
مراتب وجود احکام
مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل میشود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت میرسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی میشود. ایشان همچنین نشان میدهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده میشود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمیگردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن میشود.
مراتب وجود احکام
7تلمیذ: پس شهوت حیوانی در او وجود داشته است؟
استاد: بله، آنوقت هنوز پیامبر نبود.
تلمیذ: پس از چه میترسید که این کار را نکرد؟
استاد: ﴿لَوۡلَآ أَن رَّءَا بُرۡهَٰنَ رَبِّهِ﴾؛ شرع است؛ ا!ِ خب زنا است، زن شوهر دارد!
تلمیذ: شرع باعث شد یااینکه مراعات مصالح و مفاسد را میکرد؟
استاد: نه بابا مصلحت چیست؟! میگفت: مخفیانه، او خودش بهتر بلد بود که چگونه شوهر را خام بکند و این حرفها! این کلک زنها...
تلمیذ:...
استاد: ما به عنوان کلی، جعل حکم داریم؛ عرض کنم که مقام انشاء و مقام واقع هیچ ارتباطی به مکلف ندارند و این حکم در مقام انشاء و واقع روی عنوان کلی رفته است؛ سواءٌ اینکه اصلاً مکلفی در خارج باشد یا نباشد. الخمرُ مِن حیثُ هو هو، در حال صحت، در حال سلامت، بدون اضطرار و اکراه حرام است. حالا فرض میکنیم اصلاً در کرۀ زمین هیچ انسانی وجود نداشته باشد، خدا از فردا میخواهد انسان درست بکند ـ این گِل را به آنطرف میچسباند و از ساعت هفت صبح مشغول میشوند تا دوازده شب! ـ ولی این حکم کلی به معنای واقع وجود دارد.
تلمیذ: چرا وجود دارد؟! حکم بهخاطر تکلیف، تکلیف مکلف میخواهد؟!
استاد: حالا خدا میخواهد بعد درست کند الآن جعل کرده است.
تلمیذ: باز هم ملاحظۀ مکلف شده است؟
استاد: ملاحظۀ مکلف است اما نهاینکه الآن مکلفی فعلی باشد.
تلمیذ: بالأخره در مقام انشاء است!
استاد: جان من! ببینید الآن یک بمب اتم بیاید همۀ مردم زمین ازبین بروند؛ خب خمر در مقام انشاء هنوز است. شما حالا بگویید که تنجّز نداشته باشد و تنجّز آن بهخاطر وجود مکلف است؛ ولی بالأخره انشاء که شده است، تا دیروز بود یکدفعه امروز رفت؟! یعنی الآن ما در مقام واقع هم حکم نداریم؟! واقع که هست! وقتی حرمت خمر آمده و در قرآن هم هست خب معنا ندارد که واقع ازبین برود؛ بلکه واقع سر جایش هست. حالا فرض کنید که یک بمب زدند و همۀ آدمهای این مملکت مردند، خب حالا میگویم که در این محدودۀ جغرافیایی حکم واقع نیست؟! اصلاً واقع ارتباطی به مکلف ندارد! تنجّز مربوط به مکلف است؛ یعنی باید مکلفی باشد، آماده باشد تا آن نسبت به این تنجّز پیدا بکند. اما اگر فرض کنید در یک محدودۀ خاص افراد ازبین رفتند حکم واقعِ حرمتِ خمر در اینجا چیست؟! الاّ اینکه اصلاً نسل بشر برداشته شود، اصلاً قیامت بشود، طبعاً اصلاً شرع دیگر منتفی است، در آنجا شرعی نیست؛ نه اینکه فعلاً در این برهۀ خاص مکلف نیست، خب فردا دوباره درست میشود. اینکه یک روز مکلف هست و یک روز نیست دلیل نمیشود حکم واقعاً برداشته شود، واقع سر جای خودش هست، آن تنجّز با وجود مکلف میآید و آن فعلیت با ابتلاء مکلف میآید. پس این سه مرحله است.
