
مراتب وجود احکام
مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل میشود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت میرسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی میشود. ایشان همچنین نشان میدهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده میشود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمیگردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن میشود.
مراتب وجود احکام
3حالا یک وقتی این موضوع ما دارای ابعاد مختلف و جهات مختلف نیست؛ خب دراینصورت این خودش فیحدّنفسه و صرفنظر از یک جهات خاصی، متعلق برای حکم خواهد بود؛ اما یک وقتی این موضوع ما دارای ابعاد مختلف و دارای جهات مختلف و دارای عناوین مختلف است و در اینجا حکم واقعی، مختلف خواهد بود و فرق میکند. مثلاً ما در احکام داریم که ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُتِبَ عَلَيۡكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكُمۡ﴾؛1 روزه واجب است و این وجوب صوم فقط صرف تعلق حکم به یک موضوعی در شریعت است؛ نه اینکه منظور ما از این، جعل حکم وجوب صوم بهعنوان حکم واقعی است! یا اینکه فرض بکنید﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾2 وجوب صلاة در این آیه فقط بهعنوان مطرح شدن حکمی از احکام وجوبیه و فرضیه در شریعت است که به صلاة تعلق گرفته است؛ نه بهعنوان اینکه وجوب صلاة یک حکم واقعی است!
تفاوت بین حکم واقعی و حکم اجمالی
ببینید در حکم واقعی ما بین مقام اجمال و بین مقام عمل و بین تعلق حکم بر عنوان فرق میگذاریم؛ حکم واقعی این نیست که فرض کنید وجوب بر صلاة تعلق گرفته است بِما هی صلاة و بهعنوان مبهم! حکم واقعی این نیست که وجوب بر صوم تعلق گرفته است بِما هو هو مِن غیر تحققه فی تحت عنوانٍ خاصٍ! حکم واقعی این نیست که حرمت به خمر گرفته تعلق است، تمام اینها احکام اجمالی هستند و فقط از نقطهنظر بیان تحقق یک همچنین حکمی آمدند بیان کردند؛ مثل همان بحثی که ما در باب اطلاق بدوی کردیم که یک وقتی شارع بهنحو مبهم میآید یک حکمی را بیان میکند و این حکم، حکم واقعی نیست بلکه فقط بیان اجمالی برای تعلق حکم بر یک موضوعی است.
فرض کنید که پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرمایند که ما وجوب صلاة در شریعت داریم، حالا وجوب صلاة یک حکم واقعی است یا نه؟ حکم واقعی نیست، ما وجوب صوم در شریعت داریم، اما وجوب صوم حکم واقعی نیست، ما حرمت خمر در شریعت داریم، حرمت زنا در شریعت داریم، حلیت نکاح در شریعت داریم؛ ولی اینها احکام اجمالی هستند نه احکام واقعی و باید فرق بگذاریم؛ ما مراتب احکام را احکام اجمالی، واقعی، ظاهری، اوّلی، ثانوی و اینها میدانیم؛ ولی اینها احکام واقعی نیستند؛ بلکه اینها احکام اجمالی هستند! مثل اینکه شما ابتدائاً و اولاًبلااول یکسری مسائلی را بهنحو اجمال مطرح کنید. منبابمثال اگر شخصی بخواهد درس طبابت را بخواند، بهنحو اجمال میگویند که آقا در طبابت یک همچنین مطالبی هست؛ از صحت و از مرض ابدان در طبابت بحث میشود، خب اینکه یک مسئلۀ ابتدائی و یک مسئلۀ اجمالی است. حالا وقتی که وارد در طبابت بشود، در آنجا با یک احکام واقعی و مسائل واقعی طبی مواجه میشود که آنها یک مسائل دیگر هستند. اما اینکه بگوید: حکم واقعی و مسئلۀ واقعی در طبابت بحث از صحت و مرض است؛ این یک تعریف بدوی و یک تعریف رسمی طبابت است؛ اما مسائل طب آن مسائلی است که از احکام واقعی بحث میکند؛ مسائلی که مربوط به جوارح است، مسائلی که مربوط به کیفیت صحت و مرض است، امراض را بحث میکند، مداوا را بحث میکند و اینها احکام واقعی برای مسائل طبابت هستند و در شرع هم مسائل از این باب است.
- سوره بقره (2) آیه 183. انوار الملکوت، ج 1، ص 29:
«اى کسانى که ایمان آوردهاید بر شما روزه داشتن واجب شد همچنان که بر امم سالفه که قبل از شما بودهاند نیز واجب شده است.» - سوره نساء (4) آیه 103. انوار الملکوت، ج 1، ص 117:
«نماز (از جانب خداى تعالى) بر اهل ایمان در وقت معیّن واجب شده است.»
- سوره بقره (2) آیه 183. انوار الملکوت، ج 1، ص 29:
