
مراتب وجود احکام
مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل میشود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت میرسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی میشود. ایشان همچنین نشان میدهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده میشود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمیگردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن میشود.
مراتب وجود احکام
4پس این احکامی که مترتب بر موضوع هستند احکام واقعی نیستند؛ بلکه اینها فقط یک احکام اجمالی برای موضوع هستند، خب حکم واقعی چیست؟! حکم واقعی عبارت از آن حکمی است که مترتب بر موضوع بِما هو مندرجاً تحت عنوانٍ خاصٍ میشود! پس حکم واقعی وجوب صلاة بِما هی هی نیست؛ بلکه حکم واقعی صلاة در حال حضر برای کسی که صحیح و مستقیم است و ایراد و اشکالی ندارد آن صلاة با این خصوصیات واجبٌ لِهذا الشخص مِن أوّل الزوال إلی غروبِ الشمس حکم واقعی است. صلاة با توجه به شرایط سفر و با توجه به صحت و استقامت شخص واجبٌ مِن اوّل الزوال إلی غروب الشمس، صلاة برای مکلف در حال حرب با این خصوصیات واجب است مِن اوّل الزوال إلی غروب الشمس، صلاة برای مکلف در حال غرق که صلاة غرقیٰ میگوییم با این خصوصیات برای او واجب است و هَلُمَّ جراً.
پس یک حکم واقعی در صلاة نداریم تا آن حکم واقعی را به همه تسرّی بدهیم. این صلاة تحت عناوین خاص، موضوع برای محمولی است که آن محمول حکم واقعی خواهد بود و همینطور خمر؛ خمر برای مکلف در حال صحت و در حال استقامت و بدون هیچگونه محذوری و بدون اکراه و اضطراری حرام است. همین خمر برای مکلف در حال اکراه حلال میشود؛ این خمر برای مکلف در حال اضطرار واجب میشود؛ مثل أکل میته که [در حال اضطرار] نهتنها مباح است؛ بلکه أکل میته حتی واجب هم است چون در اینجا مصلحت اهم مدّنظر است.
پس حکم واقعی عبارت از آن حکمی است که مترتب بر عنوانی است و آن عنوان شمول دارد؛ یعنی در هر زمانی و در هر شرایطی این عنوان، اگر مصداق خارجی پیدا کرد این عنوان از مرحلۀ انشاء به مرحلۀ تنجّز و فعلیت میآید. این معنای حکم واقع است پس حکم واقع در اینجا به این معنا است؛ ما یک حکم داریم که آن حکم عبارت از آن تکلیفی است که آن تکلیف مترتب بر موضوع است بِما هو معنونٌ بِعنوانٍ خاصٍ تحته مصادیق متعددة، این عنوان موضوع و متعلق برای حکم واقعی خواهد بود. این را مقام انشاء میگوییم. خب این مقام جعل و مقام انشاء است. حالا این مقام جعل و انشاء لعلّ اینکه در خارج مصداقی نداشته باشد؛ پس اگر مصداق نداشته باشد این حکم دیگر حکم فعلی و منجّز نخواهد بود.
