اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح می‌دهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل می‌شود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت می‌رسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی می‌شود. ایشان همچنین نشان می‌دهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده می‌شود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمی‌گردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن می‌شود.

مراتب وجود احکام

8
  • مرحوم آخوند چهار مرحله بیان کردند و از مرحلۀ جعل گرفتند تا مرحلۀ انشاء و تنجّز و فعلیت1 ما جعل و انشاء را یکی می‌گیریم.

  • تبیین حقیقت شهوت انسانی

  • و اما شهوت انسانی عبارت از آن شهوتی است که اصلاً نفس از اول اتّجاه به حلال دارد لا إلی الحرام اصل این شهوت در وجود انسان و در وجود این مکلف مِن اوّلِ الأمر اتّجاه به حلال دارد و به حرام ندارد؛ یعنی اصلاً در ذهن و در مخیّلۀ مکلف میل به حرام ولو لحظة واحدة محقق نمی‌شود.

  • اختصاص شهوت انسانی به ائمه علیهم‌السّلام و اولیاء

  • و این [مقدور] نیست مگر برای شخصی که از عالم نفس گذشته است! او فقط شهوت انسانی دارد والاّ اوضاع همۀ ما خراب است، این مسئلۀ شهوت انسانی اختصاص به ائمه علیهم‌السّلام و اولیایی دارد که اینها از مقام نفس گذشتند و دیگر در اینها میل به حرام وجود ندارد، نه‌اینکه میل وجود داشته باشد و اینها آن میل خودشان را عقال و مهار کنند. عقل و شرع در اینجا مقیِّد باشد و در اینجا کافّ نفس از وقوع در حرام باشند، نه این شهوت انسانی همان عنوان را به مکلف می‌دهد که در تحت آن عنوان دیگر تنجّز تکلیف معنا ندارد.

  • عدم تأثیر تربیت در تغییر امیال باطنی

  • تلمیذ: اگر بخواهیم شخص عادی را طوری تربیت کنیم که از این شرایط حرام دوری کند نه به‌خاطر ملاحظۀ مصالح و مفاسد و نه حتی به ملاحظۀ شهوت بلکه اصلاً به این شاکله تربیت شود ...

  • استاد: خب اگر یک هم‌چنین تربیتی است این دیگر معصوم است! تربیت شما تربیت آن پادشاهی است که با وزیرش حرف داشت و می‌گفت که شاکله را می‌شود عوض کرد و او می‌گفت که نمی‌شود، [اما] ظاهراً وزیر می‌گفت: شاکله را نمی‌شود عوض کرد. خلاصه یک گربه را گرفت و این گربه را تربیت کرد که گوشت را وقتی که جلویش بگذارند نخورد. گربه شمع را در دستش می‌گرفت و این گربه گوشت را نمی‌خورد. یک سفره‌ای پهن کرد و وزیر را دعوت کرد وزیر هم از اوضاع خبر داشت. در این سفره هم مرغ بود و هم ماهی بود و هم چیزهای دیگر بود. این همین‌طور شمع را نگه می‌داشت و نگاه می‌کرد. این وزیر یک‌دفعه همین‌طور که نشستند از کیسه‌اش چندتا موش درآورد و وسط انداخت! این گربه با موش که تربیت نشده بود لذا شمع را انداخت و رفت در پلو و چلو و...!

    1.  درر الفوائد، ج 1، ص 70.