
مراتب وجود احکام
مراتب حکم واقعی در اصول فقه در این جلسه به تبیین سه مرحله انشاء، تنجز و فعلیت و نسبت آن با مقام ثبوت و اثبات اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی توضیح میدهد که حکم در مرحله انشاء بر عنوان کلیِ منبعث از شرایط و قرائن جعل میشود و سپس در صورت تحقق شرایط، به تنجز و فعلیت میرسد و تفاوت آن با برداشت مشهور از حکم واقعی و ظاهری بررسی میشود. ایشان همچنین نشان میدهد بسیاری از آنچه حکم واقعی یا ظاهری نامیده میشود در واقع به تفاوت در مقام اثبات و نوع دلیل (قطعی یا ظنی) بازمیگردد و نه تفاوت در اصل جعل حکم. در پایان، نسبت احکام اضطرار، اکراه و اشتباه موضوع با حکم واقعی تحلیل شده و نقش علم، قطع و ظن در کشف حکم روشن میشود.
مراتب وجود احکام
9تربیت آن خواست باطن را عوض نمیکند؛ خواست باطن فقط با مجاهده و با عبور نفسانی عوض میشود، تربیت فقط روی خواست باطن را یک پردهای میاندازد و نمیگذارد که آن خواست جلوه کند و ظهور پیدا کند. بله! اگر تربیتی باشد که بهطورکلی و واقعاً مبدّل...
... این دیگر میل ندارد و به طور کلی مقطوع الاعضاء شده است. سابق در دربار پادشاهان و بیت سلاطین بعضیها را مقطوع الأعضاء میکردند که خاطرشان نسبت به اندرونی جمع باشد، اینهم مشمول همین مسئله خواهد بود و فرق نمیکند.
تعریف مقام ثبوت و اثبات در احکام
خلاصه این مقام، مقام تنجّز است و بعد هم ابتلاء مقام فعلیت است حالا این سه مرحلهای که ما برای حکم واقعی عرض کردیم، به این سه مرحله مقام ثبوت میگوییم؛ مقام ثبوت عبارت است از تعلق حکم بر یک موضوعی در عالم واقع و در عالم تنجّز و در عالم فعلیت در تحت عناوین مختلفه بِما هو متولدٌ مِن الشرایط و مِن الأوضاع و مِن القرائن، این حکم واقع میشود. حالا برای رسیدن و وصول به این حکم واقع که مقام ثبوت است، ما احتیاج به مقام اثبات داریم ـ از اینجا میخواهیم وارد حکم ظاهری بشویم ـ این مقام اثبات بر دو نوع است؛ یااینکه این اثبات ما علم و قطع و یقین است یا اثبات ما ظن و شک است.
دلیل منطبق با مقام ثبوت و حکم واقعی
اگر اثبات ما علم و قطع و یقین بود به معنای انطباق و تطابق مقام اثبات و مقام ثبوت، این دلیل واقع میشود. پس دلیل و حجت واقع و واسطۀ در واقع ...؛ حکم واقعی، آن دلیل و آن حجت ـ فرق نمیکند که حجت ظاهری باشد، مانند خبر متواتر خبر قطعی الصدور و قطعی الدلاله؛ یا اینکه انکشاف باطنی باشد از این نقطهنظر فرق نمیکند ـ اگر ما را به آن حکم واقعی میرساند آن دلیل قطع و یا یقین باشد، چون قطع و یقین و علم عبارت از انکشاف ثبوت بِما هو هو مِن دون زیادةٍ و مِن دون نقصانٍ است. پس مقام اثبات با مقام ثبوت منطبق خواهد بود و این دلیل میشود: دلیل یقینی و دلیل واقعی، و حکمی که از این حجت و از این علم برای مکلف حاصل میشود این حکم را حکم واقعی میگویند. پس حکم واقعی عبارت از آن حکمی است که متولد از دلیلی است که آن دلیل از نقطهنظر اثبات، منطبق با مقام ثبوت باشد، یقینی و علم باشد.
