنظر عدم انطباقش با آنچه را که امام فرمودند، موجب میشود که ما به این حکم ظاهری و به این حکم واقعی بگوییم البته از نقطهنظر عدم انطباق. چرا؟ چون این حکم با حکم واقعی که امام علیهالسّلام دارد منافات دارد؛ اما اگر یک مورد مجهول الحکم باشد حکم ظاهری چیست؟ حکم ظاهری اصلاً در اینجا نداریم، بلکه حکم واقعی در اینجا داریم. حکم واقعی این است که خود خداوند متعال فرموده است که در آن موردی که مشکوک الحکم است، مشکوک الموضوع است، مشتبه الموضوع است، حکم واقعی شما در این مورد حلیت است، خب این حکم واقعی است. چرا؟ چون الموضوعُ بِما هو مشتبَهُ الموضوع متعلق التکلیف بِما هو مجهولُ الحکم بِما هو مشکوک این خودش عنوانٌ خاصٌ یترتب علیه حکمٌ واقعاً لا ظاهراً، این عنوان است. حالا این در مقام ثبوت ثابت شد، حالا در مقام اثبات آن دلیلی که ما را به این حکم واقعی میرساند، یک وقت دلیل قطعی است مثل سیرۀ عقلائیه، حکم عقل یا فرض کنید دلیل شرعی است که قطعی است مثل ادلۀ استصحاب و برائت شرعیه و ادلۀ اصالة الحل که اینها ادلۀ قطعیه دارند و بعداً إنشاءالله راجع به آن ادله بحث میکنیم. اگر اینطور است در اینجا مقام اثبات با مقام ثبوت متساویین هستند، اگر این دلیلی که ما را به حکم واقعی در ظرف شک میرساند ظنی باشد، این حکم ظاهر میشود.
